ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » رحلت رسول مکرم اسلام (ص ) و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام تسلیت باد
رحلت رسول مکرم اسلام (ص ) و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام تسلیت باد
پَرسا
#1 ارسال شده : 1390 دی چهارشنبه, 28 14:09:42(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/09/16(UTC)
ارسالها: 12
امتیازات: 39

تشکرها: 1 بار
6 تشکر دریافتی در 5 ارسال

28- 30 صفر سالروز رحلت پیامبر گرامی خاتم الانبیاء و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام  تسلیت باد .

موسى ‏يى نيست كه دعوىّ انا الحقّ شنود*****ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست‏
1 کاربر از پَرسا برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
راستین در تاریخ 1390/10/29(UTC)
آسمون
#2 ارسال شده : 1390 دی چهارشنبه, 28 17:41:43(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/09/08(UTC)
ارسالها: 10
امتیازات: 15

تشکرها: 0 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال

پَرسا نوشته است:

28- 30 صفر سالروز رحلت پیامبر گرامی خاتم الانبیاء و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام  تسلیت باد .

سلام منم تسلیت می گم اگه میشه بیوگرافی مختصری از هر سه معصوم اینجا بذارید ممنونم

به دریا بنگرم دریا تو بینم
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هرجا بنگرم کوه و درو دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
tina
#3 ارسال شده : 1390 دی پنجشنبه, 29 10:24:32(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/08/10(UTC)
ارسالها: 15
امتیازات: 45

تشکرها: 6 بار
7 تشکر دریافتی در 4 ارسال

با سلام پیشاپیش رحلت و شهادت رسول مکرم اسلام و سبط اکبر امام حسن مجتبی و پاره تن رسول سلطان علی بن موسی الرضا عالم آل محمد (ص ) ره به همه دوستان و محبین ایشان تسلیت عرض می کنم؛ در همین زمینه لینک مطالب مرتبط رو به دوستان تقدیم می کنم ؛استاد مرتضی مطهری در بخش های گوناگون از مجموعه آثار از ابعاد مختلفی به این موضوع توجه نموده اند که بخشی از این فراوان عبارتند از :

ختم نبوت

شاید شما هم در زمینه ی ختم نبوت فکر کرده اید و سئوالاتی نیز در ذهن دارید. سئوالاتی مثل:

  • آیا ختم نبوت و عدم ظهور نبی دیگر بعد از خاتم النبیین به معنای کاهش استعدادهای معنوی و تنزل بشریت از جنبه های روحانی است؟
  • آیا مادر در روزگار از زادن فرزندانی ملکوتی صفت که بتوانند با غیبت و ملکوت، پیوند داشته باشند ناتوان شده است؟ و اعلام ختم نبوت به معنی اعلام نازا شدن طبیعت نسبت به چنین فرزندانی است؟
  • در فاصله ی میان پیامبران صاحب شریعت مانند موسی علیه السلام بوده اند، چرا نبوت ها تبلیغی بعد از اسلام قطع شد؟
  • اسلام چه راهکارهایی را پیشنهاد کرده تا ضمن ثابت مانندن اصول خودش بتوانند پیشاپیش پیشرفت های علو تکنولوژی بشری حرکت کنند؟
  • پس بهتر است این سئوالات و پرسش های دیگر خود را در این زمینه بدون جواب نگذاشته و به مطالعه ی کتاب خواندنی(ختم نبوت) بپردازید.
  • همچنین عناوین ذیل نیز در این کتاب می تواند مورد مطالعه قرار گیرد.
  • تفاوت های تعلیمات آسمانی پیامبران
  • مراتب سیر سلوک معنوی
  • مقتضیات زمان
  • اجتهاد و نسبیت آن

استاد مرتضی مطهری در این کتاب به این سئوالات پاسخ می دهند .

سیری در سیره نبوی :

این كتاب مجموعه ی مقالات و سخنرانی های استاد مطهری در زمینه ی سیره وروش زندگی پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله و سلم است كه به نام سیری در سیره ی نبوی به چاپ رسیده است. این كتاب پاسخگوی سؤالاتی در این زمینه است:

  • سیره به چه معناست؟
  • الگوپذیری از زندگی پیامبر چگونه ممكن است؟ مگر پیامبر متعلق به 1400 سال پیش نیست؟
  •   آیا برای رسیدن به اهدافمان از هر وسیله ای می توانیم استفاده كنیم؟
  •   ارزش تبلیغ شرایط وروش آن چگونه است؟ 
  • پیامبر در برخورد با چه موضوعاتی تسامح داشتند ودر برخورد با چه موضوعاتی صلابت به خرج می دادند؟
  • آیا در اسلام خشونت وجود دارد؟ و دارای چه جایگاهی است؟ 
  • كیفیت استخدام وسیله چگونه است؟ آیا برای هدف مقدس می توان از هر وسیله ای، ولو نا مقدس و پلید استفاده كرد؟ علل پیشرفت سریع اسلام و گسترش سیره نبوی(ص) چیست؟

صلح امام حسن مجتبی علیه السلام :

مسأله ی صلح امام حسن، هم در قدیم مورد سؤال و پرسش بوده و هم در زمانهای بعد، و بالخصوص در زمان ما بیشتر این مسأله مورد سؤال و پرسش است که چگونه شد امام حسن علیه السلام با معاویه صلح کرد؟ با مطالعه این کتاب به جواب کاملی در این زمینه   دست خواهد یافت .

مسئله ولایتعهدی امام رضا علیه السلام

در این گفتار استاد مطهری نگاهی تاریخی به مسئله ولایتعهدی امام نموده اند و ریشه های تاریخی این مسئله را مورد کنکاش و توجه دقیقی قرار داده اند 

آسمان بوی اجابت می دهد****بس که قندیل دعا آویخته است
1 کاربر از tina برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
راستین در تاریخ 1390/10/29(UTC)
راستین
#4 ارسال شده : 1390 دی پنجشنبه, 29 11:48:37(UTC)

رتبه: تازه وارد

تاریخ عضویت: 1390/10/20(UTC)
ارسالها: 8
امتیازات: 24
مکان: زیر آسمون خدا

تشکرها: 33 بار
3 تشکر دریافتی در 3 ارسال
منم به نوبه خودم شهادت پیامبر(ص) و امام حسن (ع) رو به همه دوستان تسلیت میگم
و از همگی التماس دعا دارم


یا الله یا رحمان یا رحیم

یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک
مستانه
#5 ارسال شده : 1390 بهمن شنبه, 01 11:14:23(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/10(UTC)
ارسالها: 55
امتیازات: 74

تشکرها: 1 بار
5 تشکر دریافتی در 3 ارسال

درخواست توصیف پیامبر توسط  امام حسن مجتبی علیه السلام

شيخ صدوق در معانى الاخبار، به سه طريق از امام حسن مجتبى عليه السلام روايت كرده  كه آن حضرت فرمود:

«از دايى خودم، هند بن ابى‏ هاله»- كه از وصافين رسول خدا صلى الله عليه و آله بود- خواستم مقدارى از اوصاف آن حضرت را براى من بيان كند، بلكه به اين وسيله علاقه ‏ام به آن جناب بيشتر شود. او نيز قبول كرد و گفت:رسول خدا صلى الله عليه و آله، مردى بود كه در چشم هر بيننده ‏اى موقر و با عظمت مى ‏نمود.

روى نكويش در درخشندگى چون ماه تمام و قامت وى از كوتاه‏قدان بلندتر و از بلندقامتان كوتاه‏تر بود. سرى بزرگ و مويى پيچ داشت. اگر موى سرش چيده نبود، روى سر متفرق مى‏شد و اگر چيده بود، از نرمه گوش تجاوز نمى‏كرد. صورتش سفيد

و نورانى و پيشانى ‏اش پهن و فراخ بود. ابروانى كمانى و كشيده داشت، در عين پيوستگى، جدا از هم به نظر مى‏رسيد. ميان ابروانش، رگى بود كه هنگام خشم از خون پر مى‏شد. بينى كشيده و باريكى داشت و از آن نورى نمايان بود كه به نظر مى‏رسيد بالاى بينى‏اش برآمدگى دارد.

محاسنش پرپشت، گونه‏ هايش برجسته، دهانش فراخ ولى متناسب و دندان‏هايش از هم جدا و چون مرواريد سفيد بود و ....... چشم‏ها افتاده و به سوى زمين بيشتر نگاه مى ‏كرد تا به آسمان. به كسى خيره نمى ‏شد، بلكه نگاه كردنش لحظه ‏اى بيش نبود و هركه را مى‏ ديد، ابتدا به او سلام مى ‏كرد».

