ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناظرات و مباحثات آزاد » معلم شهید
معلم شهید
abbase1385
#1 ارسال شده : 1389 ارديبهشت یکشنبه, 05 23:32:03(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 357
امتیازات: 1,004

تشکرها: 2 بار
31 تشکر دریافتی در 25 ارسال
با سلام به خدمت همه اعضای محترم انجمن
با توجه به نزدیک شدن سالروز شهادت معلم شهید استاد مرتضی مطهری، به نظرم رسید که تاپیکی ایجاد بشه که در آن ویژگیهای یک معلم خوب مورد بررسی قرار بگیره
استاد مطهری به عنوان یک معلم خوب، از چه ویژگیهایی برخوردار بودند؟
سیاوش
#2 ارسال شده : 1389 ارديبهشت یکشنبه, 05 23:37:20(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/20(UTC)
ارسالها: 227
امتیازات: 684

تشکرها: 9 بار
19 تشکر دریافتی در 18 ارسال
با سلام
شهید مطهری به عنوان یک معلوم خوب دارای ویژگیهای زیر هستند
نخستين ويژگي استاد شهيد، مبارزه سرسختانه با كجروي‌ها و انحرافات بود كه پس از حضرت امام(ره) انحراف و سقوط منافقين را در پيش از انقلاب اسلامي پيش‌بيني كرده بود.
ويژگي دوم استاد مطهري، آشنايي عميق او با علوم و فنون مختلف اسلام و قرآن كريم بود. او در اين وادي، كم‌نظير بود هنر مطهري بيان پيچيده‌ترين علوم و فنون اسلامي به زباني ساده، اما در عين حال پخته و استوار است. امروز كه آثار او را مي‌خوانيم، گويي حرف‌ سالهاي دور استاد شهيد مطهري همين امروز مصداق دارد و همين امروز نياز جوان‌هاي ماست.
ويژگي سوم استاد شهيد، طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم‌نظير او بود. مطهري همان كسي است كه با دو بال علم و ايمان در سرتاسر عمر خود حركت كرد و هيچ‌گاه از مسير منحرف نشد.
ويژگي چهارم، شهادت بزرگ مرداني چون مطهري همچون زنده بودنشان خود حيات آفرين است.
ويژگي پنجم استاد فرزانه اين است كه با ترور شخصيت‌هاي مبارزي چون او، اسلام تأييد مي‌شود. نهضت زنده مي‌شود و زندگي از سر گرفته خواهد شد. او موجي آفريد كه حيات را معنا بخشيد. مطهري منشأ خدمات بزرگي در عرصه‌هاي حيات علمي و اجتماعي بود. به لحاظ علمي، انديشه‌ها و ايدئولوژي اسلامي را در طول حيات پربركتش، از طريق درس و سخنراني و تأليف كتاب ارائه داد و به لحاظ اجتماعي در مبارزه با انديشه‌هاي انحرافي سرسختانه عمل كرد.
ويژگي ششم معلم شهيد: حضرت امام (ره) آثار قلم و زبان استاد شهيد را بي‌استثناء آموزنده و روانبخش مي‌دانند و موعظه و نصايح او را كه از قلبي سرشار از ايمان و عقيده نشأت گرفته براي عارف و عامي سودمند مي‌خوانند.
ويژگي هفتم استاد فرزانه: مبارزات جانانه او با كمونيست‌ها و منافقين، هنوز هم قوي‌ترين منابع مبارزاتي ما قلمداد مي‌شود.
ويژگي هشتم استاد شهيد خطرآفريني مطهري است. آنچه كه هميشه ما را تهديد مي‌كند توطئه‌هاي است كه دشمن طراحي مي‌كند. انديشه‌هاي استاد شهيد مطهري هم براي دشمنان اسلام خطرآفرين است. امام بزرگوار به اين مهم‌ توجه دارند و هشدار مي‌دهند «من به دانشجويان و طبقه روشنفكران متعهد توصيه مي‌كنم كه كتاب‌هاي اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه‌هاي غيراسلامي فراموش شود.
abbase1385
#3 ارسال شده : 1389 ارديبهشت یکشنبه, 05 23:40:33(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 357
امتیازات: 1,004

