در
کتابخانه
بازدید : 338989تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
منظور ما از «فلسفه» الهیات است، فلسفه ی اولی یا الهی كه با عرفان تناسب دارد، نه فلسفه به معنی وسیع كلمه.

حكمت الهی به دو فن تقسیم می شود (در اصطلاح متأخرین) : امور عامّه یا الهیات بالمعنی الاعم، و الهیات بالمعنی الاخص. این در اصطلاحات شیخ نیامده است.

هدف فلسفه ی الهی درباره ی انسان: انسان در نظام فكری، جهان كلّی شود و از نظر اندیشه، جهان عقلی گردد.

هدف عرفان درباره ی انسان: رسیدن انسان با كل وجودش به حقیقت (خدا) ، فناء فی اللّه، وصول. . .

راه حكیم با راه عارف دو راه است؛ راه حكیم راه منطق و برهان است و راه عارف راه تزكیه و تصفیه و سیر و سلوك است.

وسیله هم تفاوت دارد: مركب حكیم عقل است و مركب عارف دل.

عرفان از كی به صورت یك علم درآمد، علمی كه برای آن موضوعی و فایده ای ذكر كرده اند؟ مثلاً عرفان محیی الدین با عرفان شبلی فرق دارد. در عرفان شبلی مردمی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج13، ص: 210
می بینیم اهل عمل. در عرفان محیی الدین به كتبی و نوشته هایی برمی خوریم كه به وسیله ی محیی الدین و شاگردانش به صورت علمی نظری منتشر شد.

موضوع عرفان چیست؟ موضوع عرفان وجود یا هستی مطلق است و مقصود از آن خداست.

در اینجا مشابهتی نزدیك با حكما و حكمت الهی می توان یافت، زیرا موضوع حكمت الهی «موجود بما هو موجود» است، تفاوت در این است كه حكیم، موجود بماهو موجود را یك مفهوم كلّی می داند دارای مصادیق متعدد، ولی در نظر عارف مسأله ی مفهوم مطرح نیست، او به یك حقیقت معتقد است و آن ذات حق است.

حكیم هم ذات حق را «موجود مطلق» می داند. موجود بماهو موجود تقسیم می شود به موجودی كه وجود عین ذات اوست، یعنی خدا، و موجودی كه وجود زائد بر ذات اوست، یعنی غیر خدا.

حكما از كی به این مطلب رسیده اند كه: «الحقّ ماهیّته إنّیّته» ؟ آیا از زمان ارسطو بوده و یا این مسأله ای است كه فقط در فلسفه ی اسلامی مطرح شده است و جزء مسائلی است كه از برخورد آراء فلاسفه و متكلمان پیدا شده است؟ دو چیز در اینجا مسلّم است: اول اینكه در سخنان ارسطو و افلاطون به چنین مطلبی برنمی خوریم ولی در سخنان بوعلی سینا این مطلب دیده می شود.

آیا در فاصله ی ارسطو و ابن سینا مكاتبی بوده چون نو افلاطونیان و ابن سینا این آراء را از آنها گرفته است یا نه؟ ممكن است، و الاّ خود ارسطو جز به عنوان «محرك اول» از خدا تصوری ندارد.

عین همین سؤال در موضوع عرفان مطرح است: آیا نظر عرفا كه وجود حق را موضوع علم خود می دانند ابتكاری است یا قبل [از] آنها دیگران هم چنین نظری داشته اند؟ برای تحقیق در این مسأله افكار گنوسی ها و نو افلاطونی ها [1]را باید مورد توجه قرار داد.

حكمت الهی علمی است كه از «عوارض موجود بماهو موجود» بحث می كند و
مجموعه آثار شهید مطهری . ج13، ص: 211
اثبات وجود خدا (وجود واجب الوجود) یكی از مسائل این علم است. اثبات اینكه موجود واجب است، ممكن است، جوهر است یا عرض است. . . همه ی اینها (واجب، ممكن و. . . ) از عوارض «موجود بماهو موجود» است.

مسأله ی وجود واجب، مسأله ای است از مسائل حكمت الهی. آنچه را كه عارف موضوع علم خود می داند (موجود مطلق) از مسائل حكمت الهی است؛ و چون موضوع هر علم در آن علم اثبات نمی شود بلكه در علم كلّی دیگری اثبات می گردد، پس عارف نیازی به اثبات آن (خدا موضوع عرفان) ندارد ولی حكیم آن را اثبات می كند، چون از مسائل حكمت الهی محسوب می شود.


[1] . رجوع شود به مقدمه ی عفیفی بر فصوص و مقدمه ی كیوان سمیعی بر شرح گلشن راز، و محاضرات عبد الرحمن بدوی در دانشكده ی الهیات و ارزش میراث صوفیه و سه حكیم مسلمان و بحثی در تصوف دكتر غنی و ورقه های «عرفان و تصوف» خود ما.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است