ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » مباحثی پیرامون امام زمان عج
مباحثی پیرامون امام زمان عج
دل آرام
#1 ارسال شده : 1389 تير شنبه, 26 22:07:21(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال
از دوستان عزیز که کتب شهید را مطالعه می کنند دعوت می کنیم به مناسبت نزدیک شدن نیمه شعبان مطالبی که پیرامون امام زمان هست در این تایپک بگذارند. امیدوارم مطالب خوبی در این مورد جمع کنیم.

به اتفاق علماى شيعه و اهل تسنن اين جمله از پيغمبر اكرم متواتر است. احدى در اين جمله ترديد ندارد كه پيغمبر اكرم فرمود: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا الّا يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِكَ الْيَوْمَ حَتّى‏ يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدى» يعنى اگر فرض كنيم از دنيا يك روز بيشتر باقى نمانده است، خدا آن روز را طولانى مى‏كند تا مهدى از اولاد من ظهور كند. مقصود اين‏است: اين قضاى حتمى پروردگار است كه اگر فرض كنيم از عمر دنيا يك روز بيشتر باقى نمانده است اين كار حتما بايد عملى شود. اين روايتى است كه اهل تشيع و اهل تسنن هر دو روايت كرده‏اند و در آن ترديدى نيست.
بعضى از دوستان وقتى كه مى‏ديدند كه اين برادر ما از حجاز، آقاى شيخ خليل الرحمن ، هميشه صحبت انتظار ظهور حضرت حجت را مى‏كند، تعجب مى‏كردند كه ايشان اهل تشيع نيستند، چطور انتظار ظهور حضرت حجت را دارند؟
واقعا ايشان انتظار ظهور حضرت حجت را دارند. اغلب ما شايد روى عادت و منطقه جغرافيايى مى‏گوييم، و ايشان روى اعتقاد و ايمان مى‏گويند. گفتم: اين مطلبى است كه شيعه و سنى ندارد، اهل تسنن هم اين سخن را زياد مى‏گويند.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏18، ص: 162

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


بی بی نیوز
#2 ارسال شده : 1389 تير دوشنبه, 28 00:54:51(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/03/03(UTC)
ارسالها: 93
امتیازات: 175
مکان: شانزالیزه

تشکرها: 0 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال
رفتار طبیعت با انسان ها در زمان ظهور

در موضوع دولت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه) مسائل زيادى مطرح است . يكى از مسائل اين است كه بعد از آنكه صلاح و تقوا به نحو كامل در ميان بشر راه پيدا كرد، عدالت كامل و صلح و صفاى كامل و مساوات واقعى و تقوا به تمام معنا برقرار شد، آنوقت است كه يكمرتبه چهره طبيعت با بشر عوض مى‏شود و طبيعت يك چهره خندان‏ترى با بشر به خود مى‏گيرد يعنى طبيعت آنچه در درون خودش دارد در اختيار انسان قرار مى‏دهد، نقطه مقابل [مفاد اين آيات.] همين‏طور كه وقتى بشر ايمان و تقوا ندارد و فساد و ظلم مى‏كند و ستم رايج مى‏شود خشم الهى به صورتهاى مختلف بر انسان نازل مى‏شود، نعمتهاى الهى از انسان گرفته مى‏شود و عذابها و نقمتهاى الهى بر انسانها وارد مى‏شود، در جهت مقابلْ كار به عكس مى‏شود.
حديث است كه: وَ يُخْرِجُ الْارْضُ افلاذَ كبدها زمين آن پاره‏هاى جگر خودش را بيرون مى‏آورد. وقتى شيئى را بخواهند بگويند كه خيلى دوست داشتنى است كه انسان آن را چنان مخفى مى‏كند كه براى احدى آشكار نمى‏كند تعبير «پاره جگر» را به كار مى‏برند.
كأنه در زمين ذخايرى وجود دارد كه تا آن وقت زمين اين ذخاير را بيرون نياورده است، آن وقت است كه از آن سرّ سرّ خودش آن پاره‏هاى جگر خود را بيرون مى‏آورد. ديگر از نوعى بى‏نظمى‏ها- كه به علت اينكه معلول يك نوع طغيانهاى بشر است خودش نوعى نظم است ولى وقتى كه اين طغيانها نبود آن بى‏نظمى‏ها هم نخواهد بود- اثرى نيست. مثلًا آسمان خير خودش را به طور مرتب و منظم مى‏ريزد، ديگر از زلزله‏ها و طوفانها و خشكساليها خبرى نخواهد بود، همچنان كه از جنگ خبرى نخواهد بود. ديگر بشر وقتش صرف اين جور كارها كه چگونه در مقابل بشر ديگرى از خودش دفاع كند و اكثريت ثروت بشر صرف مسابقه‏هاى تسليحاتى و امثال اينها بشود به هيچ وجه خبرى نخواهد بود


مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏27، ص: 645
دفتر دل
#3 ارسال شده : 1389 تير ﺳﻪشنبه, 29 14:30:58(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/12/02(UTC)
ارسالها: 341
امتیازات: 301

تشکرها: 46 بار
11 تشکر دریافتی در 9 ارسال
با سلام ؛ در تعریف انتظار گفته اند : انتظار به معنای بیکار نشستن نیست بلکه انتظار به معنی آماده شدن و مهیا شدن است و تلاش برای مهیا کردن زمینه امر مورد انتظار
استاد شهید مطهری با بررسی انواع انتظار آن را به دو دسته تقسیم میکند که یکی سازنده هست و دیگری مخرب :


دو گونه انتظار

انتظار فرج و آرزو و اميد و دل بستن به آينده دو گونه است: انتظارى كه سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است، نيروآفرين و تحرك‏بخش است، به گونه‏اى است كه مى‏تواند نوعى عبادت و حق‏پرستى شمرده شود؛ و انتظارى كه گناه است، ويرانگر است، اسارت بخش است، فلج‏كننده است و نوعى «اباحيگرى» بايد محسوب گردد.

ادامه دارد
دفتر دل
#4 ارسال شده : 1389 تير ﺳﻪشنبه, 29 14:31:48(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/12/02(UTC)
ارسالها: 341
امتیازات: 301

تشکرها: 46 بار
11 تشکر دریافتی در 9 ارسال
انتظار ويرانگر

برداشت قشرى از مردم از مهدويّت و قيام و انقلاب مهدى موعود اين است كه صرفاً ماهيت انفجارى دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعيضها و اختناقها و حق كشى‏ها و تباهيها ناشى مى‏شود؛ نوعى سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است. آنگاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقيقت هيچ طرفدارى نداشته باشد، باطل يكه‏تاز ميدان گردد، جز نيروى باطل نيرويى حكومت نكند، فرد صالحى در جهان يافت نشود، اين انفجار رخ مى‏دهد و دست غيب براى نجات حقيقت- نه اهل حقيقت، زيرا حقيقت طرفدارى ندارد- از آستين بيرون مى‏آيد. عليهذا هر اصلاحى محكوم است، زيرا هر اصلاح يك نقطه روشن است؛ تا در صحنه اجتماع نقطه روشنى هست دست غيب ظاهر نمى‏شود. بر عكس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعيض و هر حق كشى، هر پليدى‏اى به حكم اينكه مقدمه صلاح كلى است و انفجار را قريب‏الوقوع مى‏كند رواست، زيرا «الْغاياتُ تُبَرِّرُالْمَبادى» (هدفها وسيله‏هاى نامشروع را مشروع مى‏كنند). پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است.اينجاست كه گناه، هم فال است و هم تماشا، هم لذت و كامجويى است و هم كمك به انقلاب مقدس نهايى. اينجاست كه اين شعر مصداق واقعى خود را مى‏يابد:
در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد طاعت از دست نيايد گنهى بايد كرد
اين گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهيان از منكر با نوعى بغض و عداوت مى‏نگرند، زيرا آنان را از تأخير اندازان ظهور و قيام مهدى موعود (عجّل اللَّه تعالى فرجه) مى‏شمارند. برعكس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمير و انديشه با نوعى رضايت به گناهكاران و عاملان فساد مى‏نگرند، زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مى‏نمايند.