تشکرها: 2 بار
31 تشکر دریافتی در 25 ارسال
با تشکر از جناب سیاوش به خاطر اهمیت دادنشون به این موضوع
بنده به مناسبت بیان شدن خصوصیات شهید مطهری به عنوان یه معلم خوب از دید کلی به این موضوع نگاه کردم و خصوصیات یک معلم خوب رو بیان می کنم
از آنجایی که قرن حاضر، قرن اطلاعات، ابتکار و مهات و سرعت می باشد بنابراین ویژگی های معلم در این قرن بر اساس این اصول می باشد :
الف) اطلاعات: یکی از ویژگی های معلم بالا بودن اطلاعات و به روز کردن آن است.
1- آشنایی با فناوری آموزشی : معلمان برای کسب موفقیت باید دانش آموزانی تربیت کنند که یاد گیرندگان مدام العمر باشند و این میسر نمی گردد مگر این که فرایند یاد گیری مبتنی بر انتقال صرف دانش تغییر پذیرد، بنابراین، معلمان باید با استفاده از کامپیوتر و اینترنت در تدریس واقف باشند و دانش آموزان را نیز به این امر ترغیب کنند. فناوری اطلاعات به ما می گوید آن چه که تا دیروز درست بوده امروز ممکن اسن نادرست و حتی گمراه کننده باشد، بنابراین معلمان با استفاده از این تکنیک باید معلمانی محقق و پژوهشگر باشند و دانش آموزان پرسشگر امروز و پژوهشگر فردا تربیت کنند.
2- بالا بودن اطلاعات عمومی : معلمان جدید باید در همه ی زمینه ها اطلاعات خود را بالا ببرند نه فقط در رشته ی تدریس خودشان؛ چرا که بسیاری از علوم به هم وابسته اند. معلم باید اصطلاحات رایج روز را بشناسد، امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه خود را بداند و در نهایت به علم روان شناسی آگاه باشد چرا که یک معلم بیش از معلم بودن خود باید یک روان شناس خبره و آگاه باشد.
3- تدریس نوین : معلم باید در کلاس درس از روش های فعال مانند : روش همیاری، روش تدریس فعال، روش بارش مغزی،روش ایفای نقش، روش نمایشی، روش بحث گروهی، روش حل مسأله، روش استقرایی، روش اکتشافی استفاده کند ولی در کلاس هایی که من در دوران کاورزی در آن کلاس ها بودم متأسفانه هیچ کدام از این روش ها انجام نمی شد و اگر هم به کار برده می شد خیلی کم بود.
4- شرکت در دوره های ضمن خدمت : معلم همیشه خود باید در حال فراگیری علم باشد و اطلاعات جدید و نو را بگیرد، در طول کار خود همیشه یکسان تدریس نکند و نکات را از جهات مختلف و متعدد بیان کند. لازمه ی این کار، شرکت در دوره های آموزش معلمان است.
5- آشنایی با اصول روان شناسی تربیتی : از آنجایی که معلم در طول تدریس نیاز به ارتباط متقابل دارد، بنابراین باید مخاطبان خود را شناسایی کند، بداند در چه شرایطی زندگی می کنند و ... در این صورت معلم می تواند پیام های یاددهی خود را به طور شفاف منتقل سازد.
6- داشتن طرح درس : معلم باید زمان تدریس خود را حساب کند و دارای طرح درس روزانه و سالانه باشد و اطلاعاتی کافی درباره ی مراحل طرح درس نویسی داشته باشد.
ب) ابتکار : دومین ویژگی یک معلم خوب ابتکار است.
1- خلاق باشد : هر اندازه دانش آموزان از نظر اطلاعات، غنی تر باشند، انگیزه ی خلاقیت که در نهاد آنها بالقوه وجود دارد به فعلیت می رسد و این صورت نمی پذیرد مگر این که معلم خودش آراسته به صفت خلاقیت باشد.
2- ایجاد دنیای پرسش در کلاس : معلم مبتکر کسی است که همیشه سؤالی برای طرح کردن در کلاس داشته باشد و حس انگیزه ی دانش آموزان را تحریک کند و آنان را به فعالیت و جنبش وادارد.
3- ایجاد دنیای تخیل در کلاس : معلم مبتکر به تخیل دانش آموزان احترام می گذارد. یک انشای نو یا یک نقاشی غیر عادی را به مسخره نمی گیرد، از جنبه خلاقانه و مبتکرانه به آن می نگرد زیرا تخیل است که خلاقیت و ابتکار را به دنبال دارد.
4- واهمه نداشتن از شکست : معلم مبتکر در به کار گیری مسائل از هیچ گونه شکستی نمی هراسد بلکه قوی و استوار می ایستد، طرح های خلاق خود را آزمایش می کند و جواب و نتیجه را می گیرد و به همه منعکس می کند.
5- خطر پذیری : معلم مبتکر در راه خود هر گونه خطری را می پذیرد اعم از خطرات مالی یا غیر مالی، زیرا به هدفش امید وار و معتقد است.
6- قدرت تغییر پیش فرض ها : معلم مبتکر پیش فرض های جدید ارئه می دهد و به یک مسأله از زوایای مختلف می نگرد.
7- تشخیص پیش نیازهای دانش آموزان : یکی از زمینه فعالیت های معلم این است که از کجا شروع کند و پیش نیاز فراگیران او چیست؟
8- درمان ناتوانایی های یادگیری : معلم مبتکر دانش آموزان ناتوان را شناسایی می کند و به درمان آنها می پردازد.
9- شناخت تفاوت های فردی : معلم مبتکر به تفاوت های فردی دانش آموزان توجه دارد. می داند به هر کدام چه مسئو لیتی بدهد و در چه زمینه ای آنها را خلاق بار آورد و استعداد های نهان آنان را در چه رشته ی تحصیلی بارور سازد.
ج) مهارت و سرعت :
1- مهارت های فردی : شامل به کارگیری اصول منطقی در تدریس، قدرت تجزیه و تحلیل مسائل و قدرت تصمیم گیری می باشد.
2- مهارت های ارتباطی : شامل کنترل احساسات، فن بیان و بکار بردن شعر و مثال در تدریس و...
3- مهارت در تدریس : بیشترین تأثیر در اثر بخشی کار معلمان، مهارت در تدریس و اطلاع از دانش تدریس است و ارتباطی خاص بین دوره ی کار آموزی و عملکرد معلمان وجود دارد.
4- استفاده از وسایل کمک آموزشی : یکی از مقوله هایی که به مهارت و سرعت تدریس معلم کمک می کند به کار بردن وسایل کمک آموزشی در امر تدریس می باشد به ویژه در دوره مقطع ابتدایی.
5- مهارت تفکر انتزاعی : معلمانی که تفکر انتزاعی بالایی دارند می توانند با دید های متفاوت به یک مسأله یا مشکل بنگرند و راه حل های متفاوتی ارائه دهند.
د) ویژگی های اخلاقی
1- مراعات آداب و رسوم اجتماعی : معلم نباید به بهانه ی پیشرفت علم و تحولات و جهانی شدن آداب و رسوم اجتماعی خود را کنا گذارد، حصارها را بشکند و حریم عفت و پاکدامنی جامعه را کنار نهد.
2- نشاط و شادابی : معلم باید به هنگام ورود به کلاس، مشکلات زندگی خود را که ناشی از تغییر و تحولات جامعه اش می باشد نظیر تورم، گرانی، بیماری ها و ... همه را کنار گذارده و با روحیه ای شاداب و پرنشاط پا به دنیای کلاس نهد.
3- آراستگی ظاهر : معلم بای فرصت رسیدن به ظاهر را به خود بدهد و با ظا هری آراسته وارد کلاس شود.
4- سعه ی صدر : اگر معلم رفتار هایی خاص از دانش آموزان خود دید باید با سعه ی صدر با آنه برخورد کند. با سعه ی صدر می توان استعدادهای درونی فراگیران را شناخت و آنها را شکوفا کرد.
5- اخلاص : معلم باید اخلاص در کار داشته باشد و تنها خود را نبیند بلکه هدفش پیشرفت جامعه و تعالی آن باشد.
6- شخصیت دادن به دیگران : معلم علاوه بر این که خود متشخص است، باید برای دیگران اعم از دانش آموزان یا همکاران ارزش و شخصیت قائل شود.
7- تعهد در کار : تعهد کاری موجب درست استفاده کردن از اطلاعات علمی می شود.
8- تقوا : اگر معلم آراسته به خوی و خصلت تقوا نباشد، نسلی که تحت تعلیم و تربیت او می باشند عاری از این صفت خواهند بود.
9- وظیفه شناسی : معلم باید وظیفه شناس باشد، از زیر بار مسئولیت به بهانه های مختلف نگریزد، تأخیر در کارش نداشته باشد، در کلاس درسش اتلاف وقت نکند، کم کاری نکند و حتی گاهی بیش از وظیفه نیز کار انجام دهد و ایثار کند.
10- رأفت و مهربانی : معلم امروزی باید با این صفت کودکان و نونهالان را به خود جذب کند.
11-نگرش و بینش صحیح : معلم باید به مسائل جدید و نوآوری های شاگردانش با دید مثبت بنگرد.


منابع
- آیت ا... مظاهری، (1379) ویژگی های معلم خوب، قم : انتشارات صحفی
- ویژگی های معلم قرن 21 (بر خط)
- ویژگی های معلم زبان خوب از دید دانش آموزان (بر خط)
تکنولوژی آموزشی، شماره 19، اسفند ماه 1382
- تکنولوژی آموزشی شماره 19، فروردین 1383
- معلم خوب من، آیت اله مظاهری، 1370
- سایت آموزش و پرورش www.Amoozeshvaparvaresh. Org
- ویژگی ها و قابلیت های مورد انتظار از معلمان، غلامعلی افروز،
دانشگاه تهران، 1382
- استانداردهای آموزش فضای قرن 21، حسین حنیفه 1382
- تدوین استانداردهای کیفیت معلمان، اعظم ملایی نژاد، 1382
- رشد مدیریت مدرسه، شماره 15، فروردین 1383
ehsane20025
#4 ارسال شده : 1389 ارديبهشت یکشنبه, 05 23:51:54(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 165
امتیازات: 204

تشکرها: 14 بار
9 تشکر دریافتی در 9 ارسال
در کتاب جلوه های معلمی استاد مطهری به بیان ویژگیهای استاد مطهری به عنوان یه معلم خوب پرداخته که این نکات از اونجا براتون انتخاب شده
سرآهنگ
هر استادي در تدريس خويش، دست كم بايد از دو ويژگي مهم برخوردار باشد:
1. ويژگي علمي.
2. ويژگي اخلاقي.
ويژگيهاي «علمي» و «اخلاقي» در هر استادي لازم و ملزوم يكديگرند و هر يك بدون ديگري كاري عقيم و راهي ستَروَن است و البته برخورداري توأمان از اين دو ويژگي نيز بس دشوار است:
به هوس راست نيايد به تمنا نشود *** كاندرين راه بسي خون جگر بايد خورد
بدين منظور، بر آن شديم تا «روش تدريس شهيد مطهري رحمه‏الله را به نظاره نشينيم و در اين زمينه، نكته‏هايي را گردآوري كنيم و از ويژگيهاي «علمي» و «اخلاقي» آن استاد شهيد در هنگام تدريسهايشان مُستفيض و مست فيض شويم.
آنچه را بسياري از همگان به سادگي از سر آن مي‏گذشتند و نكته‏اي در آن نمي‏يافتند، استاد با دقتي حيرت‏انگيز مورد كنكاش قرار مي‏داد و تناقضات دروني و نقاط ضعف آن را آشكار مي‏ساخت.
شايان توجه است كه تمامي اين نكته‏ها از كتاب «جلوه‏هاي معلمي استاد مطهري» برگرفته شده‏اند، اما گزينش، دسته بندي، عنوان گذاري و انتخاب اشعار متناسب با برخي از اين نكته‏ها، از سوي نگارنده اين نكته‏هاست كه پيشاپيش، از نگارنده آن كتاب تشكر و قدرداني مي‏كند و دست به دعا بر مي‏دارد و به خداي خويش عرضه مي‏دارد:
گر خطا گفتيم اصلاحش تو كُن **** مصلحي تو اي تو سلطان سخُن
الف. ويژگيهاي علمي و روشي
هنر تشريح مطالب
يكي از استادان حوزه علميه قم مي‏گويد: در يكي از جلسات درس علامه طباطبايي رحمه‏الله پس از اينكه روي آيه‏اي از قرآن بحث شده بود، سؤالي مطرح شد كه خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اينكه حدود پنج دقيقه مرحوم علامه مطلب را تقرير و تبيين فرمودند، استاد مطهري رحمه‏الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بيان جديدتري همان مطلب را تشريح كردند. آن قدر جالب صحبت مي‏كردند كه همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبايي رحمه‏الله شديدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. اين بود كه علامه پس از شهادت استاد مطهري رحمه‏الله فرمودند: با بودن مطهري در درس، مي‏دانستم چيزي هدر نمي‏رود. و اگر تعبير بدي نباشد من به حالت رقص در مي‏آمدم. در همان جلسه هم اين حالت شادي و شعف زياد در مرحوم علامه ديده مي‏شد.(1)
احاطه علمي
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: ويژگي ديگري كه به عقيده بنده از همه مهم‏تر است اين بود كه ايشان به موضوع بحث تسلط علمي داشتند، يعني مطلب را خود فهميده بودند.(2)
پختگي علمي
يكي از دوستان شهيد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: استاد كم حرف مي‏زد ولي پخته حرف مي‏زد.(3)
كم گوي و گزيده گوي چون دُر تا ز اندك تو جهان شود پُر
و يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: از نظر علمي بايد بگويم استاد مطهري قبل از آنكه مسئله‏اي را براي شاگرد مطرح كند، اول براي خودش پخته كرده بود، يعني هرگز مسئله‏اي طرح نمي‏شد كه براي خود ايشان كاملاً روشن نشده باشد. به همين دليل هيچ گاه در برابر هيچ پرسشي، ايشان دچار لكنت زبان نمي‏شد.(4)
جذب با مطلب
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: يكي از مهم‏ترين تفاوتهايي كه ميان استاد مطهري و بعضي ديگر بود، اين بود كه استاد با «مطلب» جذب مي‏كرد و ديگران با بيان. البته بيان مهم است، اما اگر فقط بيان باشد زود مي‏گذرد.(5)
درس استاد به گونه‏اي بود كه شاگرد وقتي پاي درسش مي‏نشست، تمامي وجود استاد را مي‏پذيرفت.(6)
پيش مطالعه
ايشان پيش از حضور در كلاس مقيّد بود كه به سبك همه اساتيد حوزه در حدي كه فرصت اجازه مي‏داد، از پيش، مطالعه كند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.(7)
نو بودن مطالب
درس ايشان هميشه نو بود. استاد مطهري سعي مي‏كردند مطالعه را قطع نكنند. اگر درسي را مي‏خواستند مطرح كنند به كتاب جديدي كه برخورد مي‏كردند مطالعه مي‏كردند. ايشان به مجلات مختلف رجوع مي‏كردند، مخصوصا به انديشه‏هاي معاصرين بسيار توجه داشتند و همين خصوصيت، درس ايشان را نو مي‏ساخت.(8)
هر كه ز آموختن ندارد ننگ *** دُر بر آرد زآب و لعل از سنگ
آنكه دانش نباشدش روزي *** ننگ دارد زدانش آموزي
جهت دار بودن
درس و بحث ايشان غالبا و در اكثر قريب به اتفاق موارد، يك بحث جهت دار بود، يعني شاگرد مي‏فهميد كه اين بحث به چه درد مي‏خورد.(9)
تاريخچه بحث
ايشان قبل از ورود در اصل درس يك مقدمه تاريخي بيان مي‏كردند. با احاطه‏اي كه به اقوال گذشتگان داشتند، سير تحول يك مفهوم را بيان مي‏كردند و ريشه و سابقه مطلب را توضيح مي‏دادند تا شاگرد تصور نكند كه اين بحث مانند قارچي از زمين بدون سابقه سبز شده و بلكه بفهمد كه در طول روزگار، اين بحث چه سرنوشت و سرگذشتي داشته و از اين طريق بتواند جاي بحث را در تفكر امروزي مشخص كند.(10)
توضيح مقدمات
استاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبي توضيح مي‏داد و مشخص مي‏كرد كه مطلب بر چه مقدماتي مبتني است، و اين خصوصيت باعث مي‏شد كه هنگام تدريس، اشتباهاتي در ذهن شنونده پيش نيايد... استاد مطهري مي‏كوشيدند چيزهايي را كه موجب درهم آميختگي فكري و اشتباه در مطلب مي‏شود، نخست توضيح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستي جايگير شود.(11)
طرز فكر صحيح
از مهم‏ترين خصوصيات ايشان، حساسيت فوق العاده نسبت به ارائه صحيح انديشه اسلامي به جامعه بود.(12)
تا نيك نداني كه سخن عين صواب است بايد كه به گفتن دهن از هم نگشايي
دور نشدن از بحث
مرحوم مطهري رحمه‏الله در تدريس نيز همچون ساير جنبه‏هاي زندگي‏اش بسيار منظم و مقيّد به برنامه بود، در طول كلاس حتي المقدور از مطلب اصلي دور نمي‏شد، و اگر احيانا مطلبي را بر سبيل استطراد بر زبان مي‏آورد، آن را به گونه‏اي انتخاب مي‏كرد كه با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلي بحث را رها نمي‏كرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبي دنبال مي‏كرد.(13)
تنظيم درس
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: ايشان در تنظيم شكل درس بسيار متبحر بودند كه من كمتر كسي را مانند ايشان ديدم.(14)
سخن را سراست اي خردمند و بُن *** مياور سخُن در ميان سخُن
شناخت حد و مرز درس
ايشان در تدريس از موضوع خارج نمي‏شدند، از خط بحث بيرون نمي‏رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب مي‏شناختند. يك مطلب را مي‏گرفتند و همان را در يك خط مستقيم دنبال مي‏كردند.(15)
مديريت علمي
ايشان بر معلومات خودشان مديريت داشتند. اين طور نبود كه حافظه، مزاحم كار ايشان شود و مطلب غيرلازم وارد بحث شود. درس ايشان جُنگ مانند و كشكول مانند نبود.(16)
پاسخ به سؤالات
استاد اهل بحث بود. در كلاس درس از اشكال و سؤال شاگرد استقبال مي‏كرد. هيچ وقت نمي‏شد كه بخواهد با هيمنه و غلبه استاد بر شاگرد، جلوي سؤال و اشكال را گرفته يا آن را متوقف كند، بلكه به عكس پا به پاي شاگرد يا صاحب اشكال جلو مي‏رفت. گاهي مي‏شد كه در يك جلسه درس حدود 31 يا بيشتر از وقت به رفع اشكال و گفتن پاسخ مي‏گذشت.(17)
استاد در مواقعي كه مي‏ديد سؤال كننده هدفش از اشكال به غير از جنبه‏هاي علمي و به دست آوردن مطلب است، و يا خيلي پرت سخن مي‏گويد، و يا در مواردي اشكال خيلي خارج از بحث است و اشكال كننده هم دست بردار نيست، در اين موارد ابتدا با لحن آرام و عباراتي همچون «حالا ببينيم» و سپس با لحن محكم‏تري چون «اين مربوط نيست» و «نخير آقا» و... بحث را به دست مي‏گرفتند، ولي روحيه كلي ايشان استقبال از سؤال بود.(18)
ژرف نگري
مرحوم مطهري علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشكاف و نكته سنج و تحليل‏گر بود.
آنچه را بسياري از همگان به سادگي از سر آن مي‏گذشتند و نكته‏اي در آن نمي‏يافتند، استاد با دقتي حيرت‏انگيز مورد كنكاش قرار مي‏داد و تناقضات دروني و نقاط ضعف آن را آشكار مي‏ساخت.(19)
سخندان پرورده، پير كهن بينديشد آنگه بگويد سخن
مزن بي تأمل به گفتار دم *** نكو گوي اگر دير گويي چه غم
بينديش و آنگه برآور نفس *** وز آن پيش بس كن كه گويند بس
به نطق آدمي بهتر است از دواب *** دواب از تو به،‌گر نگويي صواب
تدريس دلنشين
مرحوم مطهري علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بيان گرم و دلنشيني نيز داشت و خود اين امر بيش از پيش سبب گرمي محضر ايشان مي‏شد.(20)
مرور مطالب قبلي
ايشان مقيّد بودند در آغاز درس، مطالب عمده و اصلي بحث را كه قبلاً مطرح شده بود يادآوري كنند. اين خود باعث مي‏شد كه ارتباط مطلب با گذشته حفظ شود و به علاوه چارچوب روشني از همه بحث به خصوص در درس فلسفه تصوير گردد، و اين سبب بهره دهي بيشتر و بهتر درس ايشان مي‏شد.(21)
علامه پس از شهادت استاد مطهري رحمه‏الله فرمودند: با بودن مطهري در درس، مي‏دانستم چيزي هدر نمي‏رود. و اگر تعبير بدي نباشد من به حالت رقص در مي‏آمدم. در همان جلسه هم اين حالت شادي و شعف زياد در مرحوم علامه ديده مي‏شد
بيان مسائل كاربردي و نو
آن مرحوم مقيّد بود به اينكه ارتباط مسائل و مباحثي را كه تدريس مي‏كرد با مسائل مستحدثه در زمان روشن سازد، و به اصطلاح كاربرد مطلبي را كه مي‏آموزد به خوبي مشخص نمايد. همين امر سبب شده بود تا درسهاي او سر زندگي و جذابيت خاصي پيدا كند و از صورت درسهاي خشك و بحثهاي مجرد بيرون آيد.(22)
ايشان هميشه با مسائل تازه تماس داشت. و شاگرد وقتي از كلاس ايشان بيرون مي‏آمد، براي خودش تعدادي از مسائل نو گير مي‏آورد كه بتواند پيگيري كند.(23)
بيانهاي گوناگون
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: ايشان سعي مي‏كردند خيلي آسان و بي تكلّف بهترين طرح و توجيه را در مطالب ـ كه بسياري از آنها جنبه ابتكاري داشت ـ بيان دارند. از اين رو گاه بياني را كه خود در يك موضوع عنوان كرده بودند نمي‏پسنديدند و از نو بيان ديگري را ارائه مي‏دادند. از جمله به خاطر دارم كه در درس عقايد (ايدئولوژي اسلامي) يك بار صريحا گفتند: آنچه را در جلسه گذشته بيان كردم رها كنيد، و مطلب را به گونه‏اي كه اكنون مي‏گويم به خاطر بسپاريد.
(24)

