ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » زن در اسلام و ادیان دیگر » نظر ملاصدرا درباره زن
نظر ملاصدرا درباره زن
پرسا
#1 ارسال شده : 1390 آذر یکشنبه, 20 10:40:25(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/07(UTC)
ارسالها: 69
امتیازات: 207
مکان: تهران

تشکرها: 8 بار
9 تشکر دریافتی در 7 ارسال

جناب ملاصدرا در مورد مقام و ارزش زن چه می فرمایند ؟ 

shahab
#2 ارسال شده : 1390 آذر یکشنبه, 20 11:25:42(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 120
امتیازات: 237

تشکرها: 0 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

در مورد زن هرچی گفته بیشتر به توهین شبیه تا چیز دیگه

شریعتی
#3 ارسال شده : 1390 آذر یکشنبه, 20 11:50:22(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/09/19(UTC)
ارسالها: 16
امتیازات: 51

تشکرها: 2 بار
2 تشکر دریافتی در 2 ارسال

پرسا نوشته است:

جناب ملاصدرا در مورد مقام و ارزش زن چه می فرمایند ؟

 با سلام خدمت شما دوست من ،  فکر کنم شما مطلبی دیدید که برای شما ایجاد شبهه شده لذا من اصل مطلب رو می نویسم و شاید با بررسی کلام حکیم الهی ملاصدرا به نتیجه ای برسیم  ؛ البته قبل از نوشتن مطلب ایشان لازم هست تذکر بدم که قضاوت درباره کلام بزرگان نیاز به تسلط کامل به آراء ایشون داره و نمیشه با ذکر بعض کلام بگوییم نظر او این هست بلکه لازمه هست ، کل آثار  یک شخص رو ببینیم و جمع بندی کنیم  .

 ملاصدرایی که برای رفع مشکلات علمی خودش از کهک به زیارت معصومه سلام الله علیها می اومد قطعا درباره زن دیدگاه متعالی و والایی داره بهرحال اصل مطلب رو می نویسم و دوستان با قضاوت منصفانه به حل و تبیین آن می پردازند :

 

 

في عنايته تعالى في خلق الأرض و ما عليها لينتفع بها الإنسان‏

و منها تولد الحيوانات المختلفة وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ؛ بعضها للأكل وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ و بعضها للركوب و الزينة وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً و بعضها للحمل وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ و بعضها للتجمل و الراحة وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ و بعضها للنكاح  [1] وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً و بعضها للملابس‏ و البيت و الأثاث وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ- وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى‏ حِينٍ.

ترجمه:

«و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن اند… و بعضی برای سوار شدن و زینت… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل و آسایش… و بعضی برای نکاح و آمیزش… و بعضی برای تهیه ی پوشاک و خانه و اثاث…»

منبع :   الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، ج‏7، ص: 137



[1] - ملاهادی سبزواری در تعلیقات بر اسفار خود نوشته است ؛ في إدراجها في سلك الحيوانات إيماء لطيف إلى أن النساء لضعف عقولهن و جمودهن على إدراك الجزئيات و رغبتهن إلى زخارف الدنيا كدن أن يلتحقن بالحيوانات الصامتة حقا و صدقا أغلبهن سيرتهن الدواب و لكن كساهن صورة الإنسان لئلا يشمئز عن صحبتهن و يرغب في نكاحهن و من هنا غلب في شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم عليهن في كثير من الأحكام كالطلاق و النشوز و إدخال الضرر على الضرر و غير ذلك خلافا لبعض الأديان في بعض الأحكام فأين السها من البيضاء، س قده‏

ترجمه:

«اینکه صدرالمتالهین زنان را در عداد حیوانات در آورده است اشاره ی لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و جمود بر ادراک جزئیات و میل و رغبت به زیورها و زینت های دنیا، حقا و عدلا نزدیک است که به حیوانات زبان بسته ملحق شوند، اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها اکراه نداشته باشند و به نکاح با آنان راغب باشند و از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است. »

 

 

في عنايته تعالى في خلق الأرض و ما عليها لينتفع بها الإنسان‏

و منها تولد الحيوانات المختلفة وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ؛ بعضها للأكل وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ و بعضها للركوب و الزينة وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً و بعضها للحمل وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ و بعضها للتجمل و الراحة وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ و بعضها للنكاح  [i] وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً و بعضها للملابس‏ و البيت و الأثاث وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ- وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى‏ حِينٍ.

