در
کتابخانه
بازدید : 343403تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
برخی از اروپاییان ادعا می كنند كه پیغمبر اسلام در ابتدا كه ظهور كرد فقط می خواست مردم قریش را هدایت كند، ولی پس از آنكه پیشرفتی در كار خود احساس كرد تصمیم گرفت كه دعوت خویش را به همه ی ملل عرب و غیرعرب تعمیم دهد.

این سخن یك تهمت ناجوانمردانه بیش نیست و علاوه بر اینكه هیچ دلیل تاریخی ندارد، با اصول و قرائنی كه از آیات اولیه ی قرآن- كه بر پیغمبر اكرم نازل شد- استفاده می شود مباینت دارد.

در قرآن مجید آیاتی هست كه نزول آنها در مكه و در همان اوایل كار بعثت پیغمبر اسلام بوده و در عین حال جنبه ی جهانی دارد.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 69
یكی از این آیات آیه ای است در سوره تكویر كه از سوره های كوچك قرآن است. این سوره از سوره های مكیه است كه در اوایل بعثت نازل شده است. آن آیه چنین است: «إِنْ هُوَ إِلاّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِینَ» [1]نیست این مگر یك تذكر و بیدارباش برای تمام جهانیان.

در آیه ی دیگر كه در سوره ی سبأ است می فرماید: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاّ كَافَّةً لِلنّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ اَلنّاسِ لا یَعْلَمُونَ» [2]تو را نفرستادیم مگر آنكه برای همه ی مردم بشارت دهنده و بازدارنده باشی ولی بیشتر مردم نادانند.

نیز در سوره ی انبیاء می فرماید: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّكْرِ أَنَّ اَلْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ اَلصّالِحُونَ» [3]و هرآینه نوشتیم در زبور پس از ذكر كه «زمین» به بندگان صالح من خواهد رسید.

نیز در سوره ی اعراف می فرماید: «یا أَیُّهَا اَلنّاسُ إِنِّی رَسُولُ اَللّهِ إِلَیْكُمْ جَمِیعاً» [4]ای مردم، من فرستاده ی خدایم بر همه ی شما.

در قرآن هیچ جا خطابی به صورت «یا اَیُّهَا الْعَرَب» یا «یا اَیُّهَا الْقُرَشیّون» پیدا نمی كنید. آری، گاهی در برخی از جاها خطاب «یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا» هست كه مطلب مربوط به خصوص مؤمنین است كه به پیغمبر صلی الله علیه و آله گرویده اند (و در این جهت هم فرق نمی كند؛ مؤمن، از هر قوم و ملتی باشد داخل خطاب هست) وگرنه در موارد دیگر كه پای عموم در میان بوده عنوان «یا أَیُّهَا اَلنّاسُ» آمده است.

یك مطلب دیگر در اینجا هست كه مؤید جهانی بودن تعلیمات اسلامی و وسعت نظر این دین است و آن اینكه آیات دیگری در قرآن هست كه از مفاد آنها یك نوع «تعزّز» و اظهار بی اعتنایی به مردم عرب از نظر قبول دین اسلام استنباط می شود.

مفاد آن آیات این است كه اسلام نیازی به شما ندارد، فرضاً شما اسلام را نپذیرید اقوام دیگری در جهان هستند كه آنها از دل و جان اسلام را خواهند پذیرفت. بلكه از مجموع این آیات استنباط می شود كه قرآن كریم روحیه ی آن اقوام دیگر را از قوم عرب برای اسلام مناسبتر و آماده تر می داند. این آیات به خوبی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 70
جهانی بودن اسلام را می رساند، چنانكه در سوره ی انعام می فرماید: «فَإِنْ یَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِكافِرِینَ» [5]اگر اینان (اعراب) به قرآن كافر شوند، همانا ما كسانی را خواهیم گمارد كه قدر آن را بدانند و به آن مؤمن باشند.

نیز در سوره ی نساء می فرماید: «إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْكُمْ أَیُّهَا اَلنّاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرِینَ وَ كانَ اَللّهُ عَلی ذلِكَ قَدِیراً» [6]اگر خدا بخواهد شما را می برد و دیگران را به جای شما می آورد، خداوند بر هر چیزی تواناست.

نیز در سوره ی محمد صلی الله علیه و آله می فرماید: «وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَكُمْ ثُمَّ لا یَكُونُوا أَمْثالَكُمْ» [7]اگر شما به قرآن پشت كنید، گروهی دیگر جای شما را خواهند گرفت كه مانند شما نباشند.

در ذیل این آیه، حضرت امام باقر علیه السلام می فرماید: «منظور از قوم دیگر، موالی (ایرانیان) هستند» .

نیز امام صادق علیه السلام فرمود: «این امر، یعنی پشت كردن مردم عرب بر قرآن، تحقق پیدا كرد و خداوند به جای آنها موالی (یعنی ایرانیان) را فرستاده و آنها از جان و دل اسلام را پذیرفتند» [8] باری، مقصود ما فعلاً این نیست كه بگوییم آن قومِ دیگر ایرانیان بودند و یا غیرایرانیان، بلكه این را می خواهیم بگوییم كه از نظر اسلام قوم عرب و غیر عرب از نظر قبول یا رد اسلام مساوی بودند، و حتی عربها به خاطر بی اعتنایی هایی كه به اسلام می كردند كراراً مورد سرزنش واقع می شدند. اسلام می خواهد به اعراب بفهماند كه آنها چه ایمان بیاورند و چه نیاورند، این دین پیشرفت خواهد كرد زیرا اسلام دینی نیست كه تنها برای قوم مخصوصی آمده باشد.

