ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » رنگ سیاه
رنگ سیاه
sedmomen
#1 ارسال شده : 1388 دی پنجشنبه, 03 14:01:30(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/02(UTC)
ارسالها: 565
امتیازات: 1,640
Woman
مکان: ایران

تشکرها: 1 بار
47 تشکر دریافتی در 33 ارسال
سلام
سوال دیگه که خیلی دونستن جوابش برام مهمه اینه که:
فلسفه سیاه پوشیدن در ایام عزاداری خصوصا ایام عزاداری ائمه اطهار علیهم السلام چیست؟
ممنون
منتظر جواب هستم
مـن ز خــــــود هــیچ ندارم که بدان فــــخـــــر کنم.***هر چه دارم همه از آل محمد (صلی الله علیه و آله) دارم.
azadi
#2 ارسال شده : 1388 دی شنبه, 05 13:37:46(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 500
امتیازات: 866

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال
سلام من این مقاله رو از چند جا جستجو کردم و گرفتم یه مقدار طولانی هست ولی اگه اونو بخونی فکر میکنم حواب کاملی واست میشه فقط با حوصله بخونش تقدیم به شما:
قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اكرم (ص) را بر مسلمانان واجب كرده‏اند.(1) دوستى لوازمى دارد و محبّ صادق كسى است كه شرط دوستى را- چنان كه بايد و شايد- به جاى آورد. يكى از مهم‏ترين لوازم دوستى، همراهى و همدلى با دوستان در غم‏ها و شادى‏ها است. از اين رو، احاديث بر برپايى جشن و سرور در ايام شادى اهل بيت (ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان تأكيد ورزيده‏اند.
حضرت على (ع) مى‏فرمايد: شيعه و پيروان ما در شادى و حزن ما شركت دارند(2) امام صادق (ع) نيز فرمود: «شيعتنا جزء منا خلقوا من فضل طينتنا، يسوؤهم ما يسوءُنا ما يسرّهم ما يسرُّنا»(3) «شيعيان ما پاره‏اى از خود ما بوده و از زيادى گل ما خلق شده‏اند، آنچه ما را بدحال يا خوشحال مى‏سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى‏گرداند.»
قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اكرم (ص) را بر مسلمانان واجب كرده‏اند.(1) دوستى لوازمى دارد و محبّ صادق كسى است كه شرط دوستى را- چنان كه بايد و شايد- به جاى آورد. يكى از مهم‏ترين لوازم دوستى، همراهى و همدلى با دوستان در غم‏ها و شادى‏ها است. از اين رو، احاديث بر برپايى جشن و سرور در ايام شادى اهل بيت (ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان تأكيد ورزيده‏اند.
حضرت على (ع) مى‏فرمايد: شيعه و پيروان ما در شادى و حزن ما شركت دارند(2) امام صادق (ع) نيز فرمود: «شيعتنا جزء منا خلقوا من فضل طينتنا، يسوؤهم ما يسوءُنا ما يسرّهم ما يسرُّنا»(3) «شيعيان ما پاره‏اى از خود ما بوده و از زيادى گل ما خلق شده‏اند، آنچه ما را بدحال يا خوشحال مى‏سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى‏گرداند.»
اين وظيفه عقلانى و شرعى ايجاب مى‏كند كه در ايام عزادارى اهل بيت (ع) حزن و اندوه خود را در گفتار (اشك و آه و ناله و زارى)(4)، رفتار (كم خوردن و كم آشاميدن)(5)، و حتى پوشاك (پوشيدن لباسى كه از حيث جنس و رنگ و نحوه پوشش در عرف حكايتگر اندوه و ناراحتى است) آشكار سازيم اما چرا لباس و پوشش سياه؟
رنگ سياه، از جهات گوناگون، آثار و خواص مختلف دارد و به اعتبار هر يك از اين خواص، در مورد يا مواردى خاص، به كار مى‏رود. رنگ سياه از جهتى رنگ پوشش است يعنى سبب استتار و اختفا مى‏گردد و براى چنين هدفى به كار گرفته مى‏شود(6) از جهت ديگر، رنگ هيبت و تشخص است. به همين سبب، لباس رسمى شخصيت‏ها سياه يا سرمه‏اى سير است. در نقل‏هاى تاريخى موارد فراوان مى‏توان يافت كه براى نشان دادن هيبت و تشخص فرد، گروه، حكومت يا مسأله‏اى از اين رنگ استفاده شده است. در كتاب برهان قاطع در برابر واژه سياهپوش آمده است: «شب گرد و عسس و مير بازار و مير شب را گويند، و چاووش را نيز گفته‏اند و آن كسى باشد كه پيشاپيش پادشاه دور باش گويد و اين جماعت در قديم به جهت هيبت و صلابت و سياست سياه مى‏پوشيده‏اند،»(7) ابن اثير يكى از مورخان برجسته مى‏نويسد: ابومسلم خراسانى روزى خطبه خواند. مردى برخاست و پرسيد: اين علامت سياه كه بر تو مى‏بينم چيست؟ گفت: ابو زبير از جابر بن عبدالله انصارى روايت كرده است كه گفت: پيغمبر (ص) هنگام فتح مكه عمامه سياه بر سرداشت و اين لباس هيبت و لباس دولت است.»(8)
يكى ديگر از خواص و آثار رنگ سياه، آن است كه اين رنگ به صورت طبيعى، رنگى حزن آور و دلگير و مناسب عزا و ماتم است. از همين رو، بسيارى از مردم جهان از اين رنگ براى اظهار اندوه در مرگ دوستان و عزيزان خود سود مى‏جويند. البته انتخاب رنگ سياه در ايام سوگوارى، علاوه بر نكته فوق، علتى منطقى- عاطفى نيز دارد. آنكه در ماتم عزيزان خويش جامه سياه مى‏پوشد و در و ديوار را سياهپوش مى‏كند، بااين عمل مى‏خواهد بگويد و بفهماند: عزيز از دست رفته، مايه روشنى چشم و فروغ ديدگانم بود و دفن پيكرش در دل خاك به سان افول ماه و خورشيد در چاه مغرب، پهنه حيات و زندگى را در چشمم تيره و تار ساخته و زمين و زمان را در سياهى و ظلمت فرو برده است.
اين مطلب شواهد گوناگون دارد. حضرت زهرا (س) هشت روز پس از رحلت حضرت رسول (ص)، بر مزار آن حضرت فرياد برآورد: «اى پدر، تو رفتى و با رفتن تو دنيا روشنى‏هاى خويش را از ما برگرفت و نعمت و خوشى‏اش را از ما دريغ كرد. جهان، به حسن و جمال تو، روشن و درخشان بود [ولى اكنون با رفتن تو] روز روشن آن سياه گشته و تر و خشكش حكايت از شب‏هاى بس تاريك دارد و حزن و اندوه، همواره، ملازم ما است»(9)
فردوسى نيز، با اشاره به قتل سيامك توسط ديوان، مى‏گويد:
چو آگه شد از مرگ فرزند، شاه از اندوه گيتى بر او شد سياه‏
بنابراين، سياه پوشى به دليل رمز و رازى كه در اين رنگ نهفته است، رسمى طبيعى و سنتى منطقى براى نشان دادن حزن و اندوه بوده، ملل و اقوام گوناگون در ايام عزا از آن بهره جسته‏اند.(10)(11)
سابقه سياه‏پوشى
شواهد فراوانى در متون كهن ايرانى وجود دارد كه سياهپوشى را نشان ماتم و اندوه قلمداد كرده است. شاهنامه فردوسى كه بيانگر فرهنگ و
تمدن كهن ايران است، از مواردى كه جامه سياه را نمود عزا و غم تلقى كرده، آكنده مى‏نمايد. وقتى رستم به دست برادرش، شغاد، ناجوانمردانه كشته شد، با اين بيت روبه‏رو مى‏شويم:
به يك سال در سيستان سوگ بود همه جامه‏هاشان سياه و كبود
در عصر ساسانيان، هنگامى كه بهرام گور در گذشت، وليعهدش يزدگرد سياه پوشيد:
چهل روز سوگ پدر داشت راه بپوشيد لشگر كبود و سياه‏
وقتى فريدون در گذشت نيز بازماندگان و سپاهش جامه سياه پوشيدند:
منوچهر يك هفته با درد بود دو چشمش پر از آب و رخ زرد بود
سپاهش همه كرده جامه سياه توان گشته شاه و غريوان سپاه‏
اين سياهپوشى تا اكنون در ايران رايج است.(12)
در اساطير يونان باستان آمده است: زمانى كه تيتس از قتل پاتروكلوس به دست هكتور شديداً اندوهگين شد، به نشانه عزا سياه‏ترين جامه‏هايش را پوشيد. اين امر نشان مى‏دهدكه قدمت رسم سياهپوشى در يونان به عصر هومر باز مى‏گردد. در ميان عبرانيان (يهوديان قديم) نيز رسم آن بود كه در عزاى بستگان سرها را مى‏تراشيدند و بر آن خاكستر مى‏پاشيدند و لباس تيره مى‏پوشيدند.(13)
بستانى، در دائرة المعارف خود، رنگ سياه را مناسب‏ترين رنگ عزا در تمدن اروپاى قرن‏هاى اخير گزارش كرده، مى‏نويسد: «طول دوران عزادارى، بر حسب درجه نزديكى به ميّت، از يك هفته تا يك سال طول مى‏كشد و بيوه زنان دست كم تا يك سال عزا مى‏گيرند و در اين مدت لباس‏هاى آنان سياه‏رنگ و خالى از هر گونه نقش و نگار و زيور آلات است.»(14)
در كتاب‏هاى تاريخى گزارش شده است كه عرب، در مواقع مصيبت، جامه خويش به رنگ سياه مى‏كرد.(15) در عصر پيامبر (ص) پس از پايان جنگ بدر كه 70 تن از مشركان و قريش به دست مسلمانان بر خاك هلاكت افتادند، زن‏هاى مكه در سوگ كشتگان خويش جامه سياه پوشيدند.(16)
شعر لبيد، درباره سياه‏پوشى زنان نوحه‏گر، مورد استشهاد بسيار از كتب لغت است:
يخشمن حرّ اوجه صحاح فى السُّلب السّود و فى الامساح‏
(17)
آن زنان در حالى كه لباس‏هاى سياه عزا و پلاس مويين بر تن كرده بودند، گونه‏هاى خويش را با ناخن مى‏خراشيدند.
پس شواهد تاريخى و ادبى نشان مى‏دهد، رنگ سياه از دير باز در ميان بسيارى از ملل و اقوام نشان عزا و اندوه بوده است. اين امر به ايران يا دوران اسلام اختصاص ندارد و اعراب پيش از اسلام، ايرانيان و يونانيان باستان در عزا جامه سياه يا كبود مى‏پوشيدند.(18)(19)
سياهپوشى در ميان اهل بيت (ع)
گزارش‏هاى مستند تاريخى حكايتگر اين حقيقت است كه پيامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) نيز بر اين سنت منطقى و رسم طبيعى مهر تأييد گذاشته و خود در عزاى عزيزانشان سياه پوشيده‏اند. به روايت ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، امام حسن (ع) در سوگ اميرمؤمنان على (ع) جامه سياه پوشيد و با همين جامه براى مردم خطبه خواند.(20) براساس حديثى كه اكثر محدثان نقل كرده‏اند، زنان بنى هاشم در سوگ اباعبدالله الحسين (ع) جامه سياه پوشيدند: «لما قتل الحسين بن على (ع) لبس نساء بنى هاشم السواد و المسوح و كن لاتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين (ع) يعمل لهن الطعام للمأتم»(21) «وقتى امام حسين بن على (ع) به شهادت رسيد، زنان بنى هاشم لباس‏هاى سياه و جامه‏هاى خشن مويين پوشيدند و از گرما و سرما شكايت نمى‏كردند و پدرم على بن الحسين (ع) به علت اشتغال آنان به مراسم عزادارى، برايشان غذا درست مى‏كرد.»
مرحوم كلينى چنان نقل مى‏كند كه سليمان بن راشد از پدرش نقل كرد: امام سجاد (ع) را ديدم كه جبّه‏اى جلو باز و سياه رنگ و طيلسانى كبود رنگ پوشيده بود.(22)
اين شيوه از سوى ديگر ائمه (ع) و بزرگانى چون ام‏سلمه، مختار ثقفى و سيف بن عميره نخعى كوفى جريان داشته و در عصر غيبت تا كنون تداوم يافته است.(23)
فلسفه سياه‏پوشى عباسيان
عباسيان كه در طول قيام داعيه خونخواهى شهداى اهل بيت (ع) داشته‏اند و وقتى به قدرت رسيدند، دولت خود را دولت آل محمد (ص) و ادامه خلافت على بن ابى طالب (ع) خواندند، لباس سياه را براى نشان دادن تداوم ماتم و اندوه‏شان در فقدان عزت پيامبر و مصائب اهل بيت (ع) انتخاب كردند.(24) براساس منابع تاريخى، پس از قتل فجيع زيد و يحيى، آتش خشم مردم عليه رژيم اموى زبانه كشيد و در خراسان بزرگ آن روز، شهرى باقى نماند كه مردمش، لباس سياه نپوشيده باشند. قيام ابومسلم و ظهور سياه جامگان
عباسى نيز دقيقاً در همين دوره حساس تاريخى صورت گرفت. بنى عباس كه در بحبوحه قيام زيد و يحيى خود و پيروان خويش را از معركه و جنگ بابنى اميه و خطرات ناشى از آن بركنار داشته بودند، اوضاع و شرايط را جهت بهره‏بردارى مناسب ديدند و به بهانه خونخواهى شهداى مظلوم كربلا و زيد و يحيى، پرچم سياه و سياهپوشى را ابزار اعلام عزاى شهداى اهل بيت (ع) ساختند و با اين ترفند دوستداران اهل بيت (ع) را پيرامون خود گرد آوردند و براى آنكه اين تبليغ ظاهرى را در اذهان مردم زنده نگه دارند، پس از به قدرت رسيدن، سياهى پرچم و لباس را شعار هميشگى خويش ساختند.
به دليل همين فريبندگى ظاهرى بود كه امام صادق (ع) و ديگر ائمه (ع) به رنگ و لباس سياه خرده مى‏گرفتند يعنى مخالفت امام در اين موارد، به سياهپوشى رسمى و خاصى كه از سوى بنى عباس تحميل شده و نماد بستگى و اطاعت از حكومت ستمگران به شمار مى‏آمد، ناظر است نه سياهپوشى در عزا و ماتم به ويژه مصائب اهل بيت (ع).(25)
سخن پايانى
آنچه به اجمال و اختصار گذشت، نشان مى‏دهد:
اولًا، سياهپوشى سنت منطقى بشر در طول تاريخ بوده و در ايران باستان، يونان و اعراب رواج داشته است.
ثانياً، سياهپوشى بر مصائب اهل بيت (ع) تداوم همان سيره انسانى است.
ثالثاً، سياهپوشى از سوى عباسيان يا اعراب پس از اسلام به ايران منتقل نشده، از ديرباز در فرهنگ و تمدن ملت ايران ريشه داشته است.
به هر روى، لباس سياه نشانه عشق و دوستى به ساحت امامان پاك اعلان جانبدارى از سرور آزادگان در جبهه ستيز حق و باطل و اظهار تيره شدن آفاق حيات معنوى است. آنكه در عزاى امامان نور (ع)، خصوصاً سالار شهيدان، جامه سياه مى‏پوشد، جسمى تيره ولى جانى روشن دارد، در ظاهر سياه است ولى در باطن سپيد.
و چه خوش گفته است شيخ محمود شبسترى در گلشن راز:
سياهى گر بدانى نور ذات است به تاريكى درون، آب حيات است‏
چه مى‏گويم كه هست اين نكته باريك شب روشن ميان روز تاريك‏
پى‏نوشت‏
(1) شورى (42)، آيه: 23 هود (11)، آيه 29 ميزان الحكمة، ج 2، ص 236.
(2) بحارالانوار، ج 44، ص 287.
(3) طوسى، امالى، ص 305.
(4) در اين خصوص نگا: چشمه فيض.
(5) طبق فرموده امام صادق) ع (به معاويه بن وهب: عزاداران سيدالشهداء) ع (در روز عاشورا از آب و غذا دورى جويند تا آنكه يك ساعت از وقت فضيلت نماز عصر بگذرد، آنگاه در حد لزوم به غذاى معمول صاحبان مصيبت، سدّ جوع و عطش كنند.) نگا: تاريخ النياحة الامام الشهيد الحسين بن على) ع (، سيد صالح شهرستانى، ج 1، ص 159- 157) اين روايت بايد براى ما تأمل برانگيز باشد.
(6) يوسفى، دكتر غلامحسين، يادداشت‏هايى در زمينه فرهنگ و تاريخ، ص 272 و 372.
(7)) برهان قاطع، محمد حسين تبريزى، ص 386)
(8)) ابن اثير، الكامل، ج 9، ص 411)
(9) بحارالانوار، ج 43، ص 174- 180.
(10) براى مطالعه بيشتر ر. ك:
(11) الف. زندگى مسلمانان در قرون وسطى، دكتر على مظاهرى، ترجمه مرتضى راوندى، ص 68 و 69 ب. رنگ در تاريخ ايران، دكتر مريم ميراحمدى فصلنامه مطالعات تاريخى، سال اول، ص 115 به‏بعد پ. فرهنگ البسه مسلمانان، دزى، ترجمه دكتر حسينعلى هررى، ص 243- 349.
(12) نگا: ياقوت حموى، معجم البلدان، ج 3، ص 452 مير سيد ظهيرالدين مرعشى، تاريخ گيلان و ديلمستان، ص 223.
(13) باستانى، پطرس، دائرة المعارف، ج 6، ص 710- 712.
(14) همان.
(15) اخبار الدولة العباسية، تحقيق دكتر عبدالعزيز دورى و دكتر عبدالجبار مطلّبى، ص 247.
(16) ابن هشام، السيرة النبوية، ج 3، ص 10 و 11.
(17) ابوالحسنى، على، سياهپوشى در سوگ ائمه نور، ص 76 و 77.
(18) براى اطلاع بيش‏تر ر. ك:
(19) الف. تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، آدام‏متز، ترجمه على‏رضا ذكاوتى قراگزلو، ج 2، ص 127 به بعد ب. سياهپوشى در سوگ ائمه نور. همان ص 53- 93.
(20) ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، ج 16، ص 22.
(21) بحارالانوار، ج 45، ص 188 وسائل الشيعه، ج 2، ص 890.
(22) وسائل الشيعه، ج 3، ص 361.
(23) سياهپوشى در سوگ ائمه نور، ص 129- 155.
(24) ر. ك: ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 172 حسن، ابراهيم، تاريخ الاسلام، ج 1، ص 408 و ج 2، ص 447- 448.
(25) نگا: سياهپوشى در سوگ ائمه نور، ص 591- 200.

sedmomen
#3 ارسال شده : 1388 دی چهارشنبه, 09 13:06:36(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/02(UTC)
ارسالها: 565
امتیازات: 1,640
Woman
مکان: ایران

تشکرها: 1 بار
47 تشکر دریافتی در 33 ارسال
با تشکر مطالب مفیدی بود ولی نظرات دیگه ای هم وجود داره که بگید یا نه؟؟؟؟
مـن ز خــــــود هــیچ ندارم که بدان فــــخـــــر کنم.***هر چه دارم همه از آل محمد (صلی الله علیه و آله) دارم.
azadi
#4 ارسال شده : 1388 دی جمعه, 11 07:08:32(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 500
امتیازات: 866

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال
سلام
بازم جستجو میکنم اگه بود حتما برات مطلب رو میذارم
azadi
#5 ارسال شده : 1388 دی شنبه, 26 12:07:09(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 500
امتیازات: 866

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال
دوست عزيزم ! پوشيدن لباس سياه به منظور اعلان حزن و اندوه د رمصيبت به كار مي رود . پوشيدن لباس سياه يك مسئله عرفي است كه در جوامع مختلف از آن استفاده مي شود شايد تا كنون ديده باشيد كه حتي افراد غير مسلمان هم در هنگام مصيبت از بازو بند سياه يا نوار هاي سياه استفاده مي كنند . پوشيدن لباس سياه در شرع اسلام مكروه است . اما در مراسم عزاداري معصومين پوشيدن لباس سياه استثناء شده است . البته پوشيدن لباس سياه از نظر شرع در اين مراسم واجب نيست ولي پوشيدن آن رحجان دارد يعني بهتر است . چنانچـه بر اساس روايات امام حسيـن (ع) در هنـگام شهـادت لباس سياه بر تن داشته اند و نيز نقل شده كه ائمه (عليهم السلام ) در ايام سوگواري جامة سياه مي پوشيدند . مراجع تقليد نيز در اين زمينه نظراتي دارند از جمله : آيت الله فاضل لنكراني در اين زمينه مي فرمايد : پوشيدن لباس سياه در عزاداري امام حسين ( ع ) و ديگر ائمه (عليهم السلام) چون از مصاديق تعظيم شعائر است واجد رحجان شرعي مي باشد و عملاً بزرگاني چون مرحوم آيت الله بروجردي در روز عاشورا از قباي سياه استفاده مي كردند . آيت الله صافي گلپايگاني و آيت الله نوري همداني نيز مي فرمايند : پوشيدن لباس سياه به عنوان اعلان حزن و اندوه در مصيبت امام حسين و ائمه ? رحجان دارد . آيت الله صافي گلپايگاني د رخصوص كراهت نماز خواندن با لباس سياه بر عزاداران امام حسين ( ع ) مي فرمايد : چون لباس سياه علامت عزاداران سيد الشهداء ( ع ) است و عزاداران آن حضرت رحجان دارد لذا نماز خواندن با آن نيز مكروه نمي باشد . البته بعضي رنك سياه را رنگ حيرت مي دانند و معتقدند وقتي انسان در مقابل رنگ سياه قرا رمي گيرد تفكرش ثابت مي شود . يعن يبيشتر تكر مي كند . منابع و مأخذ : 1- مبلغان ، ش 39 ، ص 127 2- غم و شادي در سيره معصومين ( ع ) محمود اكبري ، ص 221 3- مجله ضمير ، دوره جديد ، شماره دوم ---------------------------------------------------- 1- الشعائر الحسنيه ، ص 66 2- سفينته البحار ج 1/670 3- جامع المسائل ج 1 ص 621 س 2170 4- جامع الاحكام ، آيت الله صافي ج 2 ص 130 س 1590 هزار و يك مسئله آيت الله نوري همداني ج 2 ، ص 180 س 602 5- جامع الحكام ج 2 ص 130 س 1591 6- مجله ضمير شماره دوم ص 13
---------------------------
شیدا
#6 ارسال شده : 1390 مرداد دوشنبه, 24 13:25:26(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 164
امتیازات: 205
Woman
مکان: تهران