ادامه دارد
دفتر دل
#5 ارسال شده : 1389 تير ﺳﻪشنبه, 29 14:37:43(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/12/02(UTC)
ارسالها: 341
امتیازات: 301

تشکرها: 46 بار
11 تشکر دریافتی در 9 ارسال
انتظار سازنده‏

آن عده از آيات قرآن كريم- كه همچنان‏كه گفتيم ريشه اين انديشه است و در روايات اسلامى بدانها استناد شده است- در جهت عكس برداشت بالاست. از اين آيات استفاده مى‏شود كه ظهور مهدى موعود حلقه‏اى است از حلقات مبارزه اهل‏ حق و اهل باطل كه به پيروزى نهايى اهل حق منتهى مى‏شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه آن فرد عملًا در گروه اهل حق باشد. آياتى كه بدانها در روايات استناد شده است نشان مى‏دهد كه مهدى موعود (عج) مظهر نويدى است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است، مظهر پيروزى نهايى اهل ايمان است:
وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ امَنوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْارْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِى ارْتَضى‏ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ امْناً يَعْبُدونَنى لايُشْرِكونَ بى شَيْئاً ... «1»
خداوند به مؤمنان و شايسته كاران شما وعده داده است كه آنان را جانشينان زمين قرار دهد [همچنان‏كه پيشينيان را قرار داد]، دينى كه براى آنها آن را پسنديده است مستقر سازد، دوران خوف آنان را تبديل به دوران امنيت نمايد (دشمنان آنان را نابود سازد)، بدون ترس و واهمه خداى خويش را بپرستند و اطاعت غير خدا را گردن ننهند و چيزى را در عبادت يا طاعت شريك حق نسازند.
ظهور مهدى موعود منّتى است بر مستضعفان و خوارشمرده‏شدگان، و وسيله‏اى است براى پيشوا و مقتدا شدن آنان، و مقدمه‏اى است براى وراثت آنها خلافت الهى را در روى زمين:
وَ نُريدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفوا فِى الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ «2»
ظهور مهدى موعود، تحقق بخش وعده‏اى است كه خداوند متعال از قديم‏ترين زمانها در كتب آسمانى به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آنِ آنان است وپايان تنها به متقيان تعلق دارد:
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ انَّ الْارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحونَ «3»
انَّ الْارْضَ لِلّهِ يورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ «4»
حديث معروف كه مى‏فرمايد: يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْارْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً نيز شاهد مدعاى ماست نه بر مدعاى آن گروه. در اين حديث نيز تكيه بر روى ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى‏رساند كه قيام مهدى براى حمايت مظلومانى است كه استحقاق حمايت دارند.
بديهى است كه اگر گفته شده بود: «يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْارْضَ ايماناً وَ تَوْحيداً وَ صَلاحاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ كُفْراً وَ شِرْكاً وَ فَساداً» مستلزم اين نبود كه لزوماً گروهى مستحق حمايت وجود داشته باشد. در آن صورت استنباط مى‏شد كه قيام مهدى موعود براى نجات حقِ از دست رفته و به صفر رسيده است نه براى گروه اهل حق ولو به صورت يك اقليت.
شيخ صدوق روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند مبنى بر اينكه اين امر تحقق نمى‏پذيرد مگر اينكه هر يك از شقى و سعيد به نهايت كار خود برسد.
پس سخن در اين است كه گروه سعداء و گروه اشقياء هر كدام به نهايت كار خود برسند؛ سخن در اين نيست كه سعيدى در كار نباشد و فقط اشقياء به منتهى‏ درجه شقاوت برسند.
در روايات اسلامى سخن از گروهى زبده است كه به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مى‏شوند. بديهى است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمى‏شوند و به قول معروف از پاى بوته هيزم سبز نمى‏شوند. معلوم مى‏شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمينه‏هايى عالى وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مى‏دهد.
اين خود مى‏رساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است، بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كمّيت قابل توجه نباشند از نظر كيفيت ارزنده‏ترين اهل ايمان‏اند ودر رديف ياران سيدالشهداء.

