ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » دعبل در محضر امام رضا علیه السلام
دعبل در محضر امام رضا علیه السلام
معلم
#1 ارسال شده : 1390 بهمن شنبه, 01 10:35:15(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/10/21(UTC)
ارسالها: 40
امتیازات: 38
مکان: تهران

تشکرها: 3 بار
22 تشکر دریافتی در 18 ارسال

ابو الصلت هروى گويد:

دعبل بن على خزاعى در مرو خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيد و عرض كرد: اى فرزند رسول خدا در باره شما قصيده ‏اى گفته‏ ام و با خود عهد بسته ‏ام قبل از اينكه در حضور شما قرائت نكنم در جاى ديگرى انشاد ننمايم، حضرت فرمود: بخوانيد دعبل قصيده خود را كه مطلع آن چنين است قرائت كرد:

مدارس آيات خلت من تلاوة             و منزل وحى مقفر العرصات‏

 هنگامى كه اين بيت را خواند:

أرى فيئهم في غيرهم متقسّما             و أيديهم من فيئهم صفرات‏

 حضرت رضا هم بگريه افتاد و فرمود: راست مي گوئى اى خزاعى، و چون اين بيت را قرائت كرد

اذا وتروا مدّوا الى واتريهم             أكفا عن الأوتار منقبضات‏

 حضرت رضا عليه السّلام كف دستش را بهم ميزد و مي فرمود: به خداوند سوگند منقبض هستند هنگامى كه اين بيت را خواند:

         لقد خفت في الدنيا و أيام سعيها             و إنّى لأرجو الأمن عند وفاتى‏

 حضرت رضا عليه السّلام فرمود: خداوند در روز قيامت و فزع اكبر تو را در آسايش‏ قرار خواهد داد و چون به اين بيت رسيد:

و قبر ببغداد لنفس زكيّة             تضمّنها الرحمن في الغرفات‏

 حضرت رضا عليه السّلام فرمود: ميل دارم در اين جا دو بيت وارد كنم تا قصيده‏ات كامل گردد، عرض كرد: بفرمائيد امام عليه السّلام در اين هنگام فرمود:

و قبر بطوس يا لها من مصيبة             توقد بالأحشاء بالحرقات‏

إلى الحشر حتى يبعث اللَّه قائما             يفرّج عنّا الهمّ و الكربات‏

 دعبل عرض كرد: اى فرزند پيغمبر اين قبرى كه در طوس واقع است متعلق به كيست؟ حضرت فرمود: آن قبر من است، پس از چند روز ديگر طوس مركز رفت و آمد شيعيان من خواهد شد، و آنان براى زيارت قبر من به اين سرزمين خواهند آمد، اكنون بدانيد هر كس در غربت قبر مرا زيارت كند روز قيامت با من در يك درجه خواهد بود.

پس از اين حضرت رضا عليه السّلام از جاى خود حركت نمود و دعبل هم قصيده خود را تا آخر براى آن جناب قرائت كرد، امام عليه السّلام به دعبل فرمود: در اين جا توقف كنيد، و خودش وارد منزل شد و بعد از مختصرى خادم بيرون گرديد و صد دينار و بروايت ديگرى ششصد دينار به دعبل داد، و گفت: امام عليه السّلام ميفرمايد: اين دينارها را در راه خرج كنيد.

دعبل گفت: به خداوند سوگند براى رسيدن به اين دينار قصيده خود را انشاد نكرده‏ام، دعبل پولها را پس فرستاد و گفت: از طرف من به حضرت عرض كنيد: يكى از لباسهاى خود را به من مرحمت كند تا در نزد من بعنوان تيمن و تبرك باشد، حضرت رضا عليه السّلام يك جبه خز با دينارها بار ديگر براى او فرستادند و فرمودند به دعبل بگوئيد اين دينارها را بگير كه در آينده نزديكى به آن احتياج پيدا خواهى كرد.

دعبل پس از اين از مرو حركت كرد، در بين راه راه‏زنان جلو راه را گرفتند و دعبل و كاروانيان را توقيف كردند، و دست‏هاى همگان را بستند، و مشغول‏ تقسيم اموال آنان شدند، در اين هنگام يكى از راه‏زنان به اين بيت دعبل تمثل جست:

أرى فيئهم في غيرهم متقسّما             و أيديهم من فيئهم صفرات‏

 دعبل گفت: من گوينده اين قصيده هستم، راه‏زنان دست دعبل را باز كردند و براى خاطر وى دست همه اهل كاروان را نيز رها نمودند، و تمام اموال آنان را هم برگردانيدند، دعبل پس از اينكه از چنگ قطاع الطريق رهائى پيدا كرد براه خود ادامه داد تا به شهرستان قم رسيد، دعبل در اين شهر توقف كرد و قصيده خود را براى اهل قم قرائت كرد.

مردم قم از دعبل فوق العاده تجليل كردند و از وى خواستند تا جبه را به آنان به هزار دينار بفروشد، دعبل امتناع كرد و جبه را نفروخت، هنگامى كه از قم بيرون شد گروهى از جوانان آمدند و جبه را از وى گرفتند، دعبل بار ديگر مراجعت كرد و جبه را از آنان طلب نمود، گفتند: ديگر جبه را نخواهى ديد اكنون هزار دينار را بگير و مراجعت كن.

دعبل گفت: پس لا اقل يك تكه از آن جبه را بمن بدهيد، آنان از اين پيشنهاد خوشوقت شدند و مقدارى از جبه را كندند و هزار دينار هم روى او گذاشتند به دعبل دادند، وى از قم مراجعت كرد و بوطنش رسيد، پس از ورود بوطن مشاهده كرد دزدان خانه او را غارت كرده‏اند، در اين هنگام دينارهاى حضرت رضا عليه السّلام را هر كدام به صد درهم فروخت و متذكر گفتار آن جناب شد كه فرمود: بزودى به آن احتياج پيدا خواهى كرد.

ابو الصلت هروى گويد: از دعبل شنيدم كه مى‏ گفت: هنگامى كه قصيده خود را براى حضرت رضا عليه السّلام قرائت كردم و به اين بيت رسيدم :

خروج امام لا محالة واقع             يقوم على اسم اللَّه و البركات‏

يميّز فينا كلّ حقّ و باطل             و يجزى على النعماء و النقمات‏

 حضرت رضا گريه كردند و پس از آن سر مبارك را بلند كرده و فرمود: اى خزاعى اين دو بيت را روح القدس در زبانت گذاشته است، آيا ميدانى اين امام كيست؟ و چه‏ وقت خروج مي كند؟ عرض كردم: نميدانم اين امام كدام است و ليكن همين قدر اطلاع دارم كه از خاندان شما امامى خروج خواهد كرد و زمين را از عدل داد پر مى ‏كند.

حضرت رضا عليه السّلام فرمود: اى دعبل امام بعد از من فرزندم محمّد است و بعد از او فرزندش علي است و بعد از وى حسن است و بعد از حسن فرزندش كه او را حجت و قائم و منتظرش گويند، وى در هنگام ظهورش مطاع خواهد بود، اگر جز يك روز از عمر دنيا بيشتر نماند خداوند آن روز را طولانى خواهد كرد تا قائم ظهور كند و جهان را از عدل و داد پر سازد، پس از اينكه از ظلم و جور پر شده باشد.

منبع : زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام، متن، ص: 440

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » دعبل در محضر امام رضا علیه السلام
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/081 ثانیه ایجاد شد.