ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » به اهلبیت ابراز عشق و علاقه کنیم که چی بشه؟
به اهلبیت ابراز عشق و علاقه کنیم که چی بشه؟
rozita98
#1 ارسال شده : 1390 ارديبهشت چهارشنبه, 21 20:32:26(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/04/13(UTC)
ارسالها: 63
امتیازات: 195

تشکرها: 3 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال
چرا باید به اهلبیت علاقه داشته باشیم؛ تو شادیاشون شاد باشیم تو غصه هاشون غمگین، تولداشون جشن بگیریم؛ شهادتاشون اشک بریزیم؟
مرتضی
#2 ارسال شده : 1390 ارديبهشت چهارشنبه, 21 20:36:32(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/02/16(UTC)
ارسالها: 177
امتیازات: 537

تشکرها: 19 بار
21 تشکر دریافتی در 15 ارسال
rozita98 نوشته است:
چرا باید به اهلبیت علاقه داشته باشیم؛ تو شادیاشون شاد باشیم تو غصه هاشون غمگین، تولداشون جشن بگیریم؛ شهادتاشون اشک بریزیم؟

برای رسیدن به جواب به گوشه هائی از آنچه استاد شهید مرتضی مطهری بیان فرموده اشاره می کنم:
(ولاء محبت يا ولاء قرابت به اين معنى است كه اهل البيت، ذوى القرباى پيغمبر اكرم‏اند و مردم توصيه شده‏اند كه نسبت به آنها به طور خاص، زائد بر آنچه ولاء اثباتى عام اقتضا مى‏كند، محبّت بورزند و آنها را دوست بدارند. اين مطلب در آيات‏
قرآن آمده است و روايات بسيارى نيز در اين زمينه از طرق شيعه و اهل سنّت وارد شده كه محبّت اهل البيت و از جمله على (عليه السّلام) را يكى از مسائل اساسى اسلامى قرار مى‏دهد ... چرا در موضوع اهل البيت، اينهمه توصيه شده است كه مردم به آنها ارادت بورزند و اين ارادت و محبّت را وسيله تقرّب به خداوند قرار دهند؟ گيرم همه مردم اهل البيت را شناختند و به آنها محبّت و ارادت واقعى پيدا كردند، چه نتيجه و خاصيّتى دارد؟ دستورهاى اسلامى همه مبنى بر فلسفه و حكمتى است. اگر چنين دستورى در متن اسلام رسيده باشد قطعاً بايد حكمت و فلسفه‏اى داشته باشد.
پاسخ اين پرسش اين است كه دعوت به محبّت اهل البيت، و به عبارت ديگر ولاء محبّت اهل البيت، حكمت و فلسفه خاص دارد، گزاف و گتره نيست، پاداش به رسول اكرم يا به خود آنها نيست. قرآن كريم از زبان رسول اكرم تصريح مى‏كند كه پاداشى كه از شما خواستم- يعنى مودّت ذوى القربى- فايده‏اش عايد خود شماست.
ولاء محبّت، مقدّمه و وسيله‏اى است براى ساير ولاءها ... رشته محبّت است كه مردم را به اهل البيت پيوند واقعى مى‏دهد تا از وجودشان، از آثارشان، از سخنانشان، از تعليماتشان، از سيرت و روششان استفاده كنند. بعلاوه در كتاب جاذبه و دافعه على عليه السّلام درباره خاصيّتهاى عشق و محبّت، و مخصوصاً عشق و محبّت به پاكان و اولياء حق كه انسانساز است و عامل بسيار ارزنده‏اى است براى تربيت و براى به حركت آوردن روحها و زير و رو كردن روحيّه‏ها، مفصّلًا بحث شده است که علاقه مندان می توانند به آن رجوع کنند.)1
در اینجا برای اینکه اندکی با قدرت عشق و محبت آشنا شویم به گوشه ای از مطالب کتاب ارزشمند جاذبه و دافعه علی علیه السلام اشاره می کنم در این کتاب که از آثار گرانبهای استاد مطهریست آمده است:
(از جمله آثار عشق نيرو و قدرت است. محبت نيروآفرين است، جَبان را شجاع مى‏كند. يك مرغ خانگى تا زمانى كه تنهاست بالهايش را روى پشت خود جمع مى‏كند، آرام مى‏خرامد، هى گردن مى‏كشد كرمكى پيدا كند تا از آن استفاده نمايد، از مختصر صدايى فرار مى‏كند، در مقابل كودكى ضعيف از خود مقاومت نشان نمى‏دهد. اما همين مرغ وقتى جوجه‏دار شد، عشق و محبت در كانون هستى‏اش خانه كرد، وضعش دگرگون مى‏گردد، بالهاى بر پشت جمع شده را به علامت آمادگى براى دفاع پايين مى‏اندازد، حالت جنگى به خود مى‏گيرد، حتى آهنگ فريادش قويتر و شجاعانه‏تر مى‏گردد. قبلًا به احتمال خطرى فرار مى‏كرد اما اكنون به احتمال خطرى حمله مى‏كند، دليرانه يورش مى‏برد. اين محبت و عشق است كه مرغ ترسو را به صورت حيوانى دلير جلوه‏گر مى‏سازد.
عشق و محبت، سنگين و تنبل را چالاك و زرنگ مى‏كند و حتى از كودن، تيزهوش مى‏سازد.