پي نوشت ها:

1. جلوه‏هاي معلّمي استاد مطهري، ص72.
2. همان، ص99.
3. همان، ص88.
4. همان، ص54.
5. همان، ص56.
6. همان، ص54.
7. همان، ص112.
8. همان، ص97 ـ 98.
9. همان، ص98.
10. همان، ص96.
11. همان، ص68.
12. همان، ص172.
13. همان، ص112.
14. همان، ص96.
15. همان، ص97.
16. همان، ص97.
17. همان، ص169.
18. همان، ص169.
19. همان، ص115.
20. همان، ص112.
21. همان، ص176.
22. همان، ص113.
23. همان، ص100.
24. همان، ص177.

منبع:عبدالرحيم موگهي، مجله ‏مبلغان،‌ شماره 65
ehsane20025
#5 ارسال شده : 1389 ارديبهشت یکشنبه, 05 23:58:22(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 165
امتیازات: 204

تشکرها: 14 بار
9 تشکر دریافتی در 9 ارسال
جلوه‏‌هاي تعلیم و تربیت استاد مطهري

در بحث قبلی از ويژگيهاي علمي و روشي استاد در مقام تدريس سخن به ميان آمد. اما اکنون از ويژگيهاي اخلاقي استاد به عنوان ویژگیهای یک معلم خوب خواهیم گفت
ويژگيهاي اخلاقي
با وضو بودن
استاد، خود همواره با وضو در كلاس حضور مي‏يافت و حضورش آن چنان روحانيتي به مجلس مي‏بخشيد كه مستمع با تمام وجود، معنويت و قداست آن را در مي‏يافت و به نسبت آمادگي‏اش در جذبه‏هاي الهي آن مستغرق مي‏گرديد.(1)
قرآني بودن
يكي از دوستان شهيد مطهري رحمه‏ الله مي‏گويد: شهيد مطهري قبل از هر چيز شاگرد قرآن كريم بود... روح او روح قرآن بود.(2)
متعبد بودن
ايشان بسيار متعبد بود كه نظر قرآن و روايات را اصل بداند... هيچ وقت حاضر نمي‏شد در نوشته، درس و يا سخنراني خود، كوچك‏ترين تجاوزي از احكام شرعي؛ يعني همان احكام كه فلسفه آنها روشن نيست داشته باشد.(3)
ما را نبود نظر به خوبي و بدي **** مقصود رضاي او و خشنودي اوست
تقوا داشتن
از يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله سؤال كردند: فكر مي‏كنيد استاد بر اثر چه كارهايي به اين حد از وارستگي و اخلاق رسيدند كه نمونه شدند؟ شاگرد در پاسخ گفت: تقوا، تقوا و تحقيق براساس انجام وظيفه.(4)
احترام به استاد
ايشان در ضمن درس به استادان خودشان بسيار احترام مي‏گذاشتند. به نام علامه طباطبايي رحمه‏الله كه مي‏رسيدند، از ايشان با «روحي له الفدأ»(5) ياد مي‏كردند.(6)
فروتني
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: ما به منزل ايشان كه مي‏رفتيم مثل اينكه با ما رفيق بود. البته گاهي لطف مي‏كردند و به منزل ما مي‏آمدند، ولي اصلاً اين مسائل مطرح نبود. يعني ايشان خود بزرگ بيني نداشت و اين اخلاق انساني خيلي تأثير داشت و از خصايص فوق العاده ايشان محسوب مي‏شد.(7)
توجه به شاگرد
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: ايشان گاهي لطف مي‏كردند به تنهايي و گاهي همراه با خانواده‏شان به منزل ما تشريف مي‏آوردند.(8)
و يكي ديگر از شاگردان ايشان مي‏گويد: ايشان برخوردشان بسيار متين و توأم با مهرباني بود. اصولاً استاد مطهري فردي بودند كه از هر حيث مؤدب به ادب علمي بودند و براي فضاي درس و بحث، همچنين شاگردانشان احترام خاصي قائل مي‏شدند.(9)
چشم بگشا و ببين جمله كلام الله را****آيه آيه همگي معني قرآن ادب است
استاد مطهري رحمه‏الله هرگز نسبت به شاگردش نظر تحقيرآميز نداشت. يعني حرف شاگرد را مي‏شنيد و به اين وسيله به شاگردش اجازه عقده گشايي مي‏داد.(10)
يكي از دوستان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: برخورد ايشان با شاگردانشان مانند برخورد دو رفيق بود. خيلي با محبت بودند و با حرارت و شور برخورد مي‏كردند.(11)
در خرمن كائنات كرديم نگاه *** يك دانه محبت است و باقي همه كاه
رابطه معنوي با شاگردان
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: سلوك ايشان به نحوي بود كه در دل شاگردانشان نسبت به ايشان محبت ايجاد مي‏شد. ما در همان وقت كه در درس ايشان حاضر مي‏شديم، در درسهاي استادان ديگر دانشگاه هم شركت مي‏كرديم و به خوبي محسوس بود رابطه‏اي كه شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله با ايشان دارند با رابطه‏اي كه دانشجويان دانشگاه با استادان خود دارند، متفاوت است. چه اين رابطه رسمي و اداري نبود، بلكه توأم با عشق و شوق بود.(12)
درس معلم ار بود زمزمه محبتي *** جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را
شكوفاسازي استعداد شاگرد
ايشان اگر استعدادي از شاگردانشان مي‏ديدند، خوشحال مي‏شدند، به او كمك مي‏كردند كه استعداد وي پرورش پيدا بكند، مثل يك پرنده كه بال زدن را ياد جوجه‏هاي خود مي‏دهد. ايشان شاگردان خوش استعداد خودشان را تشويق و تشجيع مي‏كردند و مثل برزگري كه بذر افشاني مي‏كند براي آينده، ايشان در ذهن شاگردان خودشان بذر افشاني مي‏كردند و با صرف وقت براي آينده سرمايه گذاري مي‏كردند.(13)
تشويق كردن
استاد، شاگرد خوش قريحه را مورد تشويق قرار مي‏داد و به انحأ مختلف او را به كار اضافي و انجام تحقيقات و مطالعات بيشتر توصيه مي‏كرد.(14)
رابطه صميمي با شاگرد
مرحوم مطهري با شاگردانشان به اندازه‏اي مهربان بودند كه حتي اجازه مي‏دادند آنها مسائل خصوصي و شخصي‏شان را با ايشان مطرح كنند. در انتخاب راه و مسير آينده با ايشان مشورت كنند، حتي ايشان به اندازه‏اي نزديك مي‏شدند كه در مجالسي مانند عروسي شاگردانشان ـ در صورت دعوت ـ شركت مي‏كردند.(15)
خوشرو بودن