مطلب دیگری كه در اینجا خوب است تذكر داده شود این است كه این امر یعنی خروج یك عقیده، یك فكر، یك دین و یك مسلك از مرزهای محدود و نفوذ در مرزها و مردم دوردست اختصاص به اسلام ندارد؛ همه ی ادیان بزرگ جهان بلكه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 71
مسلكهای بزرگ جهان، آن اندازه كه در سرزمینهای دیگر مورد استقبال قرار گرفته اند در سرزمین اصلی كه از آنجا ظهور كرده اند مورد استقبال قرار نگرفته اند.

مثلاً حضرت مسیح علیه السلام در فلسطین (منطقه ای از مشرق زمین) به دنیا آمد و اكنون در مغرب زمین بیش از مشرق، مسیحی وجود دارد. اكثریت عظیم مردم اروپا و آمریكا مسیحی هستند؛ آنها حتی از لحاظ قاره و منطقه نیز با حضرت مسیح جدا هستند.

برعكس، خود مردم فلسطین یا مسلمانند یا یهودی؛ اگر مسیحی وجود داشته باشد بسیار كم است. آیا مردم اروپا و آمریكا نسبت به دین مسیح احساس بیگانگی می كنند؟ .

من نمی دانم چرا خود اروپاییان كه القاكننده ی این افكار تفرقه انداز هستند هرگز درباره ی خودشان این جور فكر نمی كنند و فقط به ابزارهای استعماری شان این افكار را تلقین می كنند. اگر اسلام برای ایرانی بیگانه است، مسیحیت نیز برای اروپایی و آمریكایی بیگانه است.

علت روشن است؛ آنها احساس كرده اند كه در سرزمینهای شرقی و اسلامی فقط اسلام است كه به صورت یك فلسفه ی مستقل زندگی به مردم آنجا روح استقلال و مقاومت می دهد، اگر اسلام نباشد چیز دیگری كه بتواند با اندیشه های استعماری سیاه و سرخ مبارزه كند وجود ندارد.

بودا نیز- چنانكه می دانیم- در هند متولد شد، اما میلیونها نفر مردم چین و سرزمینهای دیگر به آیین وی گرویده اند.

زرتشت اگرچه آیینش توسعه پیدا نكرد و از حدود ایران خارج نشد ولی با اینهمه، مذهب زرتشتی در بلخ بیشتر رواج یافت تا آذربایجان كه می گویند مهد زرتشت بوده است.

مكه نیز كه مهد پیغمبر اسلام بود، در آغاز این دین را نپذیرفت ولی مدینه كه فرسنگها از این شهر فاصله داشت از آن استقبال كرد.

از بحث در مذاهب خارج می شویم و مرامها و مسلكها را در نظر می گیریم.

معروفترین و نیرومندترین مسلك اصطلاحی در دنیای امروز «كمونیسم» است.

كمونیسم در كجا پیدا شد و از چه مغزی تراوش كرد و چه ملتهایی آن را پذیرفتند؟ كارل ماركس و فردریك انگلس دو نفر آلمانی بودند كه پایه ی كمونیسم امروز را ریختند. كارل ماركس اواخر عمر خود را در انگلستان گذراند. پیش بینی خود
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 72
ماركس این بود كه مردم انگلستان قبل از سایر ملتها به كمونیسم خواهند گروید، ولی ملت آلمان و ملت انگلستان زیر بار این مرام نرفتند و مردم روسیه ی شوروی آن را پذیرفتند. ماركس هم پیش بینی نمی كرد كه فكر او بجای آلمان و انگلستان در كشور دورافتاده ی شوروی و یا چین رواج یابد.

باز از این ناسیونالیستهای دوآتشه باید بپرسیم: چرا مردم شوروی و مردم چین احساسات ناسیونالیستی شان گل نمی كند و كمونیسم را به عذر اینكه از مرزهای خارج كشور رسیده است و ضد احساسات ملی است طرد نمی كنند؟ اگر همچو سخنی به آنها بگویید به شما می خندند و خواهند گفت:

هین مگو لاحول كادم زاده ام
من زلاحول آن طرف افتاده ام
این موضوع كه آیین یا مرامی از محل خودش خارج شود و در جای دیگر اهمیت و نفوذ بیشتر پیدا كند، مسأله ی تازه ای نیست و اسلام در همان آغاز كار این مسأله را پیش بینی كرد و با طعن زدن به اعرابی كه به قرآن كافر بودند، آینده ی دنیای پرشكوه خود را در میان ملل دیگر به همگان نوید داد [9].
[1] . تكویر/27.
[2] . سبأ/28.
[3] . انبیاء/105.
[4] . اعراف/158.
[5] . انعام/89.
[6] . نساء/133. به نقل تفسیر المیزان ، بیضاوی در تفسیر خود آورده است كه وقتی این آیه نازل شد پیغمبر دست به پشت سلمان گذاشت و گفت: آنها قومِ این هستند.
[7] . محمد صلی الله علیه و آله/38.
[8] . رجوع شود به مجمع البیان ، ج /9ص 164.
[9] . همچنانكه پس از این مفصلاً خواهید دید، غیر از همان یكی دو قرن اول هیچ گاه حجاز بزرگترین مركز اسلامی نبوده است، بلكه از آن تاریخ به بعد همیشه حوزه های بزرگ اسلامی در مصر و بغداد و نیشابور و ماوراء النهر و مراكز دیگر تشكیل می شد و همیشه ملتهای غیرعرب پرچمداران اسلام بوده اند.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است