در
کتابخانه
بازدید : 338991تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
[1] حدوث دهری مهمترین مسأله ای است كه میر داماد مورد بحث قرار داده است. ملا صدرا اصلاً بحثی از این موضوع نكرده است. به نظر می رسد كه صدرا این نظریه را قبول نداشته و نمی خواسته است كه به نظر استادش بتازد. در جلد دوم اسفار كه از جواهر و اعراض بحث می كند با تجلیل از استاد خود نام می برد.

«حدوث» به معنی مسبوق بودن وجود شئ به عدم است. اما عدم به عدم ذاتی و زمانی منقسم می شود.

«حدوث» یك مفهوم عام است كه مصادیق متعددی دارد مثل لغات مختلف: چراغ، ترازو و. . .

زید انسان است و ماهیت او اقتضای وجود و عدم ندارد؛ در مرتبه ی ذات بلافاصله به یك نوع عدم متصف می شود كه «امكان ذاتی» می نامیم. بعد از امكان، ایجاب و سپس وجود است؛ یعنی الشئ قرّر(به تقرّر ماهوی) ، فأمكن، فاحتاج، فأوجب فوجب، فأوجد فوجد، فحدث. مراحلی كه عقل انتزاع می كند:

مجموعه آثار شهید مطهری . ج13، ص: 244
1. تقرر ماهوی
2. مرحله ی امكان
3. مرحله ی احتیاج
4. مرحله ی ایجاب علت؛ یعنی علت اقتضا دارد وجوب معلول را.
5. مرحله ی وجوب معلول
6. مرحله ی ایجاد، یعنی انتساب شئ به علت
7. مرحله ی وجود، یعنی انتساب شئ به وجود در ظرف خارج یك چیزند.
8. مرحله ی حدوث كه همان وجود است، منتها پس از وجود «حدوث» نام می گیرد.

در این مراتب عقلی، بعد از تقرر ماهیّت، امكان است. امكان چند مرحله قبل از وجود است اما این سبقت، زمانی نیست، ذاتی است.

هر ممكن الوجودی به دلیل اینكه وجودش مسبوق به امكان ذاتی است و امكان عبارت است از عدم- زیرا امكان عبارت است از عدم الاقتضاء- پس وجود هر شیئی مسبوق است به عدم الاقتضاء ماهیت شی ء، پس هر ممكن الوجودی حادث است ذاتا، زیرا این نوع مسبوقیت وجود، به عدم ذاتی است.

حكما در جواب متكلمان می گویند: اجماع داریم بر حدوث عالم، ولی اینكه شما حدوث را انحصارا به حدوث زمانی تعبیر می كنید نادرست است. اجماع ملّیین بر آن است كه جهان حادث است نه اینكه حادث زمانی است.

در واقع حكما برای حدوث، مصادیق دیگری یافته اند كه از جمله ی آن «حدوث ذاتی» است. میر داماد گوید: آنچه را كه حكما آن را «حدوث ذاتی» نامیده اند كشف مصداق جدید نیست، بلكه اصطلاح جدید است.

اینكه وجود مسبوق باشد به عدم الاقتضاء (به امكان) غیر از آن است كه مسبوق به عدم خودش باشد.

باید سابق (عدم) و مسبوق (وجود) مربوط به یك چیز باشند: وجود زید مسبوق به عدم زید باشد.

اما اینجا مسبوق به عدم الاقتضاء است، به امكان ذاتی است، نه اینكه مسبوق به عدم هذا الشئ باشد، در حالی كه حدوث چیزی یعنی مسبوق به عدم خودش.

میر داماد ثابت كرده مسبوقیت وجود اشیاء را به نوعی عدم خود آن اشیاء كه عدم زمانی نیست ولی واقعاً عدم این شئ است اما نه عدم این شئ زمانا، بلكه دهراً.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج13، ص: 245
مقدمات: وجود دارای دو رشته است: رشته ی طولی و رشته ی عرضی.