تشکرها: 29 بار
20 تشکر دریافتی در 18 ارسال
با سلام از اونجایی که بحث رنگ لباس بانوان مخصوصا چادر از مباحث روز می باشد و هفته نامه خاتون چادر مشکی را زیر سئوال برده است دوست داشتم در ادامه بحث سید مومن عزیز که فلسفه سیاه پوشی رو مطرح کرده اند به این موضوع نیز پرداخته شود ؛ واقعا جای تاسف داره که یک هفته نامه وابسته به دولت این مطالب رو زده باشه و رنگ مشکی چادر رو نشانه تکبر زنان و سوغات ناصر الدین شاه قاجار از فرنگ بدونن ؟!
abbase1385
#7 ارسال شده : 1390 مرداد دوشنبه, 24 14:05:27(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 357
امتیازات: 1,004

تشکرها: 2 بار
31 تشکر دریافتی در 25 ارسال
واقعا متاسفم برای افرادی که این طرز فکر رو دارن و با این حرفا میخوان قداست چادر و پوشش کامل زنان رو زیر سوال ببرن به همین خاطر مطلب بسیار زیبایی رو انتخاب کردم که الان براتون میذارم تا هم از این مطالب استفاده کنید و هم جوابی باشه برای مغرضین
در علم روانشناسی هر رنگی برای خودش یک مفهوم داره، رنگ سیاه هم همینطوره و مفهومش اینه که «رنگ سیاه، نمایانگر مرز مطلق است.» پس کسی که سیاه می پوشد، یعنی این که مرزی رو ایجاد کرده. اما این که این مرز برای چیه، در موقعیت های مختلف ، فرق داره. گاهی لباس سیاه را در ماتم و عزا می پوشند ، برای ان که نشان دهند بین آنها و عزیزشان فاصله افتاده و مرز زندگی ، آنها را از هم جدا کرده و یا برای آن که نشان بدهند که در حریم خانه و خانواده ی آنها حادثه ای اتفاق افتاده که انجام برخی از کارهای معمولی که سایر خانواده ها انجام می دهند ، برایشون میسّر نیست .
اما گاهی هم سیاه می پوشند ؛ نه برای عزا و ماتم ، بلکه برای مشخص کردن مرزها و حریم های اجتماعی ، و حجاب یک خانم مسلمان یا چادر سیاه ، از این دسته است .
وقتی که خانمی چادر مشکی به سر می کنه و با وقار و متانت تمام ، قدم به عرصه ی اجتماع می ذاره ، با این نحوه ی پوشش ، می خواهد نشان بده که هر کسی حق ندارد به این حریم پاک ، مقدس و خصوصی وارد شود . این حریم ، حریم حرمت ، حیا و احترام است . نه جای هرزگی ، آلودگی و هوس بازی .
در واقع ، او با حجاب مشکی و چادر سیاه ، بین خود و نامحرم ، مرزی عاقلانه ایجاد می کند ؛ او با این سیاهی ظاهری اما ریشه دار ، در درون خود می خواهد نگاه تیز و برنده ی هرزگی و ابتذال را بشکند و نگذارد در حریم عفاف ، پاکی و نجابت او نامحرمی وارد شود و حرمت او را از بین بیرد پس چادر مشکی ، به منزله ی حرمت و احترامه. مرز ادب ، کرامت ، حیا و عفته. مرز آدابه و نشان می دهد که در این محدوده ، باید حریم را نگه داشت و به صاحب حرم ، با دیده ی احترام و ادب نگریست .
از نظر روانی نیز وقتی انسان ، پارچه ی سیاهی را می بیند ، دیگر چندان رغبتی به نگاه کردن پیدا نمی کند و خود به خود ، نظر را برمی گرداند . نگاه به رنگ های روشن ، چشم را باز و رغبت مشاهده و تمرکز بر دیدن را چند برابر می کند .

منبع : فلسفه چادر ، حجاب برتر ؛ اسدالله محمدی نیا ، ص 61
مرتضی
#8 ارسال شده : 1390 مرداد دوشنبه, 24 15:20:47(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/02/16(UTC)
ارسالها: 177
امتیازات: 537

تشکرها: 19 بار
21 تشکر دریافتی در 15 ارسال

استفتاء:
1- گفته مى‌شود: «استفاده از چادر مشكى (براى خواهران) مناسب نبوده و مكروه مى‌باشد و خواهران بايد از پوشاك روشن در رنگهاى متنوع استفاده نمايند و دليل ندارد كه توصيه شود (خانمها) كفش و مانتوى تيره بپوشند»، حال سؤال اين است كه در حال حاضر با توجه به شرايط فعلى جامعۀ ما، تكليف پوشش خواهران چيست؟ و آيا گفته‌هاى فوق و امثال آن با توجه به آثار و تبعات سوء آن براى جامعه، شرعاً صحيح است يا خير؟
[جواب]
آیت الله تبریزی:
باسمه تعالى؛ چادر مشكى داخل در عنوان رداء است، و پوشيدن رداى مشكى مانعى ندارد؛ و بر زنان لازم است لباس زينت را مانند بدن از مردان غير محارم بپوشانند، و الله العالم.


