ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناظرات و مباحثات آزاد » تناقض بین عبادت و بی نیازی خدا
تناقض بین عبادت و بی نیازی خدا
sallam
#1 ارسال شده : 1388 آبان پنجشنبه, 28 17:01:53(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/27(UTC)
ارسالها: 43
امتیازات: 125

تشکرها: 1 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
چرا باید نماز بخونیم مگه نمی گیم خدا نیازی به عبادت بنده هاش نداره
haidariyam
#2 ارسال شده : 1388 آبان پنجشنبه, 28 17:06:14(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/27(UTC)
ارسالها: 33
امتیازات: 5

تشکرها: 1 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
سلام جناب سلام
خداوند نیازی به عبادت ما ندارد و این تناقضی با عبادت ندارد زیرا عبادت کردن خداوند باعث می شود تا بندگان لیاقت پاداش گرفتن پیدا کنند تا بتوانند در اخرت که زندگی پایانی ندارد برای خود توشه ذخیر کرده باشند پس کسانی که عبادت کنند یعنی تسلیم امر خدا باشند به چنین لیاقتی دست پیدا می کنند اما آنان که از این کار خودداری می کنند در اخرت دستشان خالی بوده و دچار عذاب و سختی می شوند پس عبادت کردن ما برای خودمان است نه برای خدا
یاعلی
#3 ارسال شده : 1388 آبان پنجشنبه, 28 17:13:31(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/06/11(UTC)
ارسالها: 178
امتیازات: 413-

تشکرها: 26 بار
9 تشکر دریافتی در 8 ارسال
سلام هر امری از سوی خداوند یعنی لطف خداوند به بنده اش
خداوند کمال مطلق است و انسان را به گونه ای خلق کرده که او را به کمال برساند
برای رسیدن به کمال راه هایی مشخص نموده که انسان بتواند به کمال دست یابد
از انجائی که انسان در انتخاب مسیر اختیار دارد برخی در جهت کمال حرکت می کنند اما برخی دیگر به پیروی از نفس می پردازند که در این صورت از هدف اصلی دور می شوند
خداوند عبادت را راهی برای رسیدن به کمال مشخص نموده تا انسان بتواند با انجام آن به هدف نهائی یعنی کمال برسد
پس نماز و سایر عبادات همگی لطف خداوند نسبت به مخلوق می باشد نه نیاز خالق به آن
موفق باشید و پیروز
shahab
#4 ارسال شده : 1388 آبان شنبه, 30 15:56:38(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 120
امتیازات: 237

تشکرها: 0 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
شما که می گید این عبادت لطف از طرف خداونده تا انسان به کمال برسه خب خداوند که نسبت به ما اینهمه لطف داره چرا همون اول کمال رو به ما نداد تا بخواد با عبادت کردن بهمون بده
یاعلی
#5 ارسال شده : 1388 آبان شنبه, 30 19:08:08(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/06/11(UTC)
ارسالها: 178
امتیازات: 413-

تشکرها: 26 بار
9 تشکر دریافتی در 8 ارسال
سلام
در پاسخ شهاب باید عرض کنم که همه ی انسانها لایق به کمال رسیدن نیستند. خداوند هدف رو نشان داده راه هم نشان داده و راهنماهم قرار داده تا هرکسی که لایق کمال هست بتونه بهش برسه. اگر بنا باشه خداوند همه چیز رو بدون تلاش و زحمت به بندش بده این در واقع مساوی دانستن لایق و نالایق است در حالی که این با عدالت خدا سازگار نیست.دیگه اینکه اگر اونجوری که شما می فرمائید باشه دیگه اختیار انسان معنائی نخواهد داشت در حالی که خداوند این امکان رو به انسان داده که در مورد آینده اش تصمیم گیری کند
azadi
#6 ارسال شده : 1388 دی ﺳﻪشنبه, 08 14:34:04(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 500
امتیازات: 866