ايشان بسيار خوشرو بودند، با شاگردان روابط پدرانه داشتند و در واقع وقتي ارتباط شاگردي با ايشان ادامه پيدا مي‏كرد، به نوعي دوستي مبدّل مي‏شد.(16)
به دست آوردن دنيا هنر نيست **** يكي را‌ گر تواني دل به دست آر
بي ‏پيرايگي
عشق و صفاي ايشان، بي پيرايگي و بي تكلّفي ايشان، براي همه شاگردان ايشان درس بود.(17)
سادگي
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: به ياد دارم كه در درس فلسفه (متن شفاي بوعلي) كه در آغاز در مدرسه مروي برگزار مي‏گرديد، گاه در يك حجره و گاه در حجره ديگر، هر جا كه ممكن بود تدريس مي‏كردند و يك بار كه صاحبان اين حجره‏ها غايب بودند و حجره‏اي براي تدريس باز نبود، ايشان به سادگي و بدون از دست دادن فرصت در ايوان كوچكي جلوي يكي از حجره‏هاي بسته به روي زمين نشستند و براي حاضرين درس را بيان داشتند و علاوه بر درس فلسفه، درس اخلاق نيز آموختند.(18)
مراد بودن
از نظر اخلاقي ايشان در حدي بود كه حكم مراد را براي شاگردان خود داشت.(19)
الگو بودن
كلاسهاي درس مرحوم مطهري صرفا محل تعليم و آموزش نبود، بلكه همراه آن و در برخي موارد بيش از آن، مكاني بود براي تزكيه و پالايش... رابطه مرحوم مطهري با شاگردان كلاس خود رابطه ساده معلم و متعلم نبود. استاد مرشدي بود كه به ارشاد جمع مي‏نشست و مرادي كه مريدان به گرد شمع وجودش حلقه مي‏زدند و از پرتو او بهره‏ها مي‏گرفتند.(20)
بخل نورزيدن
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: استاد يادداشتها و نوشته‏هاي خودشان را به شاگردان مي‏دادند كه در تحقيق از آنها استفاده بكنند. به ياد دارم كه وقتي خدمتشان مي‏گفتم كه در مسائل مربوط به انسان علاقه به مطالعه دارم و طرحي را از اين مبحث كه در ذهن داشتم خدمتشان عرض كردم، ايشان مجموعه‏اي از رساله‏هاي خطي چاپ نشده علامه طباطبايي را كه در اختيار داشتند، به بنده دادند تا استفاده كنم.(21)
مبارزه با انحرافات
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: يك روز استاد فرمودند: من با اينها (گروه فرقان) مقابله مي‏كنم، ممكن است مرا بكشند، اما من حرف خودم را مي‏زنم؛ چون مي‏دانم كه اينها براي دين خطرناكند.(22)
اصلاح اشتباهات
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: مرحوم استاد مطهري از آنجايي كه خداوند هوش فوق العاده‏اي به ايشان عطا كرده بود و از جنبه علمي بسيار قوي بودند، كمتر مي‏شد در هنگام درس اشتباه كنند، اما اگر اتفاق مي‏افتاد كه در نكته‏اي اشتباه كنند و في‏المثل يكي از شاگردان اشتباه را يادآور مي‏شد مي‏پذيرفتند. هيچ گاه سراغ ندارم كه ايشان پافشاري در اشتباه خود كنند و مطلب را به زور تحميل نمايند.
اصولاً ايشان در مقابل حق خاضع بودند و آنچه را حق مي‏يافتند مي‏پذيرفتند.(23)
به نزد من آن كس نكوخواه توست **** كه گويد فلان خار در راه توست
هر آن كس كه عيبش نگويند پيش **** هنر داند از جاهلي، عيب خويش
آزادگي
يكي از دوستان شهيد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: آنچه در تمام برخوردهاي با شهيد مطهري كاملاً محسوس بود، حريّت و آزادي شهيد مطهري بود، او داراي دلي بود آزاد و داراي مغزي بود آزاد و قهرا داراي زبان و قلمي آزاد بود.(24)
داماد استاد مطهري رحمه‏الله نيز مي‏گويد: در اظهار نظرهاي ايشان پيرامون عقايد انحرافي و يا لغزشهاي ايدئولوژيكِ گروههاي سياسي حرّيت و آزادگي ديده مي‏شود.(25)
توجه نكردن به تعداد شاگردان
ايشان هرگاه درسي را لازم مي‏يافتند آن را مي‏پذيرفتند، به كم و كيف افراد و چند و چون جلسه درس مقيّد نبودند و هر جا كه ميسر مي‏شد درس را برقرار مي‏كردند و به تدريس و توضيح كامل مطلب مي‏پرداختند، هرچند افراد شركت كننده اندك بودند.(26)
انصاف داشتن
بارزترين خصيصه ايشان داشتن روحيه انصاف بود. اين ويژگي سبب شده بود كه اولاً استاد بر روي حرف مخالفين نظر خود ـ هركه مي‏خواهد باشد و در هر مقامي كه باشد ـ كاملاً بينديشد؛ يعني هيچ گاه با روحيه استكباري و بزرگ منشانه با آرأ و عقايد حتي مخالف‏ترين دشمنان خود نيز برخورد نمي‏كردند، هميشه هر سخن و گفته‏اي را تا حد امكان تجزيه و تحليل مي‏كردند و شقوق درست و قابل قبول آن را از احتمالات نادرست جدا كرده، به حساب هر يك جداگانه رسيدگي مي‏كردند.(27)
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: يك روز بعد از اينكه ايشان مطلبي را بيان فرمودند من اشكال كردم، هر قدر ايشان بيان كردند و توضيح دادند برايم قابل قبول نبود. سرانجام قدري بي ادبي و گستاخي كردم و گفتم: انصاف بدهيد! ايشان فرمودند: من انصافم از شما بيشتر است.(28)
مشورت با شاگرد
استاد با برخي از دوستان و شاگردان نزديكش در باب آنچه فراهم آورده بود، مشورت مي‏كردو نظرياتشان را جويا مي‏شد. (29)
مياساي زآموختن يك زمان **** زدانش ميفكن دل اندر گمان
رازداري
مرحوم مطهري بسيار رازدار و اهل سرّ بود. هيچ رازگشايي نمي‏كرد.(30)
راستگويي
استاد شهيد مطهري رحمه ‏الله در نامه‏اي به دخترشان مي‏نويسند: تو خودت مي‏داني كه دروغ هرگز به زبان و قلم من جاري نمي‏شود.(31)
عصباني نشدن
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: در مدت دوازده سالي كه خدمتشان شاگردي مي‏كردم، يك دفعه هم نديدم كه در درس با عصبانيت جواب كسي را بدهند.(32)
درشتي نگيرد خردمند پيش **** نه سستي كه نازل كند قدر خويش