ترجمه:

«و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن اند… و بعضی برای سوار شدن و زینت… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل و آسایش… و بعضی برای نکاح و آمیزش… و بعضی برای تهیه ی پوشاک و خانه و اثاث…»

منبع :   الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، ج‏7، ص: 137



[i] - ملاهادی سبزواری در تعلیقات بر اسفار خود نوشته است ؛ في إدراجها في سلك الحيوانات إيماء لطيف إلى أن النساء لضعف عقولهن و جمودهن على إدراك الجزئيات و رغبتهن إلى زخارف الدنيا كدن أن يلتحقن بالحيوانات الصامتة حقا و صدقا أغلبهن سيرتهن الدواب و لكن كساهن صورة الإنسان لئلا يشمئز عن صحبتهن و يرغب في نكاحهن و من هنا غلب في شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم عليهن في كثير من الأحكام كالطلاق و النشوز و إدخال الضرر على الضرر و غير ذلك خلافا لبعض الأديان في بعض الأحكام فأين السها من البيضاء، س قده‏

ترجمه:

«اینکه صدرالمتالهین زنان را در عداد حیوانات در آورده است اشاره ی لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و جمود بر ادراک جزئیات و میل و رغبت به زیورها و زینت های دنیا، حقا و عدلا نزدیک است که به حیوانات زبان بسته ملحق شوند، اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها اکراه نداشته باشند و به نکاح با آنان راغب باشند و از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است. »

پرسا
#4 ارسال شده : 1390 آذر یکشنبه, 20 16:36:34(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/07(UTC)
ارسالها: 69
امتیازات: 207
مکان: تهران

تشکرها: 8 بار
9 تشکر دریافتی در 7 ارسال
کسی به آن اشاره لطیف اعتراضی ندارد ؟ به نظر دوستان آن اشاره چقدر لطیف است ؟ چقدر زمخت است ؟

پرسا
ehsane20025
#5 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 09:07:52(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 165
امتیازات: 204

تشکرها: 14 بار
9 تشکر دریافتی در 9 ارسال

پرسا نوشته است:
کسی به آن اشاره لطیف اعتراضی ندارد ؟ به نظر دوستان آن اشاره چقدر لطیف است ؟ چقدر زمخت است ؟

پرسا

سلام

ببخشید منظور شما از این که این همه می گید «آن اشاره و آن اشاره» می شه بفرمایید کدوم اشاره مد نظرتون هست تا ما هم ملتفت بشیم؟؟؟؟؟ البته ببخشید که اینطوری شروع کردم ولی حق بدید آخه من با مطالعه کل تایپیک بازم متوجه نشدم منظور شما از «آن» چیه؟ و مشارالیه کلمه آن دقیقا کجاست؟؟؟؟ حد اقل کاری که از دستتون بر میاد اینه که با نقل قول که در تایپیکها وجود داره دقیق معین کنید که منظورتون از آن چیه؟

احسان

جوابگو
#6 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 10:27:54(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/01(UTC)
ارسالها: 31
امتیازات: 4-

تشکرها: 3 بار
2 تشکر دریافتی در 1 ارسال

پرسا نوشته است:
کسی به آن اشاره لطیف اعتراضی ندارد ؟ به نظر دوستان آن اشاره چقدر لطیف است ؟ چقدر زمخت است ؟

پرسا

با سلام مباحث پرسا رو مدتهاست دارم دنبال می کنم ، متاسفانه شما نظام فکری منسجم و فلسفی دقیقی ندارید تا این نظام فکری به انسجام خودش نرسه این شبهات پا برجاست .

2 کاربر از جوابگو برای ارسال مفیدش تشکر کرده اند.
شیطونک در تاریخ 1390/09/21(UTC), یاعلی در تاریخ 1390/10/04(UTC)
شریعتی
#7 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 11:00:46(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/09/19(UTC)
ارسالها: 16
امتیازات: 51

تشکرها: 2 بار
2 تشکر دریافتی در 2 ارسال

سلام :

من در ضمن مطالبی که نوشتم چند نکته تذکر دادم که دوست عزیزم پرسا کاش به اون مطالب توجه می کردند ؛ " قضاوت درباره کلام بزرگان نیاز به تسلط کامل به آراء ایشون داره و نمیشه با ذکر بعض کلام بگوییم نظر او این هست بلکه لازمه هست ، کل آثار  یک شخص رو ببینیم و جمع بندی کنیم  . "

آیت الله جوادی آملی در کتاب زن در آیینه جلال و جمال می نویسد :

