در
کتابخانه
بازدید : 313957تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
2. حدیث معروفی است كه در كتب حدیث و غیر حدیث نقل شده و جزء وصایای حضرت امام مجتبی علیه السلام در مرض وفات نیز آمده است به این مضمون:

كُنْ لِدُنْیاكَ كَأَنَّكَ تَعیشُ اَبَداً وَ كُنْ لِاخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَموتُ غَداً [1].

برای دنیایت چنان باش كه گویی جاویدان خواهی ماند و برای آخرتت چنان باش كه گویی فردا می میری.

این حدیث معركه ی آراء و عقاید ضد و نقیض شده است. برخی می گویند مقصود این است كه در كار دنیا سهل انگاری كن، شتاب به خرج نده، هر وقت كاری مربوط به زندگی دنیا پیش آمد بگو «دیر نمی شود» ، وقت باقی است ولی نسبت به كار آخرت همیشه چنین فكر كن كه بیش از یك روز فرصت نداری، هر وقت كار مربوط به آخرت پیش آمد بگو وقت بسیار تنگ است و «دیر می شود» .

بعضی دیگر به حكم اینكه دیده اند باوری نیست كه اسلام دستور سهل انگاری بدهد، روش و سیرت اولیای دین هرگز چنین نبوده است، گفته اند مقصود این است كه در كار دنیا همواره فكر كن كه جاویدان خواهی ماند، پس به هیچ وجه كوچك مشمار و كارها را به صورت موقت و به بهانه ی اینكه عمر اعتبار ندارد سرسری انجام
مجموعه آثار شهید مطهری . ج16، ص: 587
نده، بلكه آنچنان اساسی و با آینده نگری انجام بده كه گویی تا آخر دنیا زنده هستی زیرا فرضاً خودت زنده نمانی، دیگران از محصول كار تو بهره خواهند برد، اما كار آخرت به دست خداست، همیشه فكر كن كه فردا می میری و فرصتی برایت نمانده است.

چنانكه ملاحظه می كنیم، طبق یكی از این دو تفسیر در كار دنیا باید لاقید و لاابالی و بی مسؤولیت بود و طبق تفسیر دیگر در كار آخرت باید چنین بود. بدیهی است كه هیچ كدام از این دو تفسیر نمی تواند مورد قبول باشد.

به نظر ما این حدیث یكی از لطیفترین احادیث است در زمینه ی دعوت به عمل و ترك لاقیدی و پشت سر اندازی، چه در كارهای به اصطلاح دنیایی و چه در كارهای آخرتی.

اگر انسان در خانه ای زندگی می كند و می داند كه دیر یا زود از این خانه به خانه ی دیگر خواهد رفت و برای همیشه در آنجا مستقر خواهد شد اما نمی داند كه چه روزی و بلكه چه ماهی و چه سالی منتقل خواهد شد، این شخص یك حالت تردید، هم نسبت به كارهای مربوط به این خانه كه در آن هست و هم نسبت به كارهای مربوط به خانه ای كه بعدها به آنجا منتقل خواهد شد پیدا می كند. اگر بداند فردا از این خانه خواهد رفت هرگز دست به اصلاح این خانه نخواهد زد؛ كوشش می كند فقط كارهای مربوط به خانه ای كه فردا به آنجا منتقل خواهد شد اصلاح كند، و اگر بداند چند سال دیگر باید در این خانه بماند برعكس عمل خواهد كرد؛ خواهد گفت آنچه لازم است فعلاً این است كه خانه ی فعلی را سر و صورتی بدهیم، كار آن خانه فعلاً دیر نمی شود، فرصت زیاد است.

در حالی كه شخص در تردید به سر می برد و نمی داند كه بزودی منتقل خواهد شد و یا سالهای دیگر در این خانه خواهد ماند، شخص عاقلی پیدا می شود و می گوید نسبت به كارهای مربوط به این خانه كه فعلاً ساكن آن هستی چنین فرض كن كه برای همیشه در اینجا باقی خواهی بود، علیهذا اگر احتیاج به تعمیر و اصلاح هست انجام بده، ولی نسبت به كارهای مربوط به خانه ی دوم چنین فرض كن كه فردا منتقل خواهی شد، پس هرچه زودتر نواقص و ناتمامیهای آنجا را تكمیل كن.

نتیجه ی چنین دستوری این است كه انسان در هر دو قسمت كوشا و جدی می شود.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج16، ص: 588
فرض كنید می خواهد دست به كار تحصیل علم و یا تألیف كتاب و یا تأسیس مؤسسه ای بزند كه سالها وقت و فرصت می خواهد. اگر بداند عمرش كفاف نمی دهد و كارش ناتمام می ماند، شروع نمی كند. اینجاست كه می گویند چنان بیندیش كه عمرت دراز است. ولی همین شخص از نظر توبه و جبران گذشته ها، از نظر ادای حقوق الهی و حقوق مردمی، و بالأخره از نظر كارهایی كه وقت و فرصت كم هم كافی است، امروز نشد فردا، فردا اگر نشد پس فردا هم می شود انجام داد، چیزی كه هست ممكن است انسان امروز را به فردا و فردا را به پس فردا بیفكند اما فردایی یا پس فردایی نیاید، در این گونه كارها بر عكس نوع اول، لازمه ی این فرض كه عمر باقی است و وقت زیاد است این است كه لزومی ندارد شتاب به خرج داده شود. پس نتیجه ی چنین فرضی تأخیر و تسویف و اهمال است. در اینجا باید فرض كرد كه وقت و فرصتی نیست. پس معلوم شد در برخی موارد لازمه ی فرض اینكه وقت و فرصت زیاد است تشویق به عمل و اقدام، و لازمه ی فرض اینكه وقت كم است دست به كار نشدن است و در برخی موارد دیگر درست كار برعكس است، یعنی لازمه ی فرض اینكه فرصت و وقت زیاد است اهمال و دست به كار نشدن است و لازمه ی فرض اینكه فرصت و وقتی نیست دست به كار شدن است. پس موارد فرق می كند و در هر مورد یك گونه باید فرض كرد كه به عمل و اقدام منتهی گردد.