رشته ی عرضی: سلسله ای كه موجودات در عرض هم اند، همین موجودات زمانی. مثلاً زید مسبوق به وجود پدرش است، پدرش به پدرش. . . این یك سلسله است. این موجودات از نظر مرتبه ی وجودی در عرض هم اند یعنی انسانهای امروز حیوان ناطق اند، در گذشته هم حیوان ناطق بوده اند.

رشته ی طولی مرتبه ی علل واقعی است. زید اگرچه به حسب ظاهر معلول پدرش است ولی در واقع مسبوق است به «عقل فعّال» . عقل فعال هم معلول عقل نهم است تا برسد به ذات خدا. این سلسله را «سلسله ی طولی» گویند. این موجودات هر كدام كامل تر از دیگری است.

عدم چیست؟ مگر عدم چیزی است كه در زمان قرار گرفته باشد؟ به راستی عدم چیزی نیست. ولی عدمی كه در باب حدوث زمانی می گوییم، یك معنی اعتباری است. زمانهای قبل را همه وجود پر كرده. وجود زید كه پنجاه سال به این طرف است در مرتبه ی وجود سعدی در هفتصد سال پیش نیست. ما وجود زید را از آن زمان (هفتصد سال پیش) نفی می كنیم و به عدم متصف می نماییم، ولی واقعاً وجودهای پیشین عدم وجود زید در ذهن ما هستند؟ اینكه زید در مراتب وجودهای پیشین نیست، این طور اعتبار می شود كه «عدم زید» هست. بدین گونه، عدم زمانی و حدوث زمانی را اعتبار می كنیم.

فیلسوف یك سلسله ی طولیه هم كشف كرده؛ همان طور كه سعدی عدم زید است، مرتبه ی وجود عقل فعال هم عدم زید هست. نوعی سبقت واقعی از عدم زید بر وجود او در سلسله ی طولیه هم هست و چون ظرف وجود سلسله ی طولیه را «دهر» گویند، به همین جهت این گونه حدوث را «حدوث دهری» هم می گویند.

و «مسبوقیت وجود شئ به عدم خودش» كه تعریف «حدوث» است در اینجا مصداق دارد یعنی وجود زید در ظرف وجود عقل فعال نیست، بنابر این حادث است، منتها حادث دهری.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج13، ص: 246
از بیان گذشته معلوم شد كه میر داماد توانسته واقعاً نوعی حدوث برای اشیاء ثابت كند غیر از «حدوث زمانی» كه متكلمین گویند و غیر از «حدوث ذاتی» كه حكما معتقدند.

مطلب دیگر از میر داماد كه تأثیر زیادی در حكمای بعد از او داشته عبارت از اثبات حركت قطعی و اثبات هویّت تدریجی زمان در خارج است.

حركت به دو معنی است؛ یكی به معنی توسّطی و دیگری به معنی قطعی كه قبل از میر داماد هم این اصطلاح بوده. حركت توسطی عبارت از «كون الشئ بین المبدأ و المنتهی» است؛ و گاه حركت به معنی یك امر متصل متدرّج الوجود است كه مثل زمان، یك كشش متصل است. آیا حقیقت، حركت قطعی است یا حركت توسطی؟ قبل از میر داماد حكما حركت توسطی را حقیقی می دانستند. در این صورت زمان هم باید اعتباری باشد و این ذهن ماست كه امتداد را برای آن اعتبار می كند. ولی اگر حركت قطعی را حقیقی دانستیم دیگر امتداد زمان هم امر حقیقی است.

میر داماد اولین بار ثابت كرد كه حركت قطعی حقیقی است كه هم پاسخ اشكال فخر رازی را در این باب داده و هم اینكه زمینه را برای ملا صدرا فراهم كرد كه بگوید زمان بعد چهارم است كه در مبحث «قوه و فعل» اسفار فصل 10 تحت عنوان «فی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج13، ص: 247
الحركة و السكون» ذكر شده است.

در ذیل این فصل عنوانی دارد به نام «عقدة و حل» . در تحت این عنوان سخن امام فخر رازی را در دو كتابش یكی در مباحث المشرقیة و دیگری شرح عیون الحكمة (از بوعلی است) در مورد تشكیك در خروج شئ از قوه به فعل تدریجا، ذكر می كند و به پاسخ آن می پردازد. این شبهه و تشكیك در كلمات اقدمین هم بوده است و بهمنیار آن را نقل كرده است ولی جوابی كه بهمنیار و دیگران داده اند این بوده كه این تشكیك بر مبنای حركت قطعیه وارد است نه بر حركت توسّطیه.

صدرالمتألهین گوید: جمهور متأخرین از همین راه رفته اند كه بهمنیار رفته است به خیال اینكه راه درستی است مگر سیّد و استاد ما داماد- دام ظلّه العالی- كه برای اولین بار ثابت كرد كه جواب صحیح چیز دیگری است و ثابت كرد كه فرضاً حركت قطعیه را موجود ندانیم جواب شبهه داده نمی شود؛ و بعلاوه ثابت كرد كه برخلاف آنچه تاكنون گفته اند حركت قطعیه وجود حقیقی دارد و ساخته ی ذهن نیست؛ و آنگاه تحقیق كافی كرد در نحوه ی وجود اشیاء تدریجیّ الوجود و در معنی وجود شئ در «آن» و وجود شئ در زمان، و هم تحقیق كرد در معنی و مفهوم ابتداء داشتن وجود اشیاء؛ و این تحقیقات مورد قبول صدر المتألهین قرار گرفت و تأثیری در فكر او نمود در مسأله ی بعد چهارم بودن زمان.

مسأله ی دیگری كه باید رویش كار بشود مسأله ی تقسیمات وجود است به نفسی و رابطی و رابط. در نظر سبزواری این تقسیمات روشن است ولی در كلمات بوعلی و قدما این تقسیمات وجود نداشته است.

صدرالمتألهین در آخرین فصل از منهج اول از مرحله ی اول [اسفار] متعرض این مطلب شده است و فصلی باز كرده تحت عنوان «فی الوجود الرابطی» و در آن فصل ثابت كرده كه وجود رابطی دو اصطلاح دارد و فرق وجود رابط و رابطی را- كه غالباً موجب اشتباه است- بیان كرده و او گرچه در این فصل نامی از میر داماد نمی برد ولی همان طور كه حاجی سبزواری در حاشیه اشاره كرده او در این فصل از استادش میر داماد در كتاب افق المبین بهره گرفته است.

ضمناً این نكته یادآوری شود كه در این فصل اسفار نوعی تشویش لفظی هم وجود دارد و بعضی مدعی هستند كه در بعضی از نسخ صحیح جهات تشویش را پیدا كرده اند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج13، ص: 248
مطلب دیگر اینكه میر داماد رساله ای دارد به نام ایقاظات؛ در آنجا درباره ی قضا و قدر و جبر و اختیار بحث كرده و نظرات خاصی ابراز كرده است. رساله ی ایقاظات چاپ شده است.

میر داماد رساله ی دیگری دارد به نام رسالة فی مذهب أرسطاطالیس؛ در آنجا درباره ی صنع و ابداع و درباره ی نظریه ی حكما درباره ی قدم ماده بحث كرده است و چیزی كه معروف بوده كه بین افلاطون و ارسطو اختلاف بوده ایشان آن اختلاف را حل كرده است.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج13، ص: 249

[1] . [مطالب این فصل قسمت عمده ی بحث «سیر فلسفه در اسلام از میر داماد تا عصر حاضر» است كه در ترم سوم دوره ی دكتری فلسفه ی دانشكده ی الهیات در سال 52- 51 تدریس شده است. ]
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است