ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » رسول اكرم و دو حلقه جمعيت‏
رسول اكرم و دو حلقه جمعيت‏
شیطون بلا
#1 ارسال شده : 1389 بهمن چهارشنبه, 27 13:54:09(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1388/12/16(UTC)
ارسالها: 26
امتیازات: 180-
Woman
مکان: قم

تشکرها: 0 بار
3 تشکر دریافتی در 2 ارسال
رسول اكرم و دو حلقه جمعيت‏

رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله وارد مسجد شد، چشمش به دو اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكيل شده بود و هر دسته‏اى حلقه‏اى تشكيل داده سرگرم كارى بودند. يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به تعليم و تعلم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم بودند. هر دو دسته را از نظر گذرانيد و از ديدن آنها مسرور و خرسند شد. به كسانى كه همراهش بودند رو كرد و فرمود: «اين هر دو دسته كار نيك مى‏كنند و بر خير و سعادتند.» آنگاه جمله‏اى اضافه كرد: «لكن من براى تعليم و دانا كردن فرستاده شده‏ام.» پس خودش به طرف همان دسته كه به كار تعليم و تعلم اشتغال داشتند رفت و در حلقه آنها نشست‏

مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى ج‏18 193
جوابگو
#2 ارسال شده : 1389 بهمن چهارشنبه, 27 14:00:20(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/01(UTC)
ارسالها: 31
امتیازات: 4-

تشکرها: 3 بار
2 تشکر دریافتی در 1 ارسال
اعرابى و رسول اكرم‏

عربى بيابانى و وحشى وارد مدينه شد و يكسره به مسجد آمد تا مگر از رسول خدا سيم و زرى بگيرد. هنگامى وارد شد كه رسول اكرم در ميان انبوه اصحاب و ياران خود بود. حاجت خويش را اظهار كرد و عطائى خواست. رسول اكرم چيزى به او داد، ولى او قانع نشد و آن را كم شمرد، بعلاوه سخن درشت و ناهموارى بر زبان آورد و نسبت به رسول خدا جسارت كرد. اصحاب و ياران سخت در خشم شدند و چيزى نمانده بود كه آزارى به او برسانند، ولى رسول خدا مانع شد.
رسول اكرم بعداً اعرابى را با خود به خانه برد و مقدارى ديگر به او كمك كرد.
ضمنا اعرابى از نزديك مشاهده كرد كه وضع رسول اكرم به وضع رؤسا و حكامى كه تاكنون ديده شباهت ندارد و زر و خواسته‏اى در آنجا جمع نشده.
اعرابى اظهار رضايت كرد و كلمه‏اى تشكرآميز بر زبان راند. در اين وقت رسول اكرم به او فرمود: «تو ديروز سخن درشت و ناهموارى بر زبان راندى كه موجب خشم اصحاب و ياران من شد. من مى‏ترسم از ناحيه آنها به تو گزندى برسد. ولى اكنون در حضور من اين جمله تشكرآميز را گفتى. آيا ممكن است همين جمله را در حضور جمعيت بگويى تا خشم و ناراحتى كه آنان نسبت به تو دارند از بين برود؟» اعرابى گفت: «مانعى ندارد.»
روز ديگر اعرابى به مسجد آمد، درحالى كه همه جمع بودند. رسول اكرم رو به جمعيت كرد و فرمود: «اين مرد اظهار مى‏دارد كه از ما راضى شده، آيا چنين است؟» اعرابى گفت: «چنين است» و همان جمله تشكرآميز كه در خلوت گفته بود تكرار كرد. اصحاب و ياران رسول خدا خنديدند.
در اين هنگام رسول خدا رو به جمعيت كرد و فرمود: «مثل من و اين گونه افراد، مثل همان مردى است كه شترش رميده بود و فرار مى‏كرد، مردم به خيال اينكه به صاحب شتر كمك بدهند فرياد كردند و به دنبال شتر دويدند. آن شتر بيشتر رم كرد و فرارى‏تر شد. صاحب شتر مردم را بانگ زد و گفت خواهش مى‏كنم كسى به شتر من كارى نداشته باشد، من خودم بهتر مى‏دانم كه از چه راه شتر خويش را رام كنم.
«همينكه مردم را از تعقيب باز داشت، رفت و يك مشت علف برداشت و آرام آرام از جلو شتر بيرون آمد. بدون آنكه نعره‏اى بزند و فريادى بكشد و بدود، تدريجا درحالى كه علف را نشان مى‏داد جلو آمد. بعد با كمال سهولت مهار شتر خويش را در دست گرفت و روان شد.
«اگر ديروز من شما را آزاد گذاشته بودم حتما اين اعرابى بدبخت به دست شما كشته شده بود- و در چه حال بدى كشته شده بود، در حال كفر و بت پرستى- ولى مانع دخالت شما شدم و خودم با نرمى و ملايمت او را رام كردم.»

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى ج‏18 209

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » رسول اكرم و دو حلقه جمعيت‏
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/041 ثانیه ایجاد شد.