2- آيا كراهت لباس سياه براى نماز شامل عباى سياه و چادر مشكى زنان هم مى‌شود؟
آیت الله بهجت:
خير، شامل نمى‌شود.


1- استفتاءات جديد (آیت الله تبريزى)؛ ج‌1، ص: 361
2- استفتاءات (بهجت)؛ ج‌2، ص: 48
یاسین
#9 ارسال شده : 1390 مرداد دوشنبه, 24 17:06:12(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/28(UTC)
ارسالها: 87
امتیازات: 9-
مکان: قم

تشکرها: 17 بار
6 تشکر دریافتی در 5 ارسال
شیدا نوشته است:
شاید این تاپیک پاسخی باشه با مباحث روز و هفته نامه خاتون که چادر مشکی را زیر سئوال برده اند ؛
و
abbase1385 نوشته است:
واقعا متاسفم برای افرادی که این طرز فکر رو دارن و با این حرفا میخوان قداست چادر و پوشش کامل زنان رو زیر سوال ببرن به همین خاطر مطلب بسیار زیبایی رو انتخاب کردم که الان براتون میذارم تا هم از این مطالب استفاده کنید و هم جوابی باشه برای مغرضین

به نظرم تفاوت زیادی بین مطالب این تاپیک و موضوع حجاب به وسیله "چادر مشکی" است.
در واقع کسی چادر مشکی را به خاطر عزاداری نمی پوشه که مطالب این تاپیک با اون مناسب باشه. بلکه ادعای ارتباط بین این دو نه تنها کمک نمی کنه بلکه یک نوع انتقاد به مشکی بودن چادر را ایجاد می کنه که باید اونو پاسخ گفت.
1 کاربر از یاسین برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
دفتر دل در تاریخ 1390/05/25(UTC)
دفتر دل
#10 ارسال شده : 1390 مرداد ﺳﻪشنبه, 25 12:46:51(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/12/02(UTC)
ارسالها: 341
امتیازات: 301

تشکرها: 46 بار
11 تشکر دریافتی در 9 ارسال
با سلام و تشکر از دقت نظر شما ، اگه به متن نوشته شده توسط شیدا مراجعه شود ایشان این مبحث را به مناسبت بحث فلسفه سیاه پوشی سید مومن مطرح کرده اند و با این توضیح بی ربط بودن مطالب درج شده توسط دوستان در ذیل تاپیک شیدا رفع می شه
شیدا گفته :
با سلام از اونجایی که بحث رنگ لباس بانوان مخصوصا چادر از مباحث روز می باشد و هفته نامه خاتون چادر مشکی را زیر سئوال برده است دوست داشتم در ادامه بحث سید مومن عزیز که فلسفه سیاه پوشی رو مطرح کرده اند به این موضوع نیز پرداخته شود ؛ واقعا جای تاسف داره که یک هفته نامه وابسته به دولت این مطالب رو زده باشه و رنگ مشکی چادر رو نشانه تکبر زنان و سوغات ناصر الدین شاه قاجار از فرنگ بدونن ؟!
امیدوارم اشکالی که کردید رفع شده باشه
مرتضی
#11 ارسال شده : 1390 مرداد ﺳﻪشنبه, 25 13:02:53(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/02/16(UTC)
ارسالها: 177
امتیازات: 537

تشکرها: 19 بار
21 تشکر دریافتی در 15 ارسال
سلام
بر فرض که رنگ مشکی چادر نشانه تکبر زنان باشه باز هم عیب برای زنها به شمار نمیاد
چون در اسلام یک خصوصیتی که برای زن خیلی خوب شمرده شده ولی برای مرد خوب نمی داند همین تکبر است زیرا تکبر زن در برابر نامحرم باعث می شود که نامحرم جرات هوس بازی به سرش نزند.
زنی که متکبرانه در جامعه در مقابل چشم نامحرمان حاضر می شود در حقیقت نگاه هوسبازان را به خود کوتاه می کند. کدام مرد باغیرت و زن باعفت است که تکبر زن در برابر نامحرم را عیب بداند.
نواندیش
#12 ارسال شده : 1390 مهر چهارشنبه, 13 13:36:37(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/17(UTC)
ارسالها: 121
امتیازات: 384
مکان: اینجا

تشکرها: 1 بار
5 تشکر دریافتی در 4 ارسال

مرتضی نوشته است:
سلام
بر فرض که رنگ مشکی چادر نشانه تکبر زنان باشه باز هم عیب برای زنها به شمار نمیاد
چون در اسلام یک خصوصیتی که برای زن خیلی خوب شمرده شده ولی برای مرد خوب نمی داند همین تکبر است زیرا تکبر زن در برابر نامحرم باعث می شود که نامحرم جرات هوس بازی به سرش نزند.
زنی که متکبرانه در جامعه در مقابل چشم نامحرمان حاضر می شود در حقیقت نگاه هوسبازان را به خود کوتاه می کند. کدام مرد باغیرت و زن باعفت است که تکبر زن در برابر نامحرم را عیب بداند.

 

به نظرم حرفتون متین و منطقی است .

تنهای تن ها
#13 ارسال شده : 1390 مهر دوشنبه, 18 16:49:50(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/09/06(UTC)
ارسالها: 43
امتیازات: 132

تشکرها: 1 بار
4 تشکر دریافتی در 3 ارسال

شیدا نوشته است:
با سلام از اونجایی که بحث رنگ لباس بانوان مخصوصا چادر از مباحث روز می باشد و هفته نامه خاتون چادر مشکی را زیر سئوال برده است دوست داشتم در ادامه بحث سید مومن عزیز که فلسفه سیاه پوشی رو مطرح کرده اند به این موضوع نیز پرداخته شود ؛ واقعا جای تاسف داره که یک هفته نامه وابسته به دولت این مطالب رو زده باشه و رنگ مشکی چادر رو نشانه تکبر زنان و سوغات ناصر الدین شاه قاجار از فرنگ بدونن ؟!

 

همه مطالب این نشریه رو نمی توان قبول کرد و دوستان به بعضی به درستی اشاره کردند من هم موافقم و مورد نقد قرار می دهم. اما به نظر من اگر کسی آمده و می گوید تاریخچه این رنگ چیست و از کجا آمده است، حرف بدی نزده است.  می گوید این رنگ صورت سفید زنان را قاب می کند، به نظرم این حرف درستی است . همانطور که قدیمی تر های ما از چادرهای رنگی استفاده می کردند. حیا و عفتشان خیلی بیشتر از دختران امروزی هم بود.

حرف های دیگه رو کاری ندارم این دو موضوع که گفتم رو من هم قبول می کنم و اگر کسی به این دو مطلب گیر داده از روی نادانی بوده .

البته نمی خوام بگم و گوینده هم منظورش این نبوده که حالا توی شهرها خانم ها با چادر شب (چادرهای رنگی ) بیایند توی خیابون موضوع بررسی تاریخی و خواص رنگ سیاه هست. مگر زنان در کشورهای عربی مثل لبنان مثل ما همگی چادر مشکی می پوشند؟ نخیر با مانتوهای رنگی می ایند . چه اشکالی دارد ؟

کاسه داغ تر از آش نباشیم.



درد بی عشقی، ز جانم برده طاقت، ور نه من


داشتم آرام، تا آرام جانی داشتم



shahab
#14 ارسال شده : 1390 مهر ﺳﻪشنبه, 19 18:33:00(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 120
امتیازات: 237

تشکرها: 0 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

تنهای تن ها نوشته است:

 

 

همه مطالب این نشریه رو نمی توان قبول کرد و دوستان به بعضی به درستی اشاره کردند من هم موافقم و مورد نقد قرار می دهم. اما به نظر من اگر کسی آمده و می گوید تاریخچه این رنگ چیست و از کجا آمده است، حرف بدی نزده است.  می گوید این رنگ صورت سفید زنان را قاب می کند، به نظرم این حرف درستی است . همانطور که قدیمی تر های ما از چادرهای رنگی استفاده می کردند. حیا و عفتشان خیلی بیشتر از دختران امروزی هم بود.

حرف های دیگه رو کاری ندارم این دو موضوع که گفتم رو من هم قبول می کنم و اگر کسی به این دو مطلب گیر داده از روی نادانی بوده .

البته نمی خوام بگم و گوینده هم منظورش این نبوده که حالا توی شهرها خانم ها با چادر شب (چادرهای رنگی ) بیایند توی خیابون موضوع بررسی تاریخی و خواص رنگ سیاه هست. مگر زنان در کشورهای عربی مثل لبنان مثل ما همگی چادر مشکی می پوشند؟ نخیر با مانتوهای رنگی می ایند . چه اشکالی دارد ؟

کاسه داغ تر از آش نباشیم.

اولندش گوینده این چرندیات منظورش دقیقا همین بوده که چادر مشکی رو زیر سوال ببره. این عالیجناب عموته که اینقدر ازش حمایت می کنی؟

دومندش هیچم اینطور نیست که چادر رنگی چهره زن رو زیباتر نمی کنه بلکه کاملا هم جذاب تر می کنه. اگه شما بین مادر بزرگای قدیمی و دخترای جوون تفاوت قائل می شدی این تشبیه به کار نمی بردی

سومندش تاریخچش هر چی می خواد باشه. فرضا اونوقتا برا تکبر سرشون می کردن حالا برای حفظ عفت

رابعندش وقتی یه خانمی چادر مشکی سرش می کنه و خیلی هم بهش اهمیت می ده هر کسی می فهم که این اهل اون چیزا نیست. البت بعضیا هم هستن که از سر اجبار چادر مشکی رو مثل قرتیا سرشون می کنن که من روی صحبتم با اینا نیست

خلاصه تنهائی وقتی به آدم فشار بیاره آدم چیزای به این روشنی رو نمی بینه

rozita98
#15 ارسال شده : 1390 مهر ﺳﻪشنبه, 19 18:58:56(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/04/13(UTC)
ارسالها: 63
امتیازات: 195

تشکرها: 3 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال

سلام من به دعوای شماها کار ندارم ولی دو چیز می خوام بگم

1-چرا مردا ناراحتن که زنها چادر مشکی سرشون کنن یا چادر رنگی؟ اصلا به مردا چه ربطی داره که کاسه داغ تر از آش شدن

2-آدم نباید بی انصاف باشه . چادر رنگی اگه صورت زن هم قاب نکنه خودش جلب توجه کنندست یعنی اگه چادر مشکی فقط صورت زن رو بیشتر تو چشم میاره چادر رنگی کل هیکل زن رو تو چشم میاره .

تنهای تن ها
#16 ارسال شده : 1390 مهر چهارشنبه, 20 11:51:20(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/09/06(UTC)
ارسالها: 43
امتیازات: 132

تشکرها: 1 بار
4 تشکر دریافتی در 3 ارسال

shahab نوشته است:

 

اولندش گوینده این چرندیات منظورش دقیقا همین بوده که چادر مشکی رو زیر سوال ببره. این عالیجناب عموته که اینقدر ازش حمایت می کنی؟

......

خلاصه تنهائی وقتی به آدم فشار بیاره آدم چیزای به این روشنی رو نمی بینه

 

کمی ادب زیبنده شما خواهد بود .

چرا به کسی که بحث از خواص رنگ سیاه می کند و یا تاریخچه آن را بیان می کند تهمت می زنید ؟ از کجا فهمیدید قصد و منظورش زیر سوال بردن حجاب است؟ آیا تهمت از گناهان بزرگ نیست ؟

شما آیه یا روایتی بیارید که بگوید حتما رنگ حجاب زنان باید مشکی باشد. مثال زدم برای شما که زنان شیعه در کشورهای عربی از رنگ های دیگری استفاده می کنند. و کسی آنها را به بی حیایی و ... متهم نمی کند.

وقتی بحثی یعنی تاریخی و یا خواص رنگ سیاه شکل می گیرد. منظور این نیست که امروز با شرایط فعلی جامعه با تلقی که الان از رنگها در جامعه موجود هست، این مقاله فراخوانی برای استفاده از رنگ صورتی یا قرمز باشد.

اگر عرف جامعه کم کم این را می پذیرفت خیلی از خانم های مانتویی ما ترجیح می دانند از رنگ های شادتری از چادر استفاده کنند . و از چادر هم استفاده کنند.



درد بی عشقی، ز جانم برده طاقت، ور نه من


داشتم آرام، تا آرام جانی داشتم



shahab
#17 ارسال شده : 1390 مهر چهارشنبه, 20 14:42:35(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 120
امتیازات: 237

تشکرها: 0 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

تنهای تن ها نوشته است:

کمی ادب زیبنده شما خواهد بود .

چرا به کسی که بحث از خواص رنگ سیاه می کند و یا تاریخچه آن را بیان می کند تهمت می زنید ؟ از کجا فهمیدید قصد و منظورش زیر سوال بردن حجاب است؟ آیا تهمت از گناهان بزرگ نیست ؟

شما آیه یا روایتی بیارید که بگوید حتما رنگ حجاب زنان باید مشکی باشد. مثال زدم برای شما که زنان شیعه در کشورهای عربی از رنگ های دیگری استفاده می کنند. و کسی آنها را به بی حیایی و ... متهم نمی کند.

وقتی بحثی یعنی تاریخی و یا خواص رنگ سیاه شکل می گیرد. منظور این نیست که امروز با شرایط فعلی جامعه با تلقی که الان از رنگها در جامعه موجود هست، این مقاله فراخوانی برای استفاده از رنگ صورتی یا قرمز باشد.

اگر عرف جامعه کم کم این را می پذیرفت خیلی از خانم های مانتویی ما ترجیح می دانند از رنگ های شادتری از چادر استفاده کنند . و از چادر هم استفاده کنند.

اولندش تا بی ادب نباشه کسی ارزش شما با ادبا رو نمی فهمه

ثانیندش بجای درس اخلاق گفتن کمی چشمت رو باز کن تا واقعیت ها رو بفهمی

ثالثندش حتما نباید توی قرآن یا روایت گفته باشه مثلا اگه توی قرآن نگفته باشه و کنار گذاشتنش باعث فساد بشه باید بگیم چون تو قرآن نگفته پس ما هم انجام نمی دیم ولو ترویج گناه بشه؟

رابعندش با اگر اگر کردن کار درست نمی شه برو فکرت رو درست کن

خامسندش تو از کجا می دونی اگه رنگ چادر شاد باشه مانتوئی ها چادری میشن

خامسندش هدف از حجاب اینه که جلب توجه نکنه هر بچه ای می فهمه که رنگ شاد نظر آدم رو به خودش جلب می کنه.

حالا گیرم که اون گوینده نادون آشنات باشه باید هر چی گفت ازش طرفتداری کنی؟

shahab
#18 ارسال شده : 1390 مهر چهارشنبه, 20 14:44:01(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 120
امتیازات: 237

تشکرها: 0 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

با عرض پوزش خدمت آقای شهاب این پست، تکرار پست قبل بود لذا مطالب توسط یاعلی حذف و این پیغام جایگزین آن گردید.

shahab
#19 ارسال شده : 1390 مهر چهارشنبه, 20 14:45:11(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 120
امتیازات: 237

تشکرها: 0 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

با عرض پوزش خدمت آقای شهاب به دلیل تکراری بودن این پست مجبور به حذف مطالب و جایگزین کردن این پیغام شدیم.

از طرف: یاعلی

تنهای تن ها
#20 ارسال شده : 1390 مهر چهارشنبه, 20 17:34:18(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/09/06(UTC)
ارسالها: 43
امتیازات: 132

تشکرها: 1 بار
4 تشکر دریافتی در 3 ارسال

shahab نوشته است:

 

اولندش تا بی ادب نباشه کسی ارزش شما با ادبا رو نمی فهمه

ثانیاندش بجای درس اخلاق گفتن کمی چشمت رو باز کن تا واقعیت ها رو بفهمی

ثالثاندش حتما نباید توی قرآن یا روایت گفته باشه مثلا اگه توی قرآن نگفته باشه و کنار گذاشتنش باعث فساد بشه باید بگیم چون تو قرآن نگفته پس ما هم انجام نمی دیم ولو به گناه ترویج بشه؟

رابعندش با اگر اگر کردن کار درست نمی شه برو فکرت رو درست کن

خامسندش تو از کجا می دونی اگه رنگ چادر شاد باشه مانتوئی ها چادری میشن

خامشندش هدف از حجاب اینه که جلب توجه نکنه هر بچه ای می فهمه که رنگ شاد نظر آدم رو به خودش جلب می کنه.

حالا گیرم که اون گوینده نادون آشنات باشه باید هر چی گفت ازش طرفتداری کنی؟

 

اینگونه، پیروزند بدخواهان شما ...



درد بی عشقی، ز جانم برده طاقت، ور نه من


داشتم آرام، تا آرام جانی داشتم



کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » رنگ سیاه
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/263 ثانیه ایجاد شد.