1- سوره نور آیه 55 .
2- سوره قصص آیه 5.
3- سوره انبیاء 105.
4- سوره اعراف آیه 128.


منبع : مجموعه آثار شهید مطهری ؛ قیام و انقلاب مهدی ؛ ج 24 ص 438 به بعد
هلووو
#6 ارسال شده : 1389 تير چهارشنبه, 30 14:37:04(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/23(UTC)
ارسالها: 150
امتیازات: 173

تشکرها: 2 بار
10 تشکر دریافتی در 8 ارسال
انتطار ظهور يعنى چه؟ افْضَلُ الْاعْمالِ انْتِظارُ الْفَرَجِ يعنى چه؟ بعضى خيال مى‏كنند اينكه افضل اعمال انتظار فرج است، به اين معناست كه انتظار داشته باشيم امام زمان (عجّل اللَّه تعالى فرجه) با عده‏اى كه خواص اصحابشان هستند يعنى سيصد و سيزده نفر و عده‏اى غيرخواص ظهور كنند، بعد دشمنان اسلام را از روى زمين بردارند، امنيت و رفاه و آزادى كامل را برقرار كنند، آن وقت به ما بگويند بفرماييد! ما انتظار چنين فرجى را داريم و مى‏گوييم افضل اعمال هم انتظار فرج است!
(يعنى بگير و ببند، بده به دست من پهلوان!) نه، انتظار فرج داشتن يعنى انتظار در ركاب امام بودن و جنگيدن و احياناً شهيد شدن، يعنى آرزوى واقعى و حقيقى مجاهد بودن در راه حق، نه آرزوى اينكه تو برو كارها را انجام بده، بعد كه همه كارها انجام شد و نوبت استفاده و بهره گيرى شد آن وقت من مى‏آيم!
مانند قوم موسى كه اصحاب پيغمبر گفتند: يا رسولَ اللَّه! ما مانند قوم موسى نيستيم. (بنى اسرائيل وقتى به نزديك فلسطين كه عَمالقه در آنجا بودند رسيدند و ديدند يك عده مردان جنگى در آنجا هستند، گفتند: موسى! فَاذْهَبْ انْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا انّا هيهُنا قاعِدونَ ما اينجا نشسته‏ايم، تو و خدا برويد بجنگيد، آنجا را تصفيه و از دشمن خالى كنيد، خانه را آب و جارو بزنيد؛ وقتى براى ما خبر آورديد كه هيچ خطرى نيست، فقط بايد برويم راحت بنشينيم و از نعمتها استفاده كنيم، ما به آنجا مى‏آييم! موسى گفت: پس شما چه؟ شما هم وظيفه داريد كه دشمن را كه خانه شما را اشغال كرده است، از خانه‏تان بيرون كنيد.) اصحاب پيغمبر (مانند مقداد) گفتند: يا رسولَ اللَّه! ما آن حرف را نمى‏زنيم كه بنى اسرائيل گفتند، ما مى‏گوييم: اگر شما فرمان بدهيد كه خودتان را به دريا بريزيد به دريا مى‏ريزيم، به آتش بزنيد به آتش مى‏زنيم.
انتظار فرج داشتن يعنى واقعاً در نيت ما اين باشد كه در ركاب امام زمان و در خدمت ايشان دنيا را اصلاح كنيم. در زيارت اباعبداللَّه عليه السلام مى‏گوييم: «يا لَيْتَنا كُنّا مَعَكَ فَنَفوزَ فَوْزاً عَظيماً» (كه براى ما يك ورد شده و به معناى آن هم توجه نمى‏كنيم) يا اباعبداللَّه! اى كاش ما با تو بوديم و رستگارى عظيم پيدا مى‏كرديم.
معنايش اين است كه‏اى كاش ما در خدمت تو بوديم و شهيد مى‏شديم و از راه شهادت، رستگارى عظيم پيدا مى‏كرديم. آيا اين ادعاى ما از روى حقيقت است؟
افرادى هستند كه از روى حقيقت ادعا مى‏كنند ولى اكثر ما كه در زيارتنامه‏ها مى‏خوانيم، لقلقه زبان است.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏23، ص: 598(کتاب آزادی معنوی)
msh
#7 ارسال شده : 1389 تير پنجشنبه, 31 15:47:45(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/19(UTC)
ارسالها: 210
امتیازات: 400