به اصطلاح علمای اصول، لسانِ دلیل لسان «تنزیل» است، لهذا هیچ مانعی ندارد كه دو «تنزیل» از دو جهت بر ضد یكدیگر بوده باشند. حاصل معنی حدیث این می شود كه از نظر برخی كارها بگو اصل «بقای حیات و ادامه ی عمر» است و از نظر برخی كارها بگو اصل «عدم بقای عمر و كوتاهی آن» است.

این معانی كه ذكر كردم صرفاً یك توجیه بلادلیل نیست؛ چندین روایت دیگر وجود دارد كه كاملاً مفهوم این حدیث را به همین نحو كه گفته شد روشن می كند.

علت اینكه این حدیث مورد اختلاف واقع شده است، عدم توجه به آن احادیث است.

در سفینة البحار ، ماده ی «رفق» ، از رسول اكرم نقل می كند (خطاب به جابر) :

اِنَّ هذَا الدّینَ لَمَتینٌ فَاَوْغِلْ فیهِ بِرِفْقٍ. . . فَاحْرَثْ حَرْثَ مَنْ یَظُنُّ اَنَّهُ لا یَموتُ وَ اعْمَلْ عَمَلَ مَنْ یَخافُ اَنَّهُ یَموتُ غَداً.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج16، ص: 589
این دین توأم با متانت است، بر خود سخت نگیر بلكه مدارا كن. . . كشت كن مانند كسی كه گمان می برد نمی میرد و عمل كن مانند كسی كه می ترسد فردا بمیرد.

در جلد 15 بحار ، بخش اخلاق، باب 29، از كافی ، از رسول اكرم خطاب به علی علیه السلام نقل می كند:

اِنَّ هذَا الدّینَ مَتینٌ. . . فَاعْمَلْ عَمَلَ مَنْ یَرْجو اَنْ یَموتَ هَرَماً وَ احْذَرْ حَذَرَ مَنْ یَتَخَوَّفُ اَنَّهُ یَموتُ غَداً.

اسلام دینی است بامتانت. . . در عمل مانند كسی عمل كن كه امید دارد به پیری برسد و آنگاه بمیرد، و در احتیاط مانند كسی باش كه بیم آن دارد فردا بمیرد.

یعنی آنگاه كه دست به كار مفیدی می زنی كه وقت و فرصت زیاد و عمر دراز می خواهد، فكر كن كه عمرت دراز خواهد بود و اما آنگاه كه كاری را به بهانه ی اینكه وقت زیاد است می خواهی تأخیر بیندازی، فكر كن كه فردا می میری؛ فرصت را از دست نده و تأخیر نینداز.

در نهج الفصاحة از رسول اكرم نقل می كند:

اَصْلِحوا دُنْیاكُمْ وَ كونوا لِاخِرَتِكُمْ كَاَنَّكُمْ تَموتونَ غَداً.

دنیای خویش را سامان دهید و برای آخرت خویش آنچنان باشید كه گویا فردا می میرید.

ایضاً نقل می كند:

اِعْمَلْ عَمَلَ امْرِئٍ یَظُنُّ اَنَّهُ لَنْ یَموتَ اَبَداً وَاحْذَرْ حَذَرَ امْرِئٍ یَخْشی اَنْ یَموتَ غَداً.

مانند آن كس عمل كن كه گمان می برد هرگز نمی میرد و مانند آن كس
مجموعه آثار شهید مطهری . ج16، ص: 590
بترس كه می ترسد فردا بمیرد.

در حدیث دیگر از رسول اكرم آمده است:

اَعْظَمُ النّاسِ هَمّاً الْمُؤْمِنُ، یَهْتَمُّ بِاَمْرِ دُنْیاهُ وَ اَمْرِ اخِرَتِهِ.

از همه ی مردم گرفتارتر مؤمن است، كه باید هم به كارهای دنیای خویش بپردازد و هم به كار آخرت.

در سفینة البحار ، ماده ی «نفس» ، از تحف العقول ، از امام كاظم علیه السلام نقل می كند كه ایشان به صورت یك روایت مسلّم در میان اهل البیت نقل كرده اند كه:

لَیْسَ مِنّا مَنْ تَرَكَ دُنْیاهُ لِدینِهِ اَوْ تَرَكَ دینَهُ لِدُنْیاهُ.

آن كه دنیای خویش را به بهانه ی دین و یا دین خویش را به خاطر دنیا رها كند، از ما نیست.

از مجموع آنچه گفتیم معلوم شد كه چنان تعبیری با چنین مفهومی كه ما استنباط كردیم، در لسان اولیای دین رایج و شایع بوده است.
[1] . وسائل ، ج /2ص 535، چاپ امیربهادر (حدیث 2 از باب 82 از ابواب مقدمات تجارت) .
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است