در
کتابخانه
بازدید : 214296تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
بحث ما در مسأله ی خلافت و امامت، رسید به مسأله ی صلح امام حسن و بعد از آن، مسأله ی ولایتعهد حضرت رضا [1]و در مورد هر دوی اینها سؤالاتی وجود داشت كه بحث كردیم. برای اینكه این سری مسائل را تتمیم و تكمیل كرده باشیم، عرض می كنم كه یك مسأله ی دیگر هم برای ائمه ی ما در این زمینه رخ داده است كه از بعضی جهات شبیه اینهاست و یك سلسله سؤالات و بلكه ایرادات در این زمینه هست و آن مربوط به حضرت صادق است. برای غیر این چهار امام یعنی حضرت امیر و حضرت امام حسن و حضرت رضا و حضرت صادق مسأله ی خلافت به هیچ شكل طرح نبوده است.

درباره ی حضرت صادق یك مسأله ی عرضه شدن خلافتی اجمالاً وجود دارد.

در مورد ایشان در واقع دو سؤال وجود دارد. یك سؤال اینكه در زمان حضرت كه آخر دوره ی بنی امیه و اول دوره ی بنی العباس بود، یك فرصت مناسب سیاسی به وجود آمده بود، بنی العباس از این فرصت استفاده كردند، چگونه شد كه حضرت صادق نخواست از این فرصت استفاده كند؟ و فرصت از این راه پیدا شده بود كه بنی امیه تدریجاً مخالفانشان زیاد می شد، چه در میان اعراب و چه در میان ایرانیها، و چه به
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 52
علل دینی و چه به علل دنیایی.

علل دینی همان فسق و فجورهای زیادی بود كه خلفا علناً مرتكب می شدند. مردم متدین شناخته بودند كه اینها فاسق و فاجر و نالایق اند؛ به علاوه ی جنایاتی كه نسبت به بزرگان اسلام و مردان باتقوای اسلام مرتكب شدند. (این گونه قضایا تدریجاً اثر می گذارد. ) مخصوصاً از زمان شهادت امام حسین این حس تنفر نسبت به بنی امیه در میان مردم نضج گرفت و بعد كه قیامهایی بپاشد- مثل قیام زید بن علی بن الحسین و قیام یحیی بن زید بن علی بن الحسین- وجهه ی مذهبی اینها به كلی از میان رفت. كار فسق و فجور آنها هم كه شنیده اید چگونه بود. شراب خواری و عیاشی و بی پرده این كارها را انجام دادن وجهه ی اینها را خیلی ساقط كرد. بنابراین از وجهه ی دینی، مردم نسبت به اینها تنفر پیدا كرده بودند.

از وجهه ی دنیایی هم حكامشان ظلم می كردند، مخصوصاً بعضی از آنها مثل حجاج بن یوسف در عراق و چند نفر دیگر در خراسان ظلمهای بسیار زیادی مرتكب شدند. ایرانیها بالخصوص، و در ایرانیها بالخصوص خراسانیها (آن هم خراسان به مفهوم وسیع قدیمش) ، یك جنب و جوشی علیه خلفای بنی امیه پیدا كردند. یك تفكیكی میان مسأله ی اسلام و مسأله ی دستگاه خلافت به وجود آمد. مخصوصاً برخی از قیامهای علویّین فوق العاده در خراسان اثر گذاشت؛ با اینكه خود قیام كنندگان از میان رفتند ولی از نظر تبلیغاتی فوق العاده اثر گذاشت.

زید پسر امام زین العابدین در حدود كوفه قیام كرد. باز مردم كوفه با او عهد و پیمان بستند و بیعت كردند و بعد وفادار نماندند جز عده ی قلیلی، و این مرد به وضع فجیعی در نزدیكی كوفه كشته شد و به شكل بسیار جنایتكارانه ای با او رفتار كردند؛ با آنكه دوستانش شبانه نهر آبی را قطع كردند و در بستر آن قبری كندند و بدن او را دفن كردند و دومرتبه نهر را در مسیرش جاری كردند كه كسی نفهمد قبر او كجاست، ولی در عین حال همان حفّار گزارش داد و بعد از چند روز آمدند بدنش را از آنجا بیرون آوردند و به دار آویختند و مدتها بردار بود كه روی دار خشكید؛ و می گویند چهار سال بدن او روی دار ماند.

زید پسری دارد جوان به نام یحیی. او هم قیامی كرد و شكست خود و رفت به خراسان. رفتن یحیی به خراسان اثر زیادی در آنجا گذاشت. با اینكه خودش در جنگ با بنی امیه كشته شد ولی محبوبیت عجیبی پیدا كرد. ظاهراً برای اولین بار برای مردم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 53
خراسان قضیه روشن شد كه فرزندان پیغمبر در مقابل دستگاه خلافت اینچنین قیام كرده اند. آن زمانها اخبار حوادث و وقایع به سرعت امروز كه نمی رسید، در واقع یحیی بود كه توانست قضیه ی امام حسین و پدرش زید و سایر قضایا را تبلیغ كند، به طوری كه وقتی كه خراسانیها علیه بنی امیه قیام كردند- نوشته اند- مردم خراسان هفتاد روز عزای یحیی بن زید را بپانمودند. (معلوم می شود انقلابهایی كه اول به نتیجه نمی رسد ولی بعد اثر خودش را می بخشد چگونه است. ) به هر حال در خراسان زمینه ی یك انقلاب فراهم شده بود، البته نه یك انقلاب صددرصد رهبری شده، بلكه اجمالاً همین مقدار كه یك نارضایتی بسیار شدیدی وجود داشت.


[1] . [این بحث از نظر زمانی بعد از بحث «مسأله ی ولایتعهد امام رضا» ایراد شده است. ]
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است