تشکرها: 3 بار
7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
سلام خدمت دوستان عزیز انجمن آنچه از این چند سطر کتاب شهید که براتون گذاشتم فهمیدم اینه که : آهای آدمایی که دوست دارید پا در رکاب امام زمان به شهادت برسید به همون اندازه الان با پدر و مادرتون با همسایه با همسر با همشهری هاتون مهربون باشید، اهل عبادت باشید. این مهربانی روی دیگر سکه جهاد در رکاب امام زمانه. روی دیگر سکه است که از جنس همان است.

آن عرب الاغى داشت، مى‏خواست سوار شود. آنقدر دورخيز كرد كه وقتى به طرف الاغ پريد، آن طرف الاغ افتاد و گفت: كَالْاوَّل (شد مثل اول). خداوند در آيه آخر سوره فتح مى‏فرمايد: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ اشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ . صحابه و تربيت شدگان پيغمبر چگونه هستند؟ اينها دو چهره دارند، دو وجهه دارند: در مقابل دشمنان حقيقت ، شديد، قوى، باصلابت و محكم هستند، مانند ديوارى روئين كه از جا تكان نمى‏خورد (انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلونَ فى سَبيلِهِ صَفّاً كَأَ نَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصوصٌ
ولى در ميان خود، يك پارچه عطوفت، مهربانى، يگانگى و وحدت‏اند كه از نظر قرآن يك خصلت اجتماعى جامعه اسلامى است (يعنى همان خصلتى كه ما قرنها فراموش كرده بوديم). تَريهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ فى وُجوهِهِمْ مِنْ ا ثَرِ السُّجودِ (فوراً سراغ آن ارزش خدايى مى‏رود) همان كسانى كه از نظر به اصطلاح جامعه گرايى در آن وضع هستند، راكعند، ساجدند، درد دلشان را با خدا مى‏گويند، از خداى خود ترقى و فزونى مى‏خواهند، به آنچه دارند قانع نيستند، مى‏خواهند روز به روز جلوتر و پيشتر بروند، از همه پرستشهاشان جز رضاى خدا چيز ديگرى نمى‏خواهند؛ يعنى به عاليترين شكل، خدا را عبادت مى‏كنند. و در چهره اينها آثار عبادت نمايان است. ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِى التَّوْريةِ وَ مَثَلُهُمْ فِى الْانْجِيلِ كَزَرْعٍ اخْرَجَ شَطْأَهُ .بعد براى جامعه اسلامى مَثَلى ذكر مى‏كند كه چگونه اين جامعه‏ جامعه‏اى است روينده و بالنده. [مى‏فرمايد:] جامعه حكم يك گياه را دارد كه در اول، ضعيف و كوچك است ولى بعد رشد مى‏كند و رشد مى‏كند به طورى كه همه كشاورزان را به حيرت و شگفتى وا مى‏دارد.
ببينيد قرآن چطور [در جاى ديگر اين دو گرايش را] توأم با يكديگر ذكر كرده است: التّائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائِحونَ الرّاكِعونَ السّاجِدونَ جنبه‏هاى خدايى اين دسته را ذكر مى‏كند: تائبها، عبادت كنندگان، ستايش كنندگان، روزه گيران، راكعان، ساجدان. بلافاصله پس از آن مى‏گويد: الْامِرونَ بِالْمَعْروفِ وَ النّاهونَ عَنِ الْمُنْكَرِ همانها كه مصلح جامعه خود هستند و در جامعه امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند.
در آيه ديگرى مى‏فرمايد: الصّابِرينَ وَ الصّادِقينَ وَ الْقانِتينَ وَ الْمُنْفِقينَ صبركنندگان، مقاومت كنندگان ، صادقان، راستگويان، راست كرداران، انفاق كنندگان. بلافاصله مى‏گويد: وَالْمُسْتَغْفِرينَ بِالْاسْحارِ و استغفاركنندگان در سحر.
بنابراين در اسلام، اين گرايشها از يكديگر تفكيك پذير نيست. كسى كه يكى از اينها را استخفاف كند، ديگرى را هم استخفاف كرده است.در اوصاف اصحاب حضرت حجت (عجّل اللَّه تعالى فرجه) تعبيرى است كه من نه فقط در يك حديث بلكه در احاديث متعدد آن را ديده‏ام: رُهْبانٌ بِاللَّيْلِ لُيوثٌ بِالنَّهارِ
در شب راهبانند؛ شب كه سراغ آنها مى‏روى، گويى سراغ يك عده راهب رفته‏اى؛ ولى روز كه سراغشان مى‏روى گويى سراغ يك عده شير رفته‏اى‏.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى ج‏23 / 152(کتاب انسان کامل)
rozita98
#8 ارسال شده : 1389 تير پنجشنبه, 31 16:17:42(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/04/13(UTC)
ارسالها: 63
امتیازات: 195

تشکرها: 3 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال
اگه واقعا این چیزا که می گید وجود داره پس چرا از امام زمان خبری نیست؟ اصلا مگه می شه کسی این همه سال عمرش طولانی باشه؟ به نظر من این هم یکی از مهملاتی که توی این دین وجود داره مثل مهملاتی که توی ادیان و مذاهب دیگه هست.
دل آرام
#9 ارسال شده : 1389 مرداد شنبه, 09 13:40:39(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال
rozita98 نوشته است:
اگه واقعا این چیزا که می گید وجود داره پس چرا از امام زمان خبری نیست؟ اصلا مگه می شه کسی این همه سال عمرش طولانی باشه؟ به نظر من این هم یکی از مهملاتی که توی این دین وجود داره مثل مهملاتی که توی ادیان و مذاهب دیگه هست.


هر چند به شوخی باشه اما اینگونه سخن بی پروا گفتن از شما رزیتا خانم انتظار نیست. عمر امام زمان از مسائل پیش پا افتاده شیعه است. قران می فرماید اگر حضرت یونس در شکم ماهی توبه نمی کرد تا قیامت همانجا می ماند و نجات پیدا نمی کرد از این مسئله پلی بزنید به قدرت خداوند در زنده نگه داشتن یک نفر تا روز قیامت.
علاوه بر آن ائمه علیهم السلام غذای پاک و سالم و حلال می خورند حتی در سیره ائمه علیهم السلام داریم که قبل از خوردن پرندگان انها در قرنطینه نگه می داشتند تا گوشت سالمی برای تغذیه داشته باشند.کافی است نمونه کوچکی از آن را در ادم های معمولی امروزی ببینید که با خوردن غذاهای طبیعی و پاک عمر طولانی با بدنی شاداب دارند. شاید عمر طولانی امام زمان قابل مقایسه با عمر 150 ساله این افراد نباشد جهت تقریب به ذهن این مثال رو عرض کردم علاوه بر اینکه در روایت می فرماید که اکثر مردم زمان مرگشان بواسطه اعمال بدی که انجام می دهند فرامی رسد تا بواسطه اجل محتوم .
خداوند به مستضعفین جهان وعده پیروزی بر باطل داده است و توانایی زنده نگه داشتن شخصی برای رسیدن به این منظور از تحت قدرت خداوند خارج نیست همانطور که پیامبرانی چون نوح چنین عمر های طولانی داشته اند.
مهم تر از همه این مطالب طرز صحیح برخورد و سخن گفتن ما در مورد مطلبی است که اطلاع کمتری نسبت به آن داریم . هر چند آدمی دشمن جهل خوداست.

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


دفتر دل
#10 ارسال شده : 1389 مرداد یکشنبه, 10 14:19:40(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/12/02(UTC)
ارسالها: 341
امتیازات: 301

تشکرها: 46 بار
11 تشکر دریافتی در 9 ارسال
با سلام و تشکر از توضیحات خوب اعضای انجمن در باره موضوع راز طول عمر امام زمان علیه السلام رزیتا خانوم میتوانند به این پیوند نیز مراجعه نمایند.
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » مباحثی پیرامون امام زمان عج
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/122 ثانیه ایجاد شد.