بنابر آنچه در كتاب‏هاي عقلي آمده ـ مثل مطلبي كه مرحوم بوعلي در شفا آورده[الهيّات شفا، قاله پنجم، فصل چهارم. ضمناً بعضي از مطالبي كه در مقاله دهم، فصل چهارم آمده است قابل توجيه مي‏باشد.] و شاگرد گرانقدرش بهمنيار در تحصيل ذكر كرده[التّحصيل، مقاله چهارم، فصل چهارم] ـ اين است كه در كتب عقلي، از نظر بحثهاي: حدّيابي، رسم ‏شناسي، ذاتي و عرضي‏ شناسي، ناطق را فصل مي ‏دانند ـ البته مقصود فصل منطقي و لازمه فصل نيست، همچنانكه منظور از ناطق نه نطق ظاهري است و نه نطق باطني، بلكه منظور، نفس ناطقه است و چون اين نطق از «نفس ناطق» مشتق مي‏شود لذا، ناطق را فصل و مقوّم انسان مي‏دانند ـ اما مذكّر و مؤنّث بودن را مصنّف مي‏دانند، نه مقوّم. و لذا وقتي فصول را به فصل قريب و اقرب، بعيد و ابعد تقسيم مي‏كنند سخن از مذكر و مؤنث بودن نيست، سخن از ناطق و صاهل و خائر و... است كه حيوانات را تنويع مي‏كند. بنابراين وقتي ذات، يعني انسانيت انسان، تمام شد و به نصاب خود رسيد، آنگاه مسأله ذكورت و انوثت طرح مي‏شود. تشخيص ذاتي و عرضي و نشانه‏هاي آن دو نيز از همين طريق صورت مي‏گيرد.

اين است كه در كتب عقلي، از نظر بحثهاي: حدّيابي، رسم‏ شناسي، ذاتي و عرضي‏ شناسي، ناطق را فصل مي‏ دانند ـ البته مقصود فصل منطقي و لازمه فصل نيست، همچنانكه منظور از ناطق نه نطق ظاهري است و نه نطق باطني، بلكه منظور، نفس ناطقه است و چون اين نطق از «نفس ناطق» مشتق مي‏شود لذا، ناطق را فصل و مقوّم انسان مي‏دانند ـ اما مذكّر و مؤنّث بودن را مصنّف مي‏دانند، نه مقوّم. و لذا وقتي فصول را به فصل قريب و اقرب، بعيد و ابعد تقسيم مي‏كنند سخن از مذكر و مؤنث بودن نيست، سخن از ناطق و صاهل و خائر و... است كه حيوانات را تنويع مي‏كند. بنابراين وقتي ذات، يعني انسانيت انسان، تمام شد و به نصاب خود رسيد، آنگاه مسأله ذكورت و انوثت طرح مي‏ شود. تشخيص ذاتي و عرضي و نشانه ‏هاي آن دو نيز از همين طريق صورت مي ‏گيرد.

عدم تأثير ذكورت و انوثت در فعليت انسان

در كتب عقلي بخش ديگر بحث را در فرق بين جنس و ماده ذكر كرده و گفته‏اند: ذكورت و انوثت به ماده برمي ‏گردد نه به صورت. و چون شيئيت هر شي‏ء را، صورت آن تشكيل مي‏ دهد، پس مذكر و مؤنث بودن اشيا، در فعليت و شيئيت آنها دخيل نيست. توضيح مسأله اين است كه: اگر خواستيم موجودي را با فعليتي بشناسيم، صورت او روشنگر فعليت آن است و حقيقت آن را به ما نشان مي‏دهد، اما چون ماده آن، مشترك است و مي‏تواند به صورت‏هاي ديگر نيز در بيايد لذا نشانه حقيقت آن نيست. خاك براي صور گوناگون ماده است و مي‏تواند به صورت درخت، معدن، ميوه‏هاي گوناگون، حبه ‏ها و حصه ‏هاي مختلف درآيد، و يا به صورت انسان يا حيوان‏هاي متفاوت شكل گيرد و... ، اما تا وقتي كه به صورت خاصي، درنيامده، فعليت خاص پيدا نمي‏كند. البته منظور از صورت، اندام و قيافه نيست، چون شكل و قيافه عرضي است، بلكه منظور همان فعليت جوهري است كه حقيقت شي‏ء را تأمين كرده و از يك جهت به نحوه هستي آن برمي‏گردد.

بزرگان اهل حكمت مي ‏گويند: مذكر و مؤنث بودن، از شؤون ماده شي‏ء است، نه از شؤون صورت آن. يعني اين دو، در بخش صورت و فعليت بي ‏تأثير است و تنها در بخش ماده نقش دارد، لذا آنجا كه فرق بين جنس و ماده را ذكر مي‏كنند، مي‏گويند: ماده اصنافي دارد كه بعضي از آن اصناف مذكر و بعضي مؤنث است. و نشانه اين كه مرد و زن بودن، و ذكورت و انوثت به ماده برمي‏گردد نه به صورت، اين است كه اين دو صنف، اختصاص به انسان نداشته بلكه در حيوان و حتي در گياهان هم هست. بنابراين بر اساس يك قياس استثنايي معلوم مي‏شود هر چيزي كه مراتب پايين‏تر از انسان، آن را دارا مي‏باشد، به «صورت» انساني برنمي‏ گردد، چون اگر به صورت انسان برمي‏ گشت هرگز پايين‏تر از انسان، واجد آن نمي‏شد.

