در
کتابخانه
بازدید : 337955تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
از بحث لغوی می گذریم و وارد بحث اجتماعی می شویم. كوچكترین واحد اجتماعی «خانواده» است. زندگی مشترك انسانها تا وقتی كه به زن و شوهر و فرزندان و فرزندزادگان و احیاناً همسران فرزندان آنها محدود است «زندگی خانوادگی» نامیده می شود.

زندگی خانوادگی فوق العاده قدیم است. از وقتی كه انسان پیدا شده، زندگی خانوادگی داشته است. به عقیده ی بعضی، اجداد حیوانی انسان هم كم و بیش زندگی خانوادگی داشته اند.

واحد بزرگتر از خانواده «قبیله» است. زندگی قبیله ای مجموعه ی خانواده هایی را كه در جدّ اعلی با هم مشتركند در بر می گیرد. زندگی قبیله ای مرحله ی تكامل یافته ی زندگی خانوادگی است. می گویند در زندگیهای خانوادگی و انفرادی اولیه ی بشر، از لحاظ مالی و اقتصادی اشتراك حكمفرما بود نه اختصاص، بعدها مالكیت اختصاصی به وجود آمده است.

واحد اجتماعی دیگری كه از این واحد بزرگتر و تكامل یافته تر است و شامل مجموع مردمی می شود كه حكومت واحد و قانون واحدی بر آنها حكومت می كند، در اصطلاح امروز فارسی زبانان «ملت» نامیده می شود. واحد «ملی» ممكن است از مجموع قبایلی فراهم شده باشد كه در اصل و ریشه و خون با هم شریكند، و ممكن است قبایلی كه ایجادكننده ی یك ملت هستند در خون و ریشه ی اصلی هیچ گونه با هم اشتراك نداشته باشند، و ممكن است اساساً زندگی قبیله ای و ایلی در میان آنها به هیچ وجه وجود نداشته باشد و اگر وجود داشته باشد فقط در میان بعضی از افراد آن ملت وجود داشته باشد نه در میان همه ی آنها.

در كتاب اصول علوم سیاسی جلد اول، صفحه ی 327 چنین آمده است:

«با تفكیكی كه در قرن بیستم از «ملت» و «مردم» می شود، لغت «مردم» بیشتر برای تعیین گروه اجتماعی به كار می رود ولیكن «ملت» از نظر حقوقی و سیاسی واحد جمعیت است كه بر قلمرو ارضی كشوری مستقر می شود و این استقرار نتیجه ی وحدت تاریخی، زبانی، مذهبی یا اقتصادی یا آرمانهای مشترك و خواستن ادامه ی زندگی مشترك است. كلمه ی «مردم»
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 62
جنبه ی جامعه شناسی بیشتری دارد در حالی كه «ملت» بیشتر از نظر حقوق و سیاست داخلی یا بین المللی مورد نظر قرار می گیرد. بعلاوه، استعمال این كلمه در عرف ماركسیستها و لیبرالها فرق می كند و باید توجه داشت كه در به كار بردن، گوینده یا نویسنده پیرو چه ایدئولوژی و اندیشه است. » امروز در جهان، ملل گوناگونی وجود دارد. آنچه آنها را به صورت ملت واحد درآورده است زندگی مشترك و قانون و حكومت مشترك است نه چیز دیگر از قبیل نژاد و خون و غیره. وجه مشترك این واحدها این است كه حكومت واحدی آنها را اداره می كند. بعضی از این ملتها سابقه ی تاریخی زیادی ندارند، مولود یك حادثه ی اجتماعی اند مثل بسیاری از ملل خاورمیانه كه مولود جنگ بین الملل اول و شكست عثمانیهایند.

فعلاً در دنیا ملتی وجود ندارد كه از نظر خون و نژاد از سایر ملل جدا باشد. مثلاً ما ایرانیها كه سابقه ی تاریخی نیز داریم و از لحاظ حكومت و قوانین دارای وضع خاصی هستیم، آیا از لحاظ خون و نژاد از سایر ملل مجاور جدا هستیم؟ مثلاً ما كه خود را از نژاد آریا و اعراب را از نژاد سامی می دانیم، آیا واقعاً همین طور است یا دیگر پس از اینهمه اختلاطها و امتزاجها، از نژادها اثری باقی نمانده است؟ .

حقیقت این است كه ادعای جدا بودن خونها و نژادها خرافه ای بیش نیست. نژاد سامی و آریایی و غیره به صورت جدا و مستقل از یكدیگر فقط در گذشته بوده است، اما حالا آنقدر اختلاط و امتزاج و نقل و انتقال صورت گرفته است كه اثری از نژادهای مستقل باقی نمانده است.

بسیاری از مردم امروز ایران كه ایرانی و فارسی زبان اند و داعیه ی ایرانی گری دارند، یا عرب اند یا ترك یا مغول، همچنانكه بسیاری از اعراب كه با حماسه ی زیادی دم از عربیت می زنند از نژاد ایرانی یا ترك یا مغول می باشند. شما اگر همین حالا سفری به مكه و مدینه بروید، اكثر مردم ساكن آنجا را می بینید كه در اصل اهل هند یا ایران یا بلخ یا بخارا یا جای دیگری هستند. شاید بسیاری از كسانی كه نژادشان از كوروش و داریوش است، الآن در كشورهای عربی تعصب شدید عربیت دارند و بالعكس شاید بسیاری از اولاد ابوسفیان ها امروز سنگ تعصب ایرانیت به سینه می زنند.

چند سال پیش یكی از اساتید دانشگاه تهران كوشش داشت با دلیل اثبات كند
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 63
كه یزید بن معاویه یك ایرانی اصیل بوده تا چه رسد به فرزندانش، اگر در این سرزمین باشند.

پس آنچه به نام ملت فعلاً وجود دارد این است كه ما فعلاً مردمی هستیم كه در یك سرزمین و در زیر یك پرچم و با یك رژیم حكومتی و با قوانین خاصی زندگی می كنیم، اما اینكه نیاكان و اجداد ما هم حتماً ایرانی بوده اند یا یونانی یا عرب یا مغول یا چیز دیگر، نمی دانیم.

اگر ما ایرانیان بخواهیم بر اساس نژاد قضاوت كنیم و كسانی را ایرانی بدانیم كه نژاد آریا داشته باشند، بیشتر ملت ایران را باید غیرایرانی بدانیم و بسیاری از مفاخر خود را از دست بدهیم؛ یعنی از این راه بزرگترین ضربت را بر ملیت ایرانی زده ایم.

الآن در ایران قومها و قبایلی زندگی می كنند كه نه زبانشان فارسی است و نه خود را از نژاد آریا می دانند.

به هر حال در عصر حاضر دم زدن از استقلال خونی و نژادی خرافه ای بیش نیست.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است