ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » منطق امام حسين علیه السلام
منطق امام حسين علیه السلام
ثابت
#1 ارسال شده : 1391 آذر چهارشنبه, 01 16:03:40(UTC)

رتبه: تازه وارد

تاریخ عضویت: 1390/06/17(UTC)
ارسالها: 8
امتیازات: 24
مکان: ایران

تشکرها: 0 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال

منطق امام حسين منطق شهيد بود

 

... هر سال كه محرم مى‏آيد مى‏بينيم امام حسين از نو طلوع مى‏كند، از نو زنده مى‏شود، باز مى‏گويد:

«خُطَّ الْمَوْتُ عَلى‏ وُلْد ادَمَ مَخَطَّ ‏الْقَلادَةِ عَلى‏ جيدِالْفَتاةِ، وَ ما اوْلَهَنى الى‏ اسْلافى اشْتِياقَ يَعْقوبَ الى‏ يوسُفَ»[1]

باز مى‏بينيم پيام امام حسين است: «الا وَ انَّ الدَّعِىَّ ابْنَ الدَّعِىِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ، وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ، يَأْبَى اللَّهُ ‏ذلِكَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ»[2]

در مقابل سى هزار نفر كه مثل دريا دارند موج مى‏زنند و هر كدام شمشيرى به دوش گرفته و نيزه‏اى دردست دارد، در حالى كه ‏همه اصحابش كشته شده‏اند و تنها خودش است، فرياد مى‏كشد: اين ناكس پسر ناكس، اين حرامزاده پسر حرامزاده، يعنى اين امير و ‏فرمانده شما، اين عبيداللَّه بن زياد به من پيغام‏ داده است كه حسين مخيّر است ميان يكى از دو كار: يا شمشير يا ذلت. حسين و تحمل ذلت؟! «هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» ما كجا و ذلت ‏كجا؟ خداى ما براى ما نمى‏پسندد (اين پيام شهيد است) خداى من براى من ذلت نمى‏پسندد؛ پيامبر من براى من ذلت نمى‏پسندد؛ ‏مؤمنين جهان، نهادها و ذاتهاى پاك (تا روز قيامت، مردم خواهند آمد و در اين موضوع سخن خواهند گفت)، مؤمنينى كه بعدها ‏مى‏آيند، هيچ كدامشان نمى‏پسندند كه حسينشان تن به ذلت بدهد. من تن به ذلت بدهم؟! من در دامن على بزرگ شده‏ام، من در دامن ‏زهرا بزرگ شده‏ام، من از پستان زهرا شير خورده‏ام؛ ما تن به ذلت بدهيم؟!.‏

روزى كه از مدينه حركت كرد مهاجم بود. در آن وصيتنامه‏اى كه به برادرش محمّد بن حنفيّه مى‏نويسد، مى‏گويد: «انّى لَمْ اخْرُجْ ‏اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى، اريدُ انْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى‏ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اسيرَ ‏بِسيرَةِ جَدّى وَ ابى»[3]

‏مردم دنيا بدانند كه من يك آدم جاه طلب، مقام طلب، اخلالگر، مفسد و ظالم نيستم؛ من چنين هدفهايى ندارم. قيام من قيام اصلاح ‏طلبى است. قيام و خروج كردم براى اينكه مى‏خواهم امت جدّ خودم را اصلاح كنم. من مى‏خواهم امر به معروف و نهى از منكر ‏بكنم. در نامه به محمّد حنفيّه نه نامى از بيعت خواستن است، نه نامى از دعوت مردم كوفه، و اصلًا هنوز مسأله مردم كوفه مطرح ‏نبود.‏

در اين منطق يعنى منطق هجوم، منطق شهيد، منطق توسعه و گسترش دادن انقلاب، امام حسين كارهايى كرده است كه جز با اين ‏منطق با منطق ديگرى قابل توجيه نيست، چطور؟ اگر منطقش فقط منطق دفاع مى‏بود، شب عاشورا كه اصحابش را مرخص ‏مى‏كند (به دليلى كه عرض كردم) و بيعت را برمى‏دارد تا آنها آگاهانه كار خودشان را انتخاب كنند، بعد كه آنها انتخاب مى‏كنند بايد ‏به آنها اجازه ماندن ندهد و بگويد شرعاً جايز نيست كه شما اينجا كشته شويد، اينها مرا مى‏خواهند بكشند، از من بيعت مى‏خواهند، ‏من وظيفه‏ام اين است كه بيعت نكنم، كشته هم شدم شدم، شما را كه نمى‏خواهند بكشند، شما چرا اينجا مى‏مانيد؟ شرعاً جايز نيست، ‏برويد.‏

