ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » هدف، تشکیل حکومت یا امر به معروف و نهی از منکر؟
هدف، تشکیل حکومت یا امر به معروف و نهی از منکر؟
sedmomen
#1 ارسال شده : 1390 آذر یکشنبه, 06 12:35:46(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/02(UTC)
ارسالها: 565
امتیازات: 1,640
Woman
مکان: ایران

تشکرها: 1 بار
47 تشکر دریافتی در 33 ارسال

آیا قیام و نهضت اباعبدالله الحسین علیه السلام صرفا برای امر به معروف و نهی از منکر بود یا در صورت شکست دادن یزید و لشکریانش برای تشکیل حکومت صورت گرفت؟.

مـن ز خــــــود هــیچ ندارم که بدان فــــخـــــر کنم.***هر چه دارم همه از آل محمد (صلی الله علیه و آله) دارم.
مریم
#2 ارسال شده : 1390 آذر یکشنبه, 06 14:21:47(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/09(UTC)
ارسالها: 129
امتیازات: 263

تشکرها: 6 بار
7 تشکر دریافتی در 4 ارسال

sedmomen نوشته است:

آیا قیام و نهضت اباعبدالله الحسین علیه السلام صرفا برای امر به معروف و نهی از منکر بود یا در صورت شکست دادن یزید و لشکریانش برای تشکیل حکومت صورت گرفت؟.

سید عزیز سلام ؛ فرا رسیدن ایام محرم حسینی رو تسلیت عرض می کنم : با نگاهی به تاریخ می توان فهمید تشکیل حکومت شرط و لازمه اجرایی شدن احکام الهی است و بدون حکومت این مهم محقق نمی شود چرا که تحقق احکام الله ضامن اجرایی می خواهد ؛ امام در پی تکلیف بودند و در هر دو صورت امام پیروز میدان بودند اگر به تشکیل حکومت موفق می شدند امام پیروز میدان بود و اگر به شهادت می رسیدند باز هم چون چهره پلید نفاق اموی را برملا کرده بودند به هدف خود رسیده بودند کما اینکه این قیام بعد از مدتی طومار حکومت بنی امیه برچید

aa_yy113
#3 ارسال شده : 1390 آذر پنجشنبه, 10 10:02:10(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/14(UTC)
ارسالها: 118
امتیازات: 354

تشکرها: 0 بار
11 تشکر دریافتی در 11 ارسال

sedmomen نوشته است:

آیا قیام و نهضت اباعبدالله الحسین علیه السلام صرفا برای امر به معروف و نهی از منکر بود یا در صورت شکست دادن یزید و لشکریانش برای تشکیل حکومت صورت گرفت؟.

سلام

در جواب سوال خوب شما دوست عزیز باید اینگونه گفت که :

قيام حضرت ابا عبدالله الحسين كه موجب احياء سنت رسول اكرم و تجديد حيات دين گرديد و بدعت گزاران و نابودكنندگان دين را رسوا نمود، تاكنون از سوي انديشمندان زيادي مورد بررسي و كاوش قرار گرفته است. در اين ارزيابي‌ها، برخي اصلاً انكار كرده اند كه اين قيام جنبه سياسي داشته است وگفته اند هر چه بود شهادت طلبي بوده است.(1) برخي ديگر آن را حركت سياسي دانسته و در راستاي برپايي حكومت اسلامي تحليل كرده‌ اند. خود اين گروه دو دسته‌ اند. دسته اي به علم امام نسبت به شهادت و عاقبت قيام كاري ندارند و آن را انكار مي كنند.(2) اما دسته اي ديگر، قيام امام را با علم امام به شهادت سنجيده اند.(3)
به عبارتي گروه اخير مي گويند امام بين تكليف ظاهري و تكليف واقعي جمع كرد و در حركت به كوفه هر دو وظيفه را انجام داد. از حيث واقعي او مأموريت داشت در راه مبارزه با منكر و حكومت جور قيام كرده و در بر پايي حكومت عدل بكوشد و خون خود را نثار آن كند. و از حيث ظاهري و براي پاسخ گويي به دعوت مردم كوفه، به عنوان وجود حجت، به آن جا رود و برنامه ي خويش را عملي سازد.(4)
اما بر اين مطلب كه امام حسين انگيزه ي تشكيل حكومت داشته است قرائن تاريخي چندي وجود دارد كه به آنها اشاره مي كنيم.
1. امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد تا مردم را دعوت كند و بيعت بگيرد تا حكومت اسلامي تشكيل دهد و حكومت يزيد را از بين ببرد،(5)چنانچه آن حضرت در نامه اي خطاب به كوفيان نوشتند: «اگر مسلم براي من بنويسد كه بر همان اعتقادي هستيد كه در نامه هايتان نوشته بوديد، به سويتان خواهم آمد».(6)
اين حركت امام در حالي صورت مي گيرد كه او به عاقبت قضيه عالم بود و شهادت را در پيش چشمان مباركش مي ديد. آن گونه كه موقع اعزام مسلم بدو فرمود:
«تو را به كوفه مي فرستم در حالي كه خدا آنچه را مي خواهد انجام مي دهد، و اميد دارم كه من و تو در درجه ي شهدا باشيم».(7)
2. در بين راه كه امام ـ عليه السلام ـ فرزدق را ديدار كردند، و وضعيت كوفه را از او پرسيدند او جواب داد: قلبهاي مردم با توست اما شمشيرهايشان عليه تو. اما امام كه با قصد و انگيزه ي قبلي در راه كوفه بودند، فرمودند:«راست گفتي همواره امر به دست خداوند است. هر چه بخواهد مي شود و هر روز خداي ما در كاري است،(8) اگر قضاي او چنان باشد كه ما دوست داريم و مي پسنديم او را بر نعمتهايش سپاس گوييم و او ما را ياري مي دهد تا سپاس گزارش باشيم و اگر قضاي او چيز ديگري باشد، كسي كه حق و راستي، نيت و انگيزه ي اوست و تقوي پشتوانه اش، ضرري نمي كند».(9)
3. در مسير بين مكه و كوفه امام حسين به بزرگان بصره نامه اي نوشت و توسط غلام خود سليمان براي آنها فرستاد. كه در آن بصريان را به اطاعت از خويش و كمك و ياري در قيامش دعوت كرده بود، كه حاكي از قصد امام به مبارزه اي جدي با حكومت وقت مي باشد.(10)
4. در ملاقاتي كه بين امام ـ عليه السلام ـ و حر بن يزيد رياحي در ابتداي ورود به عراق اتفاق افتاد .حضرت بعد از اقامه نماز ظهر و عصر، خطاب به او و يارانش چنين فرمود:
«اي مردم اگر تقوا كنيد و حق را به اهلش وا گذاريد، رضايت الهي را به دست آورده ايد. ما اهل بيت محمد، اولي به سرپرستي مقام خلافت و امر هستيم از آن كساني كه ادعاي آن را دارند و بر شما ستم روا مي دارند».(11)
باري با تمامي اين شواهد كه حتماً بيشتر از اين هم مي توان شاهد يافت، مي توان گفت امام ـ عليه السلام ـ متوجه بودند كه چكار مي كنند، او آمده بود و حكومت هم مي خواست تشكيل دهد. اصلاً به خاطر همين نيت آمده بود. چرا كه حكومت بايد در دست امثال سيد الشهداء باشد.(12)
با تمامي اينها امام خود به عاقبت قضيه مطلع بود و علم به شهادت خويش و يارانش داشت و مي دانست كه با اين عدد كم نمي تواند با آن عده اي كه آنها دارند مقابله كند. لكن تكليف خود را تشخيص داده بود كه بايد نهضت كند و اظهار مخالفت و استنكار نمايد.(13)
در اين مورد هم شواهد و قرائن تاريخي بسياري وجود دارد كه به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم:
1. در جايي حضرت با قاطعيت چنين فرمودند: اما يقيناً مي دانم كه آن جا محل به خاك افتادن من و اصحاب من مي باشد كه از آن نجات نمي يابيم جز پسرم علي ـ عليه السلام ـ .(14)
2. بعد از منزل «ثعلبيه» در بين راه امام را بر روي اسب لختي خواب ربود پس بيدار شد و چند مرتبه فرمود: انا لله و انا اليه راجعون، در اين حال جناب علي اكبر پرسيد: پدر جان سبب گفتن اين جملات چه بود؟ حضرت فرمود: لحظه اي چشمانم را خواب ربود، پس شنيديم كه منادي مي گفت: اين كاروان مي روند و مرگ به دنبال آنها مي رود. دانستم كه او، خبر مرگ ما را مي دهد. پس علي اكبر گفت: مگر ما بر حق نيستيم. امام فرمود: چرا سوگند به خدايي كه بازگشت بندگان به سوي اوست. لذا علي اكبر گفت: بنابراين ما از مرگ باكي نداريم.(15)
3. امام ـ عليه السلام ـ در نامه اي به بني هاشم چنين مي نويسد: هر كس به من ملحق شود، شهيد مي شود و هر كس بماند به فتح و پيروزي دست نخواهد يافت.(16)
گفتني است اين هر سه مورد كه ذكر شد، قبل از رسيدن خبر شهادت مسلم بوده است لذا كسي نمي تواند ادعا كند كه قضيه شهادت و يقين بدان، بعد از شهادت مسلم و خيانت كوفيان بوده است. در نهايت بايد گفت: حضرت سيد الشهداء به همه آموخت كه در مقابل ظلم و حكومت جائر چه بايد كرد. با اين كه از اول مي دانست كه در اين راه بايد همه اصحاب و خانواده اش را فدا كند.(17)ايشان به ما آموخت كه بايد فرد، فداي جامعه شود، جامعه بايد اصلاح شود. بايد عدالت در بين مردم و جامعه تحقق پيدا كند، ليقوم الناس بالقسط.(18)

پاورقی:

1. كسانی چون علی پناه اشتهاردی، در كتاب «هفت ساله».

2. كسانی چون صالحی نجف آبادی در كتاب شهید جاوید.

3. كسانی چون امام خمینی در بیاناتشان و صافی گلپایگانی در كتاب شهید آگاه.

4. شوشتری، جعفر، الخصائص الحسینیه، ترجمه محمد حسین شهرستانی، قم، جزایری، چاپ پنجم، 1378، ص 132.

5. بیانات امام خمینی، صحیفه نور، مركز تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج 1، ص 174.

6. مفید، الارشاد، قم، آل البیت، چاپ اول، 1413، ج 3، ص 39.

7. عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسین، بیروت، دار الكتاب الاسلامی، 1399ق، ص 145.

8. آیه شریفه: كل یوم هو فی شأن.

9. مفید، پیشین، ص67.

10. سید بن طاوس، الملهوف، قم، اسوه، 1375، چاپ دوم، ص 115.

11. شیخ مفید، پیشین، ص 79.

12. بیانات امام خمینی، پیشین، ج20، ص191، نقل به تصرف.

13. بیانات امام خمینی، همان، ج 4، ص 15.

14. سید بن طاوس، پیشین، ص 126.

15. سید ن طاوس، پیشین، ص 131.

16. مهاجرانی، سید عطاء الله، پیام آوری عاشورا، تهران، اطلاعات، 1371، ص 138.

17. بیانات امام خمینی، پیشین، نقل با تصرف.

18. همان، ج15، ص148 (نقل با تصرف).

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » حضرت امام حسین (ع) و محرم و صفر » هدف، تشکیل حکومت یا امر به معروف و نهی از منکر؟
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/068 ثانیه ایجاد شد.