پي نوشت ها:
1. جلوه های معلمی استاد مطهری، ص114.
2. همان، ص85 و 90.
3. همان، ص60 و 65.
4. همان، ص57.
5. جان من فداي او باد.
6. همان، ص98.
7. همان، ص55.
8. همان، ص94.
9. همان، ص94.
10. همان، ص55.
11. همان، ص71.
12. همان، ص94.
13. همان، ص94 ـ 95.
14. همان، ص112.
15. همان، ص94.
16. همان، ص94.
17. همان، ص101.
18. همان، ص177.
19. همان، ص54.
20. همان، ص113 ـ 114.
21. همان، ص100.
22. همان، ص181.
23. همان، ص67.
24. همان، ص78.
25. همان، ص107.
26. همان، ص177.
27. همان، ص167.
28. همان، ص68.
29. همان، ص120.
30. همان، ص172.
31. همان، ص41.
32. همان، ص68

تنهای تن ها
#6 ارسال شده : 1391 ارديبهشت یکشنبه, 10 12:42:07(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/09/06(UTC)
ارسالها: 43
امتیازات: 132

تشکرها: 1 بار
4 تشکر دریافتی در 3 ارسال

به نظر من یکی از ویژگی های بارز شهید مطهری مبارزه او با انحرافات بود. خبری رو دیدیم از فرزند شهید مطهری که به نظرم مناسب باشه.

در زمانی که مجاهدین خلق کار خود را آغاز کردند و فعالیت های خود را به نام اسلام ارایه می کردند شهید مطهری در برابر انحرافات آنها ایستاد و این ایستادن باعث شد که آنها اتهام عافیت طلبی و همکاری با رژیم شاه و سرمایه دار بودن را به ایشان بزنند ولی چون مخالفت ایشان بر اساس انجام تکلیف الهی بود تحت تأثیر قرار نمی گرفتند. در آن زمان عده ای متوجه نبودند که مجاهدین خلق در حال وارد کردن چه انحرافی به اسلام هستند و عده ای نیز که متوجه می شدند جرات مخالفت نداشتند. اما شهید مطهری از طرفی زود انحرافات فکری و خود باختگی نسبت به مکاتب بیگانه را درک می کرد چون نگاه ایدئولوژیک و اعتقادی به مسائل داشت و از طرف دیگر شجاعت ابراز مخالفت و بر خلاف جریان آب حرکت کردن را داشت.
 
فرزند شهید مطهری به مقابله فکری این شهید بزرگوار با گروه فرقان اشاره کرد و گفت: این گروه از نظر فکری متاثر از آرای مجاهدین خلق و نیز دکتر شریعتی بود. آنها آیات قرآن را به صورت مادی تفسیر می کردند و جزوات شان را در دانشگاه ها پخش می کردند و روی جوانان اثر گذاشته بودند و برخی افراد جزوات آنها را به عنوان اسلام ناب و مظهر راه امام خمینی مطالعه می کردند.

ولی شهید مطهری در برابر انحرافاتی که این گروه ایجاد کرده بود ساکت ننشست و از آنها به صورت محبت آمیز درخواست گفتگو کرد تا اشتباهاتشان را تذکر بدهد بلکه آنها را از این راه باز دارد، اما آنها اقدام به تهدید جانی ایشان کردند، ولی شما دیدید که شهید مطهری همچنان به بیان اشکالات و انحرافات این گروه ادامه داد و این اقدامات به خاطر عشقی بود که به مکتب داشتند، به خاطر سوزی بود که برای دفاع از اسلام در دل داشتند. در حالی که عالمان دیگری نیز بودند که این وقایع را می دیدند و سکوت می کردند. اینها فرق های استاد مطهری با دیگران و علت ماندگاری ایشان است.

منبع خبر : http://www.mortezamotaha...wsView.html?NewsID=78880



درد بی عشقی، ز جانم برده طاقت، ور نه من


داشتم آرام، تا آرام جانی داشتم



کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناظرات و مباحثات آزاد » معلم شهید
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/766 ثانیه ایجاد شد.