ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » مرد ناشناس
مرد ناشناس
شیطونک
#1 ارسال شده : 1390 آبان شنبه, 21 12:03:09(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/05(UTC)
ارسالها: 64
امتیازات: 41-
Woman
مکان: قوچان

تشکرها: 14 بار
9 تشکر دریافتی در 6 ارسال

مرد ناشناس

زن بيچاره ، مشك آب را بدوش كشيده بود ، و نفس نفس زنان به سوى خانه اش مى رفت . مردى ناشناس به او برخورد و مشك را از او گرفت و خودش بدوش كشيد . كودكان خردسال زن ، چشم به در دوخته منتظر آمدن مادر بودند . در خانه باز شد . كودكان معصوم ديدند مرد ناشناسى همراه مادرشان به خانه آمد ، و مشك آب را به عوض مادرشان به دوش گرفته است . مرد ناشناس مشك را به زمين گذاشت و از زن پرسيد : (( خوب معلوم است كه مردى ندارى كه خودت آبكشى مى كنى ، چطور شده كه بيكس مانده اى ؟

زن : شوهرم سرباز بود . على بن ابيطالب او را به يكى از مرزها فرستاد و در آنجا كشته شد . اكنون منم و چند طفل خردسال

مرد ناشناس بيش از اين حرفى نزد . سر را به زير انداخت و خداحافظى كرد و رفت ، ولى در آن روز آنى از فكر آن زن و بچه هايش بيرون نمى رفت . شب را نتوانست راحت بخوابد . صبح زود زنبيلى ، برداشت و مقدارى آذوقه از گوشت و آرد و خرما ، در آن ريخت و يكسره به طرف خانه ديروزى رفت و در زد .

كيستى ؟ .

مرد ناشناس : همان بنده خداى ديروزى هستم كه ، مشك آب را آوردم ، حالا مقدارى غذا براى بچه ها آورده ام .

زن : خدا از تو راضى شود ، و بين ما و على بن ابيطالب هم خدا خودش حكم كند .

در بازگشت و مردناشناس داخل خانه شد بعد گفت :دلم مى خواهد ثوابى كرده باشم ، اگر اجازه بدهى ، خمير كردن و پختن نان ، يا نگهدارى اطفال را من به عهده بگيرم .

زن : بسيار خوب ، ولى من بهتر مى توانم خمير كنم و نان بپزم ، تو بچه ها را نگاه دار ، تا من از پختن نان فارغ شوم .

زن رفت دنبال خمير كردن . مرد ناشناس فورا مقدارى گوشت ، كه خود آورده بود ، كباب كرد و با خرما ، بادست خود به بچه ها خورانيد . به دهان هر كدام كه لقمه اى مى گذاشت : مى گفت : فرزندم ! على بن ابيطالب را حلال كن ، اگر در كار شما كوتاهى كرده است .

خمير آماده شد . زن صدا زد : بنده خدا همان تنور را آتش كن .

مرد ناشناس رفت و تنور را آتش كرد . شعله هاى آتش زبانه كشيد ، چهره خويش را نزديك آتش آورد و با خود مى گفت : حرارت آتش را بچش ، اين است كيفر آن كس كه در كار يتيمان و بيوه زنان كوتاهى مى كند .

در همين حال بود كه زنى از همسايگان به آن خانه سركشيد ، و مرد ناشناس را شناخت . به زن صاحب خانه گفت : واى به حالت ، اين مرد را كه كمك گرفته اى نمى شناسى ؟ ! اين اميرالمؤمنين على بن ابيطالب است .

زن بيچاره جلو آمد و گفت : اى هزار خجلت و شرمسارى از براى من ، من از تو معذرت مى خواهم .

امام علی علیه السلام : نه ، من از تو معذرت مى خواهم ، كه در كار تو كوتاهى كردم (بحار الانوار ، جلد 7 ، باب 103 ، صفحه 597) .

منبع : داستان راستان

فایلهای الصاق شده :
یتیم.jpg (105kb) تعداد دانلود 2 بار.
علی 1.jpg (55kb) تعداد دانلود 1 بار.

You cannot view/download attachments. Try register.
1 کاربر از شیطونک برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
دفتر دل در تاریخ 1390/08/21(UTC)
بمب افکن
#2 ارسال شده : 1390 آبان شنبه, 21 14:47:20(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/04(UTC)
ارسالها: 48
امتیازات: 0
Woman
مکان: تهران ،فرحزاد

تشکرها: 19 بار
4 تشکر دریافتی در 1 ارسال

داستان زیبایی بود ممنون

mahr
#3 ارسال شده : 1390 آبان یکشنبه, 22 10:41:13(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/14(UTC)
ارسالها: 43
امتیازات: 119
Man
مکان: تهران

تشکرها: 1 بار
2 تشکر دریافتی در 2 ارسال

اعتراف تلخ

ما شيعيان بايد اعتراف كنيم كه بيش از ديگران درباره كسى كه افتخار نام پيروى او را داريم ظلم و لااقل كوتاهى كرده ايم ، اساسا كوتاهي هاى ما ظلم است . ما نخواسته و يا نتوانسته ايم على را بشناسيم ، بيشتر مساعى ما درباره تنصيصات رسول اكرم ( ص ) درباره على عليه السلام و سب و شتم كسانى است كه اين نصوص را ناديده گرفته اند بوده است نه درباره شخصيت عينى مولا على . غافل از اينكه اين مشكى كه عطار الهى بحق معرف اوست خود بوى دلاويزى دارد و بيش از هر چيز لازم است مشامها را با اين بوى خوش آشنا كرد يعنى بايد آشنا بود و آشنا كرد ، معرفى عطار الهى به اين منظور بوده كه مردم با بوى خوش آن آشنا شوند نه اينكه به گفته عطار قناعت ورزند و تمام وقت خويش را صرف بحث در معرفى وى كنند نه آشنائى با او .

آيا اگر نهج البلاغه از ديگران مى بود با او همين گونه رفتار مى شد ؟ كشور ايران كانون شيعيان على ( ع ) است و مردم ايران فارسى زبانند شما نگاهى به شرحها و ترجمه هاى فارسى نهج البلاغه بيافكنيد و آنگاه درباره كارنامه خودمان قضاوت كنيد .

بطور كلى اخبار و احاديث شيعى ، و همچنين دعاهاى شيعى ، از نظر معارف الهى و همچنين از نظر ساير مضامين ، با اخبار و احاديث و دعاهاى مسلمانان غير شيعى ، قابل مقايسه نيست ، مسائلى كه در اصول كافى يا توحيد صدوق يا احتجاج طبرسى مطرح است ، در هيچ كتاب غير شيعى مطرح نيست . آنچه در كتب غير شيعى ، در اين زمينه مطرح است احيانا مسائلى است كه ميتوان گفت قطعا مجعول است زيرا بر خلاف نصوص و اصول قرآنى است و بوى تجسيم و تشبيه مى دهد . اخيرا هاشم معروف حسنى در كتابى كه به نام (( دراسات فى الكافى للكلينى و الصحيح للبخارى )) تاليف كرده است ابتكار خوبى به خرج داده ، مقايسه مختصرى ميان صحيح بخارى و كافى كلينى از نظر روايات مربوط به الهيات به عمل آورده است .

منبع :  سيرى درنهج البلاغه

 

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » مرد ناشناس
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/046 ثانیه ایجاد شد.