پسر و دخترى كه هيچ كدام آنها در زمان تجردشان در هيچ چيزى نمى‏انديشيدند مگر در آنچه مستقيماً به شخص خودشان ارتباط داشت، همينكه به هم دل بستند و كانون خانوادگى تشكيل دادند براى اولين بار خود را به سرنوشت موجودى ديگر علاقه‏مند مى‏بينند، شعاع خواسته هاشان وسيعتر مى‏شود، و چون صاحب فرزند شدند بكلى روحشان عوض مى‏شود. آن پسرك تنبل و سنگين اكنون چالاك و پرتحرك شده است و آن دختركى كه به زور هم از رختخواب برنمى خاست اكنون تا صداى كودك گهواره نشين‏اش را مى‏شنود، همچون برق مى‏جهد. كدام نيروست كه لَختى و رخوت را برد و جوان را اينچنين حساس ساخت؟ آن، جز عشق و محبت نيست.
عشق است كه از بخيل، بخشنده و از كم طاقت و ناشكيبا متحمل و شكيبا مى‏سازد.
اثر عشق است كه مرغ خودخواه را كه فقط به فكر خود بود [كه‏] دانه‏اى جمع‏ كند و خود را محافظت كند، به صورت موجودى سخى درمى‏آورد كه چون دانه‏اى پيدا كرد جوجه‏ها را آواز دهد، يا يك مادر را كه تا ديروز دخترى لوس و بخور و بخواب و زودرنج و كم طاقت بود با قدرت شگرفى در مقابل گرسنگى و بى‏خوابى و ژوليدگى اندام، صبور و متحمل مى‏سازد، تاب تحمل زحمات مادرى به او مى‏دهد.
توليد رقّت و رفع غلظت و خشونت از روح، و به عبارت ديگر تلطيف عواطف و همچنين توحّد و تأحّد و تمركز و از بين بردن تشتّت و تفرّق نيروها و در نتيجه قدرت حاصل از تجمع، همه از آثار عشق و محبت است.
در زبان شعر و ادب، در باب اثر عشق بيشتر به يك اثر برمى‏خوريم و آن الهام بخشى و فياضيت عشق است.
بلبل از فيض گل آموخت سخن ورنه نبود اينهمه قول و غزل تعبيه در منقارش «2»
فيض گل گرچه به حسب ظاهر لفظ، يك امر خارج از وجود بلبل است ولى در حقيقت چيزى جز نيروى خود عشق نيست.
تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون شد از سمك تا به سماكش كشش ليلى برد «3»
عشق، قواى خفته را بيدار و نيروهاى بسته و مهارشده را آزاد مى‏كند نظير شكافتن اتمها و آزاد شدن نيروهاى اتمى. الهام بخش است و قهرمان ساز. چه بسيار شاعران و فيلسوفان و هنرمندان كه مخلوق يك عشق و محبت نيرومندند.
عشق، نفس را تكميل و استعدادات حيرت‏انگيز باطنى را ظاهر مى‏سازد. از نظر قواى ادراكى، الهام بخش و از نظر قواى احساسى، اراده و همت را تقويت مى‏كند، و آنگاه كه در جهت عِلوى متصاعد شود كرامت و خارق عادت به وجود مى‏آورد.
روح را از مزيجها و خلطها پاك مى‏كند و به عبارت ديگر عشق تصفيه‏گر است.
صفات رذيله ناشى از خودخواهى و يا سردى و بى‏حرارتى را از قبيل بخل، امساك، جبن، تنبلى، تكبر و عجب، از ميان مى‏برد. حقدها و كينه‏ها را زايل مى‏كند و از بين‏ برمى‏داردگو اينكه محروميت و ناكامى در عشق ممكن است به نوبه خود توليد عقده و كينه‏ها كند.
از محبت تلخها شيرين شود از محبت مسها زرين شود «4»
اثر عشق از لحاظ روحى در جهت عمران و آبادى روح است و از لحاظ بدنى در جهت گداختن و خرابى. اثر عشق در بدن درست عكس روح است. عشق در بدن باعث ويرانى و موجب زردى چهره و لاغرى اندام و سقم و اختلال هاضمه و اعصاب است. شايد تمام آثارى كه در بدن دارد آثار تخريبى باشد ولى نسبت به روح چنين نيست؛ تا موضوع عشق چه موضوعى، و تا نحوه استفاده شخص چگونه باشد. بگذريم از آثار اجتماعى‏اش، از نظر روحى و فردى غالباً تكميلى است زيرا توليد قوّت و رقّت و صفا و توحّد و همت مى‏كند، ضعف و زبونى و كدورت و تفرق و كودنى را از بين مى‏برد، خلطها- كه به تعبير قرآن «دَسّ» ناميده مى‏شود- از بين برده و غشها را زايل و عيار را خالص مى‏كند.)5
پی نوشت:
1- مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏3، ص: 271 و 272
2- لسان الغيب، حافظ.
3- علامه طباطبائى.
4- مثنوى معنوى.
5- مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏16، ص: 245 تا ص: 247
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » به اهلبیت ابراز عشق و علاقه کنیم که چی بشه؟
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/061 ثانیه ایجاد شد.