امام حسن عليه السلام فرمود: «سخن‏ گفتنش را برايم توصيف كن». گفت:

«رسول خدا صلى الله عليه و آله با غصه‏ ها قرين و دائماً متفكر به نظر مى‏ رسيد، آنى راحتى نداشت و اكثر اوقات ساكت بود، و جز در مواقع ضرورت حرف نمیزد. هنگام تكلم از اول تا به آخر به آرامى لب به سخن باز مى ‏كرد و كلامش كوتاه و جامع و خالى از تفصيل بى‏ جا، و وافى به تمام مقصود بود. نرم‏خو بود و به كسى جفا نمى‏ كرد و كسى را حقير نمى‏ شمرد، نعمت در نظرش بزرگ مى‏ نمود، اگرچه ناچيز باشد و هيچ نعمتى را نكوهش نمى‏ كرد. نه تنها از طعام‏ها را ناپسند نمى ‏شمرد، بلكه مدح و تعريف هم نمى‏ نمود.

دنيا و ناملايمات آن هرگز او را به خشم نمى‏آورد و چون حقى پايمال مى‏ شد، از شدت خشم كسى او را نمى‏ شناخت و از هيچ ‏چيز پروا نداشت تا آن‏كه حق را يارى كند. هنگام اشاره به تمام دست اشاره مى‏ فرمود و چون از مطلبى تعجب مى‏ كرد، دست‏ها را پشت و رو مى ‏كرد. زمانى كه صحبت مى ‏كرد، دست‏ها را به هم وصل مى‏ كرد و انگشت ابهام دست چپ را به كف دست راست میزد. وقتى غضب مى‏ فرمود، از شدت ناراحتى روى مى‏ گردانيد. و چون خوشحال مى‏ شد، چشم‏ها را به‏ هم مى‏ نهاد، بيشتر خنده ‏هاى آن حضرت لبخند بود، هنگام تبسم دندان‏هايش چون دانه ‏هاى تگرگ نمايان مى ‏شد».

مستانه
#6 ارسال شده : 1390 بهمن شنبه, 01 11:20:35(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/10(UTC)
ارسالها: 55
امتیازات: 74

تشکرها: 1 بار
5 تشکر دریافتی در 3 ارسال

ادامه حدیث

صدوق قدس سره در كتاب مزبور مى ‏گويد: «تا اين‏جا روايت ابى‏ القاسم بن منيع، از اسماعيل بن محمد بن جعفر بن محمد بود و از اين پس تا آخر، روايت عبدالرحمن است».

امام حسن عليه السلام مى‏ فرمايد: «مدتى اين مطالب را از حسين عليه السلام كتمان مى‏ كردم، پس از آن‏كه برايش نقل كردم، ديدم در اين قسمت بر من سبقت جسته است. از وى پرسيدم:

تو از كه شنيدى؟ گفت: من از پدرم على عليه السلام از وضع داخلى و خارجى رسول خدا صلى الله عليه و آله و همچنين از چگونگى مجلس، و از شكل و شمايل آن حضرت پرسيدم. پس چيزى از آن فروگذار نكرد و همه را برايم بيان فرمود.

حسين عليه السلام گفت: از پدرم از وضع داخلى رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤال كردم، فرمود:

به منزل رفتنش به اختيار خود بود. و چون به منزل تشريف مى‏ برد، اوقات خويش را به سه بخش قسمت مى‏ كرد: قسمتى را براى عبادت خدا و قسمتى براى اهل بيت خود و جزئى را به خود اختصاص مى‏ داد. و آن جزئى را كه مربوط به خودش بود، به صادركردن دستورهاى لازم به خواص اصحاب و تكليف نمودن آنان براى رسيدگى به كارهاى عمومى مردم صرف مى ‏كرد و از آن قسمت چيزى را به كارهاى شخصى خود اختصاص نمى ‏داد.

از جمله روش آن‏جناب اين بود كه اهل فضل را هميشه مى‏ پذيرفت و هركس را به مقدار فضيلتى كه در دين داشت، احترام مى ‏كرد. بعضى را يك حاجت و بعضى را دو حاجت و بعضى را بيشتر. رسول خدا صلى الله عليه و آله به احتياجات آنان رسيدگى مى‏ كرد و ايشان را سرگرم اصلاح نواقصشان مى‏ كرد و از ايشان درباره امت پرسش نموده، مطالب لازم را بيان مى‏ كرد و مى‏ فرمود: بايد حاضران به غايبان برسانند. حاجت كسانى را كه به من دست‏رسى ندارند، به من ابلاغ كنيد و بدانيد كه هركس حاجت اشخاص ناتوان‏ را نزد سلطان برد، خدا قدم‏هاى او را در روز قيامت ثابت و استوار سازد. در مجلس آن جناب غير اين گونه مطالب ذكر نمى ‏شد و از كسى غير آن را نمى ‏پذيرفت. آنان براى درك فيض و طلب علم شرف‏ياب حضورش مى‏ شدند و بى اين‏كه چيزى بچشند، متفرق نمى‏ شدند و چون برمى ‏گشتند، رهنمايانى بودند.

و از پدرم اميرمؤمنان عليه السلام از سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله در خارج از منزل پرسيدم، فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه و آله زبان خود را از سخنان غير لازم بازمى ‏داشت و با مردم انس مى‏ گرفت و آنان را از خود دور نمى كرد، بزرگ هر قومى را گرامى مى‏ داشت و او را بر قومش حاكم مى‏ نمود، هميشه از مردم برحذر بود، و خود را مى‏ پاييد، بدون آن‏كه صورت از آنان بپيچد و بدخلقى كند. از اصحاب خود تفقد مى‏ نمود و از مردم، حال مردم را مى‏ پرسيد. هر كار نيكى را تحسين و تقويت مى‏كرد و هر كار زشتى را تقبيح كرده، كوچك مى‏شمرد. در همه امور ميانه‏رو بود، گاهى تفريط و گاهى افراط نمى ‏كرد. از كار مردم غفلت نمى ‏نمود تا مبادا آنان منحرف شوند. درباره حق كوتاهى نداشت و از آن هم تجاوز نمى‏ كرد. اطرافيان آن حضرت نيكان مردم بودند و برترين آنان نزدش، كسانى بودند كه مردم را بيشتر نصيحت كنند و بزرگ‏ترين‏شان كسانى بودند كه درباره برادران دينى بيشتر مواسات و خيرخواهى داشته باشد.

حسين عليه السلام گفت: از پدرم از وضع جلسه رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم، فرمود:

در هيچ مجلسى نمى ‏نشست و برنمى‏ خاست مگر به ياد خدا. و در مجالس، جاى مخصوصى براى خود انتخاب نمى‏ كرد. مخصوصاً از اين كار نهى مى ‏فرمود و وقتى به جمعيتى مى‏ پيوست، هرجا كه خالى بود، مى‏ نشست و به اصحاب خود نيز دستور مى ‏داد كه چنان كنند. و حق هر يك از اهل مجلس را ادا مى‏ كرد و كسى از آنان احساس نمى‏ كرد كه ديگرى پيش آن حضرت، محترم‏تر از خود است. آن حضرت با هر كس كه مى‏ نشست، به قدرى صبر مى ‏كرد تا خود آن شخص برخيزد. هر كس حاجتى از او مى‏ طلبيد، يا به حاجت خود مى ‏رسيد و يا با بيان شيرينِ آن حضرت قانع مى‏ شد.

خُويش به قدرى نرم بود كه مردم او را براى خود چون پدرى مهربان مى ‏دانستند و همه نزد او از حق مساوى برخوردار بودند. مجلس، مجلسِ حلم، حيا، صداقت و امانت بود و در آن آوازها بلند نمى ‏شد و حرمت مردم هتك نمى‏ شد. اگر از كسى لغزشى سرمی‏زد، جاى ديگر گفته نمى ‏شد. اهل مجلس همه با هم عادلانه رفتار مى ‏كردند و رفتارشان با يك‏ديگر، چون دوستىِ پرهيزگاران بود و به هم تواضع مى ‏نمودند؛ بزرگ‏سالان را احترام مى‏ كردند و به كوچك‏ترها مهربان بودند، محتاجان را بر خود مقدم مى ‏داشتند و غريبان را نگه‏دارى مى ‏كردند.

سپس پرسيدم: روش رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره هم‏نشينان خود چطور بود؟ فرمود:

دائماً خوش‏رو، خوش‏خوى و نرم بود. خشن و درشت‏خو و سبك‏سر و فحاش و عيب‏جو نبود، كسى را زياد مدح نمى ‏كرد و از چيزى كه به آن رغبت و ميل نداشت، غفلت مى ‏ورزيد؛ به طورى كه مردم از او، نه مأيوس مى‏ شدند و نه نااميد. همانا خود را از سه چيز دور مى‏ داشت: جدال، پرحرفى و گفتن مطالب بى‏ فايده. و نسبت به مردم نيز از سه چيز پرهيز مى ‏كرد، هرگز كسى را سرزنش نمى‏ كرد و از او عيب نمى ‏گرفت، لغزش و عيب‏هاى مردم را جست‏ وجو نمى‏ كرد و سخن نمى‏ گفت، مگر در جايى كه اميد ثواب در آن مى‏داشت. هنگام تكلم چنان حاضران را به خود جذب مى‏كرد كه از احدى صداى نفس كشيدن شنيده نمى‏ شد، و چون ساكت مى ‏گشت، آنان سخن مى‏ گفتند. در حضور آن جناب روى مطلبى نزاع نمى ‏كردند، اگر كسى با ايشان صحبت مى‏ كرد، همه ساكت مى‏ شدند تا سخنش پايان يابد و تكلمشان در محضر آن جناب، به نوبت بود. اهل مجلس از چيزى كه به خنده مى‏ افتادند، وى نيز مى‏خنديد و از آنچه تعجب مى‏ كردند، تعجب مى‏ كرد. بر اسائه ادب شخص غريب در پرسش و گفتار صبر مى‏ كرد، تا جايى كه اصحاب در صدد جلب شخص مزاحم برمى ‏آمدند. مى ‏گفت وقتى صاحبان حاجت را ديديد آنان را كمك و معاونت كنيد. هرگز ثناى كسى را نمى‏ پذيرفت، مگر اين‏كه ثنايش به عنوان تشكر از آن حضرت باشد. و كلام احدى را نمى ‏بريد، مگر آن‏كه از حد مشروع تجاوز كند كه در آن صورت با نهى و يا برخاستن، كلام او را قطع مى‏ نمود.

امام حسين عليه السلام فرمود: سپس، از سكوت رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم. پدرم فرمود:

سكوت آن جناب بر چهار چيز بود: حلم، حذر، تقدير و تفكر. سكوتش در تقدير و اندازه ‏گيرى براى آن بود كه همه مردم را به يك چشم ببيند و به گفتار همه به يك نحو گوش دهد. اما سكوتش در تفكر، آن بود كه در چيزهاى باقى و فناپذير فكر مى ‏كرد. سكوتش در حلم، صبر و بردبارى بود كه داشت. به‏طورى كه خشم‏ناك نمى‏ شد و از چيزى متنفر نمى‏ گشت. سكوتش در حذر، در چهار مورد بود؛ به كارهاى نيك چنگ مى‏زد، تا ديگران به آن حضرت اقتدا كنند، از كارهاى زشت دورى مى‏ كرد تا مردم از آن پرهيز نمايند، در انتخاب رأى صحيح براى اصلاح كارهاى امت، جديت مى‏ نمود و به آنچه خير دنيا و آخرت در آن بود، قيام مى ‏كرد.

منبع : علامه محمد حسین طباطبایی ، سنن النبي، ص: 61 به بعد ؛ استاد مرتضی مطهری در مجموعه ‏آثار  ج‏16، ص: 85 کتاب سیری در سیره نبوی ؛ به بخش هایی از این روایت شریف اشاره نموده اند .

مرتضی
#7 ارسال شده : 1390 بهمن شنبه, 01 17:33:29(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/02/16(UTC)
ارسالها: 177
امتیازات: 537

تشکرها: 19 بار
21 تشکر دریافتی در 15 ارسال

رحلت جانگداز پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه وآله و حضرت امام حسن مجتبی و حضرت امام رضا علیهماالسلام را به همه آزادی خواهان و آزاد اندیشان جهان خصوصا شیعیان تسلیت عرض می کنم.

****

شيخ صدوق در كتاب نصوص از ابو الحجاف داود بن أبى عوف از حضرت مجتبى عليه السّلام حديث كند كه فرمود: شنيدم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه به على مى فرمود: تو وارث علم، و معدن حكم من؛ و امام بعد از من هستى، زمانى كه تو به شهادت رسيدى فرزندت حسن، امام است، و چون او بشهادت رسيد فرزند (ديگرت) حسين امام (بر مردم) مى باشد، و چون حسين به شهادت رسد فرزندش على است، و نه نفر از صلب حسين امامان پاكيزه اند. عرض كردم: اى رسول خدا نامشان چيست؟ فرمود: على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن و مهدى از صلب حسين كه زمين را از عدل و داد پر كند چنانچه از ظلم و ستم پر شده باشد. «1» - 2

 

1- كفاية الأثر: 167.

2-  به نقل از: الإنصاف فى النص على الأئمة ع با ترجمه رسولى محلاتى، ترجمه فارسى، ص: 66

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » رحلت رسول مکرم اسلام (ص ) و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام تسلیت باد
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/267 ثانیه ایجاد شد.