ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » چه شد كه شما علامه طباطبايى شديد؟
چه شد كه شما علامه طباطبايى شديد؟
نگین
#1 ارسال شده : 1390 دی ﺳﻪشنبه, 20 15:01:33(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/27(UTC)
ارسالها: 192
امتیازات: 577
Woman
مکان: کرج

تشکرها: 23 بار
12 تشکر دریافتی در 11 ارسال

استاد شیخ حسین انصاریان در کتاب : متن درسهاى تفسير نهج البلاغه( تفسير خطبه 86 نهج البلاغه )، ص: 157 می فرمایند :

يك نكته ديگرى از شهيد مطهرى در رابطه با نهج البلاغه براى شما بگويم كه شايد اغلب شما نشنيديد اين نكته را.طبقه دوم همين فيضيه دست چپ بالا يك حجره‏اى بود زمانى كه ما اوائل طلبگى‏ مان بود اين حجره آن زمان معروف به حجره كرمانى ‏ها بود. كه يك چندتا چهره از طلبه‏ هاى كرمان كه بعد خيلى‏ هايشان چهره‏ هاى فرزانه ‏اى شدند، مثل برادران حجتى و مرحوم صالحى كرمانى كه يك كتاب هم درباره سيدالشهداء (ع) دارد يكى دو نفرشان هم الان زنده هستند و دو تا برادر آقاى موحدى كرمانى است كه يكى شان الان مشهد مقيم است، اين آقاى موحدى براى من نقل كرد، آن وقت هم من در حدى نبودم كه در اين درس‏ها شركت بكنم. مى‏ گفتند: آقاى مطهرى بعد از ظهرها در همين حجره كرمانى‏ها براى ما نهج البلاغه مى‏ گفت، همان نهج البلاغه‏ اى كه از استادش حاج على آقا مى‏ گفت. كه يك گوشه ‏اى را در همين سيرى در نهج البلاغه به قلم خودشان برگرداندند. آنجا هم نام استادشان را مى برند و يك خواب عجيبى هم از استادشان نقل مى‏ كنند كه خواب صادقانه ‏اى است در رابطه با وجود مبارك ابى عبدالله الحسين (ع) كه شايد گفته باشم؛ يك بار مرحوم علامه طباطبايى يك نفر از ايشان سوال كرد كه آقا البته اگر دلتان مى‏ خواهد جواب بدهيد. چه شد كه شما علامه طباطبايى شديد؟ ايشان فرمودند: نماز شب و رابطه با ابى عبدالله الحسين (ع). چون به علم و درس خواندنشان اشاره ‏اى نكردند چون درس و علمشان در همين فضا بوده. يعنى نماز شب و رابطه با سيدالشهداء (ع) و گريه بر ابى عبدالله (ع) حتى در تنهايى اين قدر به آدم نور مى‏ دهد كه به جاى انتقال الفاظ از كفايه و مكاسب و كافى نور به انسان منتقل مى‏ شود و يك نگاه ديگرى نسبت به قرآن و نهج البلاغه پيدا مى‏ كند.

نسرین
#2 ارسال شده : 1390 دی ﺳﻪشنبه, 20 15:10:37(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/02(UTC)
ارسالها: 61
امتیازات: 189

تشکرها: 20 بار
16 تشکر دریافتی در 12 ارسال

با تشکر از نگین من هم خاطره ای از استاد مرتضی مطهری در همین رابطه به همه دوستان تقدیم می کنم :

آيت اللّه حاج ميرزا على آقا شيرازى و حضرت امام حسين عليه السلام‏

آيت اللّه حاج ميرزا على آقا شيرازى يكى از برجسته ‏ترين علماى اصفهان بود.شهيد مطهرى مى ‏گويد: من از اين مرد بزرگ داستان‏ها دارم از جمله به مناسبت بحث، رؤيايى است كه نقل مى‏كنم: ايشان يك روز ضمن درس در حالى كه دانه‏ هاى اشك شان بر روى محاسن سپيدشان مى‏ غلطيد اين خواب را نقل كردند فرمودند:

در خواب ديدم مرگم فرا رسيده است، مردن را همان طورى كه براى ما توصيف شده است در خواب يافتم، خويشتن را جدا از بدنم مى‏ ديدم و ملاحظه مى‏كردم كه بدن مرا به قبرستان براى دفن حمل مى‏ كنند، مرا به گورستان بردند و دفن كردند و رفتند.من تنها ماندم و نگران كه چه بر سر من خواهد آمد؟ ناگهان سگى سفيد را ديدم كه وارد قبر شد، در همان حال حس كردم كه اين سگ تندخويى من است كه تجسم يافته و به سراغ من آمده است، مضطرب شدم، در اضطراب بودم كه حضرت سيد الشهداء عليه السلام تشريف آوردند و به من فرمودند: غصه نخور، من آن را از تو جدا مى ‏كنم

منبع : اهل بيت عليهم‏السلام عرشيان فرش نشين، ص: 583

اگر یادتان بود باران گرفت ***دعایی به حال بیابان کنید
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » چه شد كه شما علامه طباطبايى شديد؟
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/088 ثانیه ایجاد شد.