نه، اين‏طور نيست. در منطق ثائر و انقلابى، در منطق كسى كه مهاجم است و مى‏خواهد پيام خودش را با خون بنويسد، هرچه كه ‏اين موج بيشتر وسعت و گسترش پيدا كند بهتر است، چنانكه وقتى كه ياران و خاندانش اعلام آمادگى مى‏كنند، به آنها دعا مى‏كند كه خدا به همه شما خير بدهد، خدا همه شما را اجر بدهد، خدا ... چرا در شب عاشورا حبيب بن مظاهر اسدى را ‏مى‏فرستد كه برو در ميان بنى اسد، اگر مى‏شود چند نفر را برايمان بياور؟ مگر بنى اسد همه‏شان چقدر بودند؟ حالا گيرم حبيب ‏رفت از بنى اسد صد نفر را آورد. اينها در مقابل آن سى هزار نفر چه نقشى مى‏توانستند داشته باشند؟ آيا مى‏توانستند اوضاع را ‏منقلب كنند؟ ابداً. امام حسين مى‏خواست در اين منطق كه منطق هجوم و منطق شهيد و منطق انقلاب است، دامنه اين قضيه ‏گسترش پيدا كند. اينكه خاندانش را هم آورد براى همين بود، چون قسمتى از پيامش را خاندانش بايد برسانند. خود امام حسين ‏كوشش مى‏كرد حالا كه قضيه به اينجا كشيده شده است، هرچه كه مى‏شود داغتر بشود، براى اينكه بذرى بكارد كه براى هميشه در ‏دنيا ثمر و ميوه بدهد....[4]



[1] - مقتل خوارزمى، ج 2/ ص 5.

[2] - اللهوف، ص 41.

[3] - مقتل الحسين، ص 156.

[4] - مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏17، ص: 152‏

 

ثابت
#2 ارسال شده : 1391 آذر چهارشنبه, 01 16:10:55(UTC)

رتبه: تازه وارد

تاریخ عضویت: 1390/06/17(UTC)
ارسالها: 8
امتیازات: 24
مکان: ایران

تشکرها: 0 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال

جایگاه ارزشی عوامل‏ نهضت حسینی

... حال ببينيم در ميان اين عوامل سه گانه (يعنى عامل دعوت مردم كوفه كه ماهيت تعاونى به اين نهضت مى‏داد، و عامل {رد} تقاضاى ‏بيعت {یزید} كه ماهيت دفاعى به اين نهضت مى‏داد، و عامل امر به معروف و نهى از منكر كه ماهيت هجومى به اين نهضت مى‏داد)ارزش كداميك بيشتر از ديگرى است. البته ارزشهاى اين عاملها در يك درجه نيست.‏

هر عاملى يك درجه معينى از ارزش را داراست و به اين نهضت به همان درجه ارزش مى‏دهد.

عامل دعوت مردم كوفه- كه ‏مردمى اعلام آمادگى كردند به آن كسى كه نامزد اين كار شده است، و او بدون يك ذره معطلى آمادگى خودش را اعلام كرده است- ‏بسيار ارزش دارد ولى از اين بيشتر، عامل تقاضاى بيعت و امتناع حسين بن على عليه السلام و حاضر به كشته شدن و بيعت ‏نكردن ارزش دارد. عامل سوم كه عامل امر به معروف و نهى از منكر است، از اين هم ارزش بيشترى دارد. بنابراين عامل سوم ‏ارزش بيشترى به نهضت حسينى داده است.‏(1)

 

 

پاورقی:

1 - مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏17، ص: 153

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » منطق امام حسين علیه السلام
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/052 ثانیه ایجاد شد.