ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » اوضاع سیاسی در عهد امام صادق علیه السلام
اوضاع سیاسی در عهد امام صادق علیه السلام
معلم
#1 ارسال شده : 1389 اسفند یکشنبه, 01 12:57:43(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/10/21(UTC)
ارسالها: 40
امتیازات: 38
مکان: تهران

تشکرها: 3 بار
22 تشکر دریافتی در 18 ارسال
با سلام من هم فرا رسیدن عید بزرگ 17 ربیع را تبریک عرض می کنم و مطلب ذیل را به شما دوستان انجمن هدیه می کنم
در زمان امام صادق خلافت از دودمان اموی به دودمان عباسی منتقل شد.عباسیان از بنی‌هاشماند و عموزادگان علویین به شمار میروند. در آخر عهد امویین که کار مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموی، به عللی سست شد، گروهی از عباسیین و علویین دست به کار تبلیغ و دعوت شدند.
علویین دو دسته بودند: بنی الحسن که اولاد امام مجتبی بودند، و بنی الحسین که اولاد سیدالشهداء علیهما السلام بودند. غالب بنی الحسین که در رأسشان حضرت صادق علیه السلام بود از فعالیت ابا کردند. مکرر حضرت صادق دعوت شد و نپذیرفت. ابتدای امر سخن در اطراف علویین بود. عباسیین به ظاهر به نفع علویین تبلیغ می‌کردند. سفاح و منصور و برادر بزرگ‌ترشان ابراهیم الامام با محمدبن عبد اللَّه بن الحسن بن الحسن، معروف به «نفس زکیّه» بیعت کردند و حتی منصور- که بعدها قاتل همین محمد شد- در آغاز امر رکاب عبد اللَّه بن حسن را میگرفت و مانند یک خدمتکار جامه او را روی زین اسب مرتب می‌کرد، زیرا عباسیان میدانستند که زمینه و محبوبیت از علویین است. عباسیین مردمی نبودند که دلشان به حال دین سوخته باشد. هدفشان دنیا بود و چیزی جز مقام و ریاست و خلافت نمیخواستند. حضرت صادق علیه السلام از اول از همکاری با این‌ها امتناع ورزید.
بنی العباس از همان اول که دعات و مبلغین را میفرستادند، به نام شخص معین نمیفرستادند، به عنوان «الرضا من آل محمد» یا «الرضی من آل محمد» یعنی «یکی از اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله که شایسته باشد» تبلیغ می‌کردند و در نهان جاده را برای خود صاف می‌کردند. دو نفر از دعات آن‌ها از همه معروف‌ترند، یکی عرب به نام «ابوسلمه خلّال» که در کوفه مخفی می‌زیست و سایر دعات و مبلغین را اداره می‌کرد و به او «وزیر آل محمد» لقب داده بودند، و اولین بار کلمه «وزیر» در اسلام به او گفته شد، و یکی ایرانی که همان سردار معروف، ابومسلم خراسانی است و به او «امیر آل محمد» لقب داده بودند.
مطابق نقل مسعودی در مروج الذهب، بعد از کشته شدن ابراهیم امام (برادر بزرگ‌تر سفاح و منصور که سفاح را وصی و جانشین خود قرار داده بود) نظر ابوسلمه بر این شد که دعوت را از عباسیین به علویین متوجه کند. دو نامه به یک مضمون به مدینه نوشت و به وسیله یک نفر فرستاد، یکی برای حضرت صادق علیه السلام که رأس و رئیس بنی الحسین بود و یکی برای عبد اللَّه بن الحسن بن الحسن که بزرگ بنی الحسن بود. امام صادق علیه السلام به آن نامه اعتنایی نکرد و هنگامی که فرستاده اصرار کرد و جواب خواست، در حضور خود او نامه را با شعله چراغ سوخت و فرمود جواب نامهات این است. اما عبد اللَّه بن الحسن فریب خورد و خوشحال شد و با اینکه حضرت صادق علیه السلام به او فرمود که فایده ندارد و بنی العباس نخواهند گذاشت کار بر تو و فرزندان تو مستقر گردد عبد اللَّه قانع نشد، و قبل از آنکه جواب نامه عبد اللَّه به ابوسلمه برسد سفاح که به ابوسلمه بدگمان شده بود با جلب نظر و موافقت ابومسلم ابوسلمه را کشت و شهرت دادند که خوارج او را کشتهاند، و بعد هم خود عبد اللَّه و فرزندانش گرفتار و کشته شدند. این بود جریان ابا و امتناع امام صادق علیه السلام از قبول خلافت.
مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری ج18 ص 44
1 کاربر از معلم برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
ali در تاریخ 1389/12/01(UTC)
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » اوضاع سیاسی در عهد امام صادق علیه السلام
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/033 ثانیه ایجاد شد.