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال
با سلام
نماز كه نوعى عبادت و پرستش و ارتباط ويژه با آفريدگار جهان و انسان است در اديان پيشين نيز وجود داشته تا آن جا كه قرآن مجيد يكى از وصاياى لقمان به فرزندش را نماز ذكر نموده است «يا بنى اقم الصلوه» اما كيفيت آن در اديان مختلف متفاوت بوده است و صورت كاملى از چگونگى دقيق آن در هر دينى در دست نيست و به نظر مى‏رسد متناسب با تكامل دين نماز نيز روند تكاملى داشته است و دين مبين اسلام همچنانكه در معارف و قوانين و مقررات اجتماعى كاملترين دين است در عبادات نيز جامع‏ترين و كامل‏ترين آنها را كه متناسب با انسان رشد يافته عصر خاتميت است تشريح فرمود.
فلسفه نماز فقط شكرگذارى نيست و آثار مهم ديگرى نيز دارد. افزون بر آن شكر خداوند نيز وقتى عملى خواهد شد كه آنچه او خواسته است ما انجام دهيم نه آنچه كه دلمان مى‏خواهد. چه اين كه روح عبادت، همانا عبوديت و بندگى است يعنى تسليم فرمان بودن كه طبيعتا بايد انضباط و مقرراتى باشد تا بنده را به آن امتحان نموده، روح بندگى را در او پرورش دهند.
در رابطه با اين كه «چرا نمى‏توان به جاى نماز و روزه هرگونه دلمان خواست خدا را شكر گزارى كنيم» بايد گفت:
اولا: عبادات تنها جنبه شكرگزارى ندارد و فلسفه‏هاى ديگرى نيز در بر دارد.
ثانيا: انسان بايد دقيقا جايگاه خود را در هستى و به ويژه در برابر خداوند بازشناسد و متناسب با آن تصميم بگيرد و عمل كند. به عبارت ديگر ابتدا بايد جهان‏بينى خود را درست كرده و موضع خويش را در برابر خداى هستى روشن ساخت. در اين جا دو روى كرد وجود دارد:
الف) موضع اومانيستى Humanism (: (
اين نگرش در سده‏هاى اخير در اروپا رونق گرفت و به ديگر نقاط جهان نيز سرايت كرد به گونه‏اى كه بسيارى نادانسته و حتى بدون آشنايى با نام و مفهومش شديدا تحت تأثير آن قرار گرفته‏اند. بر اساس اين بينش انسان به جاى خدا مى‏نشيند. هرگونه برنامه و دستورالعمل آسمانى و خدايى را واپس مى‏زند و هرگونه بخواهد تصميم مى‏گيرد و عمل مى‏كند. طبق اين بينش اگر انسان بخواهد خداپرستى هم بكند به دلخواه خود و آن سان كه مى‏پسندد عمل مى‏كند نه آن طور كه از ناحيه خداوند تعيين شده است. به عبارت ديگر در نگرش اومانيستى انسان اصل مى‏باشد. اين روش چيزى جز حاكميت مطلق نفس اماره نيست و مسأله‏اى به نام تكليف و وظيفه از ناحيه موجودى قدسى و فرابشرى به كلى كنار نهاده شده است.
ب) موضع توحيدى Theistic (: (
اين نگرش مبتنى بر چند واقعيت است:
اول. مالك تمام هستى از جمله انسان خداست (انا لله) و ما حتى مالك خويش نيز نيستيم.
دوم. آن كه تمام هستى به سوى خدا باز مى‏گردد (وانا اليه راجعون).
سوم. اين كه كمال نهايى انسان در عبادت و پيروى پروردگار است.
چهار. آن كه اولين لازمه عبادت شناخت معبود و بازشناسى اين نكته است كه چگونه عبادتى شايسته مقام وى مى‏باشد و چون خداوند بهتر از هركس حقيقت خويش و چگونگى عبادت شايسته را مى‏شناسد پس همو بهتر مى‏تواند ما را بر اين امر هدايت فرمايد. از همين رو ما را به بهترين نوع عبادات رهنمون گرديده است.
افزون بر آن در نماز راز و رمز و اهداف چندى نهفته كه بعضى از آنها عبارت است از:
الف) ياد و ذكر خدا زيرا انسان موجود فراموش‏كارى است. بنابر اين هر چند ساعت يك بار، با خواندن نماز خداى سبحان را يا د كرده و متذكر وجود لايتناهاى او مى‏شود.
ب) وقتى انسان متذكر خدا بود و خدا را مراقب خويش ديد، قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حيا مى‏كند. بنابر اين يكى از اهداف نماز جلوگيرى از فحشا و منكرات است: «ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر».
ج) هدف ديگر نماز عبوديت و خشوع و خضوع در پيشگاه مقام ربوبيت است. به طور مؤدب ايستادن، ركوع كردن، جبين به خاك ساييدن، سجده و نشستن دو زانو و همه نشانه‏هاى خضوع است. و اين حقى است از خداى سبحان كه هر انسانى موظف به اداى آن است. توجه داشته باشيد كه همين خشوع و خضوع، به تدريج در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را در برابر ساير افراد متواضع مى‏كند. امام على (ع) مى‏فرمايد: «ومن تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا خداى سبحان نماز را مقرر داشت تا پيشانى از روى تواضع به
خاك ماليده شود»(1) حضرت فاطمه (س) نيز مى‏فرمايد: «جعل اللّه الصلاة تنزيها لكم من الكبر خداوند نماز را مقرّر داشت تا دامن انسان را از كبر و منيّت پاك گرداند».
د) راز ديگرى كه در نماز نهفته است تشكيل جماعت‏هاست. ويل دورانت مى‏نويسد: بر هيچ انسان منصفى پوشيده نيست كه شركت مسلمان‏ها در نمازهاى جماعت روزانه چه اثر خوبى در وحدت و تشكّل آنها دارد. با كمى دقت مى‏توان دريافت كه در سايه همين جماعت‏ها و جمعه‏هاست كه انسجام و اتحادى در اقشار مختلف ايجاد مى‏شود و در سايه آن بركات و ارزش‏هايى وجود دارد. از كارهاى عمرانى يك منطقه گرفته تا راه حل ساير مشكلات افراد و جامعه. آنچه ذكر شد بيانگر اين حقيقت است كه به هر حال يكى از اهداف نماز، پاك و منزه ساختن روح انسان از كبر و منيت است همچنان كه نماز بازدارنده انسان از لغزش‏ها و گناهان است. نماز در ساحت روح انسان، همان نقشى را ايفا مى‏كند كه نرمش و ورزش در ساحت جسم انسان ايفا مى‏نمايد. اگر كسى ورزش رابراى مدت طولانى ترك كند، كم‏كم بدنش دچار يك نوع سستى و كسالت مى‏شود و چه بسا سلامت خود را از دست بدهد.
بنابر اين انسان بايد روزانه يا لااقل هفته‏اى چند ساعت، به راهپيمايى و ورزش بپرازد تا به تدريج جسم را سلامت و شاداب سازد. روح انسان نيز چنين نيازى دارد، بايد هر روز اين نيايش و سرود مذهبى و اسلامى تكرار گردد تا به تدريج سلامت و شادابى روح انسان در سايه ياد حق احراز گردد.
ه) براى اينكه در نماز و به ويژه در ركوع و سجود، حالت خشوع و خضوع فراموش نشود، شايسته است قبل از نماز با خود تعهد نموده و نوعى شرط و قرارداد ببنديم كه به غير خدا توجه نكنيم و نيز در حين نماز با مراقبت شديد، نگذاريم ذهن ما به انحراف‏كشيده شود. تمرين‏بر اين‏نكته به تدريج اثر مثبت و مفيدى به جاى مى‏گذارد. همچنين رعايت نكاتى چند ضرورى است:
الف) نماز خواندن در محيط آرام و بى سر و صدا.
ب) موانع را برطرف ساختن چنان كه در برابر عكس، درب باز، آتش و آئينه نماز كراهت دارد.
ج) در حال نشاط و اعتدال نماز خواندن. خواب آلودگى، گرسنگى زياد، محيط خيلى گرم يا خيلى سرد و مانع از حضور دل خواهد شد.
اين كه فرموده ايد: «من هيچ ادراكى از خداوند ندارم» سخن كاملا نادرستى است. همه انسان ها در اعماق روح و قلب و فطرت خود با خداوند رابطه اى ناگسستنى دارند و وجود و حضور او را هر كس به اندازه معرفت و شناخت خود درك مى كند ولى بدون شك بين اين ادراك ها تفاوت بسيراى است. براى ادراك بهتر خداوند و آشنايى بيشتر با او لازم نيست چيزى به ما افزوده شود و يا مطلب جديدى را درك كنيم، بلكه عمده اين است كه حجاب ها و موانع و غبارهايى را كه بر چهره جان و آينه فطرت خدا نماى ما نشسته با توبه و عبادات خالصانه و بندگى صادقانه كنار بزنيم و گرد و غبار را از سيماى تابناك روح و فطرتمان بزداييم تا آنگاه درك كنيم، همه وجود ما و عالم را خداوند پر كرده و در همه جا حاضر و ناظر است. هر چند نماز و عبادات ما كم ارزش است و از روى شناخت عميق نمى باشد ولى نماز معجونى است كه همين اندازه اش نيز داراى اثر است و انسان را از گناهان و انحرافات بيشتر نگه مى دارد و شيطان ملعون حتى از اين مقدار نماز ما نيز ناخشنود است.
در روايت داريم كه جوانى از انصار، نمازش را به جماعت با پيامبر مى خواند ولى مرتكب گناه نيز مى شد. وقتى اين جريان را به پيامبر گفتند حضرت فرمود: بالاخره روزى همين نمازش جلو خطا و گناه او را مى يگرد. چندى نگذشت كه به پيامبر خبر دادند آن جوان توبه كرده و اصلاح شد و دست از اعمال بد خود برداشته است.
وظيفه فعلى و جدى ما اين است كه اين نماز و عبادات ناقص را روز به روز كامل تر و عالى تر نماييم و انشاءالله به درجه اهل عبادت و اخلاص و يقين برسيم نه اين كه همين عبادات و نمازهاى ناقص را هم ترك كنيم.
پى‏نوشت‏
(1) نهج‏البلاغه

yuzarsif
#7 ارسال شده : 1388 بهمن چهارشنبه, 07 20:06:39(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/23(UTC)
ارسالها: 260
امتیازات: 72

تشکرها: 0 بار
6 تشکر دریافتی در 6 ارسال
چرا باید نماز بخونیم مگه نمی گیم خدا نیازی به عبادت بنده هاش نداره؟ پاسخ: عبادت، وسیله تكامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعی لطف و رحمت و راهنمایی است كه ما را به كمال می رساند; مثلا وقتی پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر می كنند، به خاطر خود فرزند است و سعادت او را می خواهند و این امر از روی محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازی ندارند.
خداوند متعال در قرآن می فرماید: «أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِی; (طه، 14) نماز را بر پادار تا به یاد من باشی.» و یاد خدا مایه اطمینان و آرامش دل هاست: «أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَـئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 28) و در سوره طه آیه 124 می فرماید: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَـمَةِ أَعْمَی; هر كه از یاد من روی بگرداند، در حقیقت، زندگی سختی خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می كنیم.»
نماز، عامل بازدارنده مهمّی در جلوگیری از منكرات و بدكاری هاست: «إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَرِ»(عنكبوت،45)
در حدیثی آمده است كه: «نقش نمازهای پنجگانه برای امت من همانند نهر آب زلالی است كه از مقابل خانه آنان می گذرد، اگر كسی روزانه پنج بار در این نهر شستشو كند، آیا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگی و پلیدی خواهد ماند؟!»[1]
و در حدیثی دیگر امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «هنگامی كه نمازگزار به سمت قبله برای نماز می ایستد، خداوند رحمان و رحیم به او توجه ویژه می كند.»[2]
نماز روزانه انسان اظهار تشكر و سپاس دائمی او از این همه نعمت ها و خوبی هایی است كه خداوند به انسان داده است، و نیز ثناگویی و تمجید انسان از این همه زیبایی و عظمت است كه خداوند متعال دارد. هیچ كس برای تعریف و تمجید از یك گل زیبا كه در طبیعت روییده است به شما اعتراض نمی كند، امّا اگر زیبایی را نبینی، نابینایت می شمرند و اگر ببینی و واكنش نشان ندهی و ستایش نكنی سرزنشت می كنند كه چرا ذوق و احساس نداری و چقدر بددلی!
و البته شیوه ستایش بزرگان و بلكه هر شخص و گروهی ویژه خود آنهاست. سلام دادن یك نظامی به فرمانده خود و سلام یك فرزند به پدر و مادر و سلام یك دوست به دوست خود باید متناسب شأن و مقام آنان باشد. پس ستایش به درگاه خدا و تمجید از كمال و جمال او نیز در صورت نماز جلوه نموده است.
و باز در مضمون بعضی از احادیث آمده است كه: «انسان در حال نماز با خدای خود نجوا و گفتگو می كند و اگر انسان لذت این گفتگو را بچشد هیچگاه از حال نماز خارج نمی شود.»[3]
راستی چقدر لذتبخش است با خدای جهان آفرین به گفتگو و مناجات پرداختن! یعنی روحی به عظمت تمام هستی یافتن و با خدای هستی هم سخن شدن!
از طرفی باید توجه داشت حضرت حق خود در قرآن به نماز اهمیت فراوانی داده است.
توجّه و اهمیت فراوان قرآن و روایات به نماز، از جهت، آثار، بركات و فواید دنیوی و اخروی آن است كه به برخی از آن ها اشاره می شود.
1. نماز یاد خدا است و یاد خدا مایه آرامش دل ها است. (طه، 14 ـ رعد، 28)
2. نماز آدمی را از فحشاء و منكرات باز می دارد. (عنكبوت، 45)
3. نماز به آدمی نیرو می بخشد. (بقره، 45)
4. نماز خودبینی و كبر را در هم می شكند. (بقره، 45)
5. نماز خردكننده شیاطین است. برای همین، شیاطین همواره می خواهند انسان را از نماز دور كنند. (مائده، 91)
6. نماز نشانه ایمان است. (انفال، 3)
7. نماز ستون دین است، هر كس نمازش را ترك كند، دینش را خراب كرده است.[4]
8. ترك نماز موجب داخل شدن در آتش است. (مدثر، 40ـ43)
و ... .
دوست عزیز! لازم است توجه داشته باشید اگر قبلا با برخی از این استدلال ها برخورد داشته اید; نمی تواند دلیل ضعیف بودن آن ها باشد.
نكته دیگر این كه نماز در همه ادیان الهی وجود داشته است و در واقع ارتباط ذره ای ناچیز با آفریننده و مدیر همه جهان هستی است با یك سری الفاظ و حركات مشخص، در وقت هایی معین; در واقع این نماز هر چند به ظاهر تكراری است، ولی مانند بالا رفتن از پلكان نردبانی است كه هر پله آن، درجه و مرحله ای انسان را به خدایش نزدیك تر می كند.





[1]. میزان الحكمة، محمدی ری شهری، ج 5، ص 372، حدیث 10259.

[2]. همان، ص 376، حدیث 10279.

[3]. همان، حدیث 10280.

[4]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 79، ص 202، داراحیاء التراث العربی، بیروت.
sallam
#8 ارسال شده : 1388 بهمن پنجشنبه, 08 22:27:49(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/27(UTC)
ارسالها: 43
امتیازات: 125

تشکرها: 1 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
چند روز نیومدم چقدر جواب روسرم ریختید باشه آقا جان من تسلیمم
ممنون از همه دوستان که پاسخ دادن=d> =d> =d>
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناظرات و مباحثات آزاد » تناقض بین عبادت و بی نیازی خدا
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/166 ثانیه ایجاد شد.