چه اين كه حيوانات هم اگر بخواهند كمالاتي داشته باشند كمالشان در ذكورت و انوثت آنها نيست، بلكه هر حيوان براي خود فعليت و صورتي داشته و كمالات وي به آن مربوط مي‏شود. نر و يا ماده بودنِ يك حيوان ممكن است در قدرت‏هاي بدني تأثير داشته باشد، اما اين قدرت‏هاي بدني كمالات حيواني نيست. كمالات حيواني در اوصاف و خلقيّات خاص خود حيوان است و نر و ماده بودن از آن جهت كه به ماده برمي‏گردد، در پايين‏تر از حيوان، يعني در مرتبه گياهان هم موجود است. قرآن مي‏ فرمايد:(ومن كلّ شي‏ء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون)[1 ذاريات، 49.]و از هر چيزي جفت آفريديم تا شايد شما عبرت گيريد.

اين دو نمونه از مسائل عقلي بود، ليكن چون قرآن كريم ريشه معارف است بايد اينها را امضا كند. قرآن كريم وقتي روح را ستوده و معرفي مي‏كند، آن را از عالم ذات اقدس اله دانسته و به خدا اسناد مي‏دهد، و چيزي كه اضافه تشريفي به خدا داشته و از عالم حق بوده، و از عالم خلق جدا و از يك نشئه ديگر است، منزه از ذكورت و انوثت مي‏ باشد.

 

1 کاربر از شریعتی برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
شیطونک در تاریخ 1390/09/21(UTC)
پرسا
#8 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 15:57:07(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/07(UTC)
ارسالها: 69
امتیازات: 207
مکان: تهران

تشکرها: 8 بار
9 تشکر دریافتی در 7 ارسال

آن اشاره لطیفی که دوستان گشته و پیدا نکرده اند در پی می آید .

از مقام زن در نظر صدرا سئوال کرده بودیم که دوست عزیزی این اشاره لطیف را برای ما گذاشتند .

بنده خیلی سعی کردم خوش بینانه به این اشاره لطیف نگاه کنم اما نشد خیلی زمخت بود لطافتی نداشت گفتم دوستان کمک کنند شاید ما لطافتش را بهتر متوجه شویم .

شریعتی نوشته است:

 «اینکه صدرالمتالهین زنان را در عداد حیوانات در آورده است اشاره ی لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و جمود بر ادراک جزئیات و میل و رغبت به زیورها و زینت های دنیا، حقا و عدلا نزدیک است که به حیوانات زبان بسته ملحق شوند، اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها اکراه نداشته باشند و به نکاح با آنان راغب باشند و از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است. » 

في عنايته تعالى في خلق الأرض و ما عليها لينتفع بها الإنسان‏

و منها تولد الحيوانات المختلفة وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ؛ بعضها للأكل وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ و بعضها للركوب و الزينة وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً و بعضها للحمل وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ و بعضها للتجمل و الراحة وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ و بعضها للنكاح  [i] وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً و بعضها للملابس‏ و البيت و الأثاث وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ- وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى‏ حِينٍ.

ترجمه:

«و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن اند… و بعضی برای سوار شدن و زینت… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل و آسایش… و بعضی برای نکاح و آمیزش… و بعضی برای تهیه ی پوشاک و خانه و اثاث…»

منبع :   الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، ج‏7، ص: 137



[i] - ملاهادی سبزواری در تعلیقات بر اسفار خود نوشته است ؛ في إدراجها في سلك الحيوانات إيماء لطيف إلى أن النساء لضعف عقولهن و جمودهن على إدراك الجزئيات و رغبتهن إلى زخارف الدنيا كدن أن يلتحقن بالحيوانات الصامتة حقا و صدقا أغلبهن سيرتهن الدواب و لكن كساهن صورة الإنسان لئلا يشمئز عن صحبتهن و يرغب في نكاحهن و من هنا غلب في شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم عليهن في كثير من الأحكام كالطلاق و النشوز و إدخال الضرر على الضرر و غير ذلك خلافا لبعض الأديان في بعض الأحكام فأين السها من البيضاء، س قده‏

ترجمه:

«اینکه صدرالمتالهین زنان را در عداد حیوانات در آورده است اشاره ی لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و جمود بر ادراک جزئیات و میل و رغبت به زیورها و زینت های دنیا، حقا و عدلا نزدیک است که به حیوانات زبان بسته ملحق شوند، اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها اکراه نداشته باشند و به نکاح با آنان راغب باشند و از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است. »

همانگونه که ملاحظه می فرمایید این اشاره لطیف اشاره دارد به این مطلب که زنان به خاطر صفات بدی که داند چون حیواناتی هستند که اجالتا شکل انسانی به آنها داده اند تا وقتی مردان قصد دارند با آنها جفت گیری کنند حالشان بهم نخورد .

واقعا دوستان در این سخنان لطافتی می بینند ؟

سئوال بنده در همین حد بود .

پرسیدم چه لطافتی در این سخنان زمخت هست کدام لطف و شیرینی در آن هست که می فرمایند اشاره لطیف ؟

تعداد کثیری از کاربران این تالار خانم های محترم و فکوری هستند چرا آنها را حیوان انسان نما جهت جفتگیری بنامند   لطیف سخن گفته اند ؟ به نظر من که منزجر کننده است انتظارم این بود که دوستان چنین سخنانی را شماتت کنند و از آن بیزاری بجویند اما دوستان در جواب پرسا را به خاطر پرسشهایش نکوهیده اند در حالی که کار پرسا پرسیدن است .

تقصیر من نیست که نظرات ملاصدرا و محتوای تعلیقات بر اسفار اینقدر دور از انتظار است بنده حتی آن توضیحات را نداده ام دوستان داده اند  من فقط پرسیده ام .

فقط پرسیده ام .

آنان که انسجام فکری و فلسفی دارند از پرسیدن استقبال می کنند از پرسنده تشکر می کنند .

پرسا

 

1 کاربر از پرسا برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
یاسین در تاریخ 1390/09/21(UTC)
soosan
#9 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 16:24:42(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/25(UTC)
ارسالها: 99
امتیازات: 309

تشکرها: 4 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال

shahab نوشته است:

در مورد زن هرچی گفته بیشتر به توهین شبیه تا چیز دیگه

شهاب با اینکه حس خوبی نسبت بهت ندارم ولی با این کامنتت موافقم.

مرتضی
#10 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 16:43:41(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/02/16(UTC)
ارسالها: 177
امتیازات: 537

تشکرها: 19 بار
21 تشکر دریافتی در 15 ارسال

سلام

در مورد متن شریعتی با پرسا ، شهاب و سوسن موافقم

rabibeh
#11 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 17:16:37(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/06/22(UTC)
ارسالها: 21
امتیازات: 63

تشکرها: 0 بار
3 تشکر دریافتی در 3 ارسال

شریعتی نوشته است:

 

«اینکه صدرالمتالهین زنان را در عداد حیوانات در آورده است اشاره ی لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و جمود بر ادراک جزئیات و میل و رغبت به زیورها و زینت های دنیا، حقا و عدلا نزدیک است که به حیوانات زبان بسته ملحق شوند، اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها اکراه نداشته باشند و به نکاح با آنان راغب باشند و از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است. »

في عنايته تعالى في خلق الأرض و ما عليها لينتفع بها الإنسان‏

و منها تولد الحيوانات المختلفة وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ؛ بعضها للأكل وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ و بعضها للركوب و الزينة وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً و بعضها للحمل وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ و بعضها للتجمل و الراحة وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ و بعضها للنكاح  [i] وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً و بعضها للملابس‏ و البيت و الأثاث وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ- وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى‏ حِينٍ.

ترجمه:

«و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن اند… و بعضی برای سوار شدن و زینت… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل و آسایش… و بعضی برای نکاح و آمیزش… و بعضی برای تهیه ی پوشاک و خانه و اثاث…»

منبع :   الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، ج‏7، ص: 137



[i] - ملاهادی سبزواری در تعلیقات بر اسفار خود نوشته است ؛ في إدراجها في سلك الحيوانات إيماء لطيف إلى أن النساء لضعف عقولهن و جمودهن على إدراك الجزئيات و رغبتهن إلى زخارف الدنيا كدن أن يلتحقن بالحيوانات الصامتة حقا و صدقا أغلبهن سيرتهن الدواب و لكن كساهن صورة الإنسان لئلا يشمئز عن صحبتهن و يرغب في نكاحهن و من هنا غلب في شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم عليهن في كثير من الأحكام كالطلاق و النشوز و إدخال الضرر على الضرر و غير ذلك خلافا لبعض الأديان في بعض الأحكام فأين السها من البيضاء، س قده‏

ترجمه:

«اینکه صدرالمتالهین زنان را در عداد حیوانات در آورده است اشاره ی لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و جمود بر ادراک جزئیات و میل و رغبت به زیورها و زینت های دنیا، حقا و عدلا نزدیک است که به حیوانات زبان بسته ملحق شوند، اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها اکراه نداشته باشند و به نکاح با آنان راغب باشند و از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است. »

من یک سوال از آقایان دارم و آن هم اینکه اگر آنچه به ملاصدرا نسبت می دهید درست است اگر چنین حرفی در مورد خودتان گفته می شد باز هم به توجیه آن می پرداختید یا با آن مقابله می کردید.

این چه حرفیه که زدند. قرآن قائل به برتری مرد بر زن و زن بر مرد نیست بلکه می فرماید هر کسی که تقوایش بیشتر باشد ارزشش هم بیشتر است. حالا چطور است که مدعیان بر خلاف قرآن حرف می زنند و مثل زمان جاهلیت به انسانهای مونث توهین می کنند.

مرتضی
#12 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 17:54:19(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/02/16(UTC)
ارسالها: 177
امتیازات: 537

تشکرها: 19 بار
21 تشکر دریافتی در 15 ارسال

چنین تشبهی که ملاهادی سبزواری آن را لطیف شمرده اگر در خانمها هست در آقایان هم وجود داره.

اگر بعضا خانمها به زر و زیور دنیوی علاقه دارند خیلی از مردها را هم می بینیم که به دنیا چسبیده اند انگار که تا ابد در این دنیا خواهند ماند.

بنده هم مثل برخی دوستان نمی تونم چنین توجیهی رو بپذیرم و هرچی فکر می کنم این بیشتر به توهین و تحقیر زن  شباهت داره و یک نوع برتری دادن به مرد از نظر ارزشی می باشد.

من قبول دارم که زن از نظر خلقت جسمانی ضعیف تر از مرد هست اما این رو قبول ندارم که از نظر ارزش پائین تر از مرد باشه.

بالا و پائین بودن ارزشمندی به عمل است نه به جنسیت.

آسمون
#13 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 18:52:38(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/09/08(UTC)
ارسالها: 10
امتیازات: 15

تشکرها: 0 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال

خدا حفظ کنه معلمهائی که هم علم به آدم یاد می دن هم اخلاق.

یه روز معلم اومد سر کلاس و مثل همیشه چند دقیقه ای رو اختصاص داد به نکته اخلاقی گفتن.

گفت : عادت زنبور عسل اینه که غالبا روی گل ها میشینه روی تمیزی می شینه اما عادت مگس اینه که غالبا روی کثیفی می شینه.

بعد گفت عزیزان شما هم سعی کنید توی زندگیتون مثل زنبور عسل باشید که روی زیبائی ها میشینه نه مثل مگس که روی کثافات می شینه.

یعنی همیشه سعی کنید خوبیهای دیگران رو ببینید نه اینکه بدیهاشون به چشمتون بیاد اما خوبیهاشون رو نبینید.

نکته اخلاقیش که تموم شد گفت خب حالا از درس دیروز می خوام بپرسم کی داوطلب می شه؟

هیچ کس درس رو نخونده بود. خیلی ناراحت شد کلی دادو بی داد کرد سر ما که من دارم از عمرم می زنم میام به شما درس بدم شما دارید از عمرتون می زنید میائید سر کلاس می شینید که درس بخونید پدرو مادراتون براتون هزینه می کنند....خلاصه حسابی جوش آورد.

آخرشم عصبانی تر شد و گفت من دیگه سر این کلاس نمیام و قهر کرد و رفت که از کلاس خارج بشه تا در کلاس رو باز کرد یه دفعه یکی از شاگردان از ته کلاس گفت استاد شما هم بیا و امروز زنبور عسل باش

تا اینو گفت استاد که در رو تا نیمه باز کرده بود یه مکثی کرد و به فکر فرو رفت بعد از چند لحظه کوتاه به آرامی در کلاس رو بست و اومد پشت میزش نشست و خیلی با آرامش گفت بسم الله الرحمن الرحیم ... و درس رو شروع کرد انگار نه انگار که قبلش داشت از عصبانیت جز و ولز می کرد.

همه این حرفها گفتم تا بگم به قول شریعتی  (ملاصدرایی که برای رفع مشکلات علمی خودش از کهک به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها می اومد قطعا درباره زن دیدگاه متعالی و والایی داره) یعنی ما هم خوبیها رو ببینیم تنها بدیها رو بزرگنمائی نکنیم.

آسمون تصاویر زیر را ارسال کرده است:
401124_hsge87Md.jpg (14kb) تعداد دانلود 1 بار.
100905463814.jpg (9kb) تعداد دانلود 1 بار.
honeybee.jpg (98kb) تعداد دانلود 1 بار.
untitledv.JPG (10kb) تعداد دانلود 1 بار.
untitled.JPG (22kb) تعداد دانلود 1 بار.

You cannot view/download attachments. Try register.
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هرجا بنگرم کوه و درو دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
پرسا
#14 ارسال شده : 1390 آذر دوشنبه, 21 21:22:49(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/07(UTC)
ارسالها: 69
امتیازات: 207
مکان: تهران

تشکرها: 8 بار
9 تشکر دریافتی در 7 ارسال

جناب آسمون مثالتان توهین آمیز است .

زیبا نیست که کسی را که بخش های نازیبای افکار فیلسوف یا اندیشوری را نقد می کند به مگسی که بر کثافت نشسته است تشبیه کنید .

فیلسوفان تمام افکارشان زیبا نیست ما هم نباید فقط افکار زیبایشان را نقد کنیم تا شاگردان خوبی باشیم .

دکتر علی شریعتی حرفهای خوب زیاد دارد اما دلیل نمی شود که اگر کسی بخشهایی از سخنانش را نپسندید و نقد کرد بگوییم مگسیست که بر کثافت نشسته است خود رهبر انقلاب مگر بر بخشهایی از سخنان دکتر شریعتی نقد ندارند ؟ مگر نمی توانستند به خاطر سخنان زیبای دکتر شریعتی نقد اشتباهاتشان را اغماض کنند ؟ نمی توانستند ؟ اگر این کار را نکردند و بخشهای نازیبای سخنان دکتر را نقد کردند  یا نقد نازیبایی های سخنان دکتر شریعتی را مفید دانستن تکلیف شما با مثالتان چه می شود ؟ در آن صورت چطور با این مثالتان کنار می آیید ؟ آیا باز هم آن را استفاده می کنید ؟

این دوستانی که به این بخش از سخنان ملا صدرا یا سبزواری ایراد دارند باید از نقدشان صرف نظر کنند تا حکم زنبور عسل را داشته باشند ؟

اصلا زیباست که دیگرانی را که نمی پسندید چنان تشبیهاتی را در باره ایشان روا دارید ؟

خواهید گفت در مثال جای مناقشه نیست و خواهم گفت که هست جای مناقشه هست مثالتان نباید اینقدر نابجا و توهین آمیز باشد اینها در این تالار که عموما اهل اخلاق و احترام هستند ( یا حداقل عموما ادعایش را دارند )  زیبا نیست .

بنده البته صبورم و  گمانم بر این است که از صبوری خارها گل می شود .

پاینده و پویا باشید .


پرسا

آسمون
#15 ارسال شده : 1390 آذر ﺳﻪشنبه, 22 09:10:34(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/09/08(UTC)
ارسالها: 10
امتیازات: 15

تشکرها: 0 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال

پرسا من نه قصد توهین به کسی را دارم و نه توهینی به کسی کرده ام مشکل شما در این است که فقط حرف می زنید و اصلا زحمت فکر کردن به خود نمی دهید. بجای اینکه پیام یک موضوع را بگیرید با این نیت متن ها را می خوانید که بتوانید اشکالی برایش بتراشید.

اگر بنا باشد من نیز مثل شما، نابجا عکس العمل نشان دهم پس باید بگویم شما هم با این  جمله که گفته اید از صبوری خارها گل می شود به بنده توهین کرده اید زیرا من را به خار تشبیه کرده اید بگذریم از اینکه گفته اند از محبت نه از صبوری...

غالبا انسانها هم صفت خوب در وجودشان هست و هم صفت بد و شدت و ضعف آن بستگی دارد به خود شخص که تا چه اندازه صفت خوبش را تقویت کند و یا تا چه اندازه صفت بدش را

اینکه من مثال زنبور و مگس را نقل کردم اشاره به رفتار خوب و بدی است که از صفت خوب و بد یک شخص نشات می گیرد نه به خود شخص.

وقتی مطلبی می شنوی یا می خوانی اول خودبینی و غرور را کنار بگذار قدری منیت هایت را نادیده بگیر آنگاه فکر کن بعد اگر لازم بود پاسخ بده. آقای صبور

به دریا بنگرم دریا تو بینم
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هرجا بنگرم کوه و درو دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
نسرین
#16 ارسال شده : 1390 آذر ﺳﻪشنبه, 22 09:18:54(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/02(UTC)
ارسالها: 61
امتیازات: 189

تشکرها: 20 بار
16 تشکر دریافتی در 12 ارسال

پرسا نوشته است:

آن اشاره لطیفی که دوستان گشته و پیدا نکرده اند در پی می آید .

از مقام زن در نظر صدرا سئوال کرده بودیم که دوست عزیزی این اشاره لطیف را برای ما گذاشتند .

بنده خیلی سعی کردم خوش بینانه به این اشاره لطیف نگاه کنم اما نشد خیلی زمخت بود لطافتی نداشت گفتم دوستان کمک کنند شاید ما لطافتش را بهتر متوجه شویم .

 

همانگونه که ملاحظه می فرمایید این اشاره لطیف اشاره دارد به این مطلب که زنان به خاطر صفات بدی که داند چون حیواناتی هستند که اجالتا شکل انسانی به آنها داده اند تا وقتی مردان قصد دارند با آنها جفت گیری کنند حالشان بهم نخورد .

واقعا دوستان در این سخنان لطافتی می بینند ؟

پرسا

 دوست عزیزم پرسا ، شما اصلا نگاهی به متن دوست خوبمون " شریعتی " نکردید و دوباره به ضمخت و نازک پرداختید اگه به متن ملاصدرا توجه کنید می بینید که ایشان بعد از ذکر این مطلب که خدا برای انسان ها حیوانات رو خلق کرد بعضی برای ... بعضی ...و بعضی برای نکاح در تکمیل کلام خودش به آیه قرآن اشاره نمود که " و من انفسکم " الحمد لله زبون عربیت هم بد نیست" من انفسکم " یعنی از خودتان زنان را برا نکاح خلق کرد و کلام ملاصدرا نگاه به " جنس" منطقی است کاش جواب " شریعتی " رو با دقت می خوندی واقعا متاسفم از این جمود بر عبارات و کج اندیشی ها  ؛ حتما فردا می خوای بگی قرآن گفته " ید الله " پس خدا دست داره ؟ می دونم که باز در جوابم می نویسی .نه ، ظاهر عبارت ملاصدرا و حاجی اینه و من که چیزی نگفتم و تنها یک سئوال کردم واقعا خیلی مطلب ضمخته ، با عقل من جور در نمیاد ، از مریدان پوپر و رازی غیر از این هم انتظار نبود !!!!!!!!!!!!!!!

اگر یادتان بود باران گرفت ***دعایی به حال بیابان کنید
شریعتی
#17 ارسال شده : 1390 آذر ﺳﻪشنبه, 22 09:47:21(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1390/09/19(UTC)
ارسالها: 16
امتیازات: 51

تشکرها: 2 بار
2 تشکر دریافتی در 2 ارسال

نسرین نوشته است:

 

 دوست عزیزم پرسا ، شما اصلا نگاهی به متن دوست خوبمون " شریعتی " نکردید

و دوباره به ضمخت و نازک پرداختید اگه به متن ملاصدرا توجه کنید می بینید که ایشان بعد از ذکر این مطلب که خدا برای انسان ها حیوانات رو خلق کرد بعضی برای ... بعضی ...و بعضی برای نکاح در تکمیل کلام خودش به آیه قرآن اشاره نمود که " و من انفسکم " الحمد لله زبون عربیت هم بد نیست" من انفسکم " یعنی از خودتان زنان را برا نکاح خلق کرد و کلام ملاصدرا نگاه به " جنس" منطقی است کاش جواب " شریعتی " رو با دقت می خوندی واقعا متاسفم از این جمود بر عبارات و کج اندیشی ها  ؛ حتما فردا می خوای بگی قرآن گفته " ید الله " پس خدا دست داره ؟ می دونم که باز در جوابم می نویسی .نه ، ظاهر عبارت ملاصدرا و حاجی اینه و من که چیزی نگفتم و تنها یک سئوال کردم واقعا خیلی مطلب ضمخته ، با عقل من جور در نمیاد ، از مریدان پوپر و رازی غیر از این هم انتظار نبود !!!!!!!!!!!!!!!

ممنون از حمایتتون به نظر من در ذکر مطالب علمی انسان باید آزاد اندیش باشه دوست خوبمون پرسا هم در همین راستا حرکت می کنند اما آزاد اندیشی دارای متد و روش های خاصی است که اگر از این حدود انسان تخطی کنه ممکنه به بیراهه بره ؛ بهر حال از همه دوستان تشکر می کنم و از پرسای عزیز می خوام که متن قبلی منو با دقت بیشتری بخونه !

یاسین
#18 ارسال شده : 1390 آذر ﺳﻪشنبه, 22 12:37:55(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/28(UTC)
ارسالها: 87
امتیازات: 9-
مکان: قم

تشکرها: 17 بار
6 تشکر دریافتی در 5 ارسال

پرسا نوشته است:

جناب آسمون مثالتان توهین آمیز است .

زیبا نیست که کسی را که بخش های نازیبای افکار فیلسوف یا اندیشوری را نقد می کند به مگسی که بر کثافت نشسته است تشبیه کنید...

 

گرچه من هم جای شما بودم شاید بهم بر می خورد!  ولی چرا از این جهت که خودشو به شاگرد و  اشکال کننده را به معلم تشبیه کرده نگاه نکنیم!

 

آسمون نوشته است:

وقتی مطلبی می شنوی یا می خوانی اول خودبینی و غرور را کنار بگذار ....

نسرین نوشته است:

.... دوباره به ضمخت و نازک پرداختید ... از مریدان پوپر و رازی غیر از این هم انتظار نبود !!!!!!!!!!!!!!!

 

فکر می کنید لازمه این گونه تند صحبت کنیم؟! 

 


1 کاربر از یاسین برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
مستانه در تاریخ 1390/09/22(UTC)
مستانه
#19 ارسال شده : 1390 آذر ﺳﻪشنبه, 22 12:58:17(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/10(UTC)
ارسالها: 55
امتیازات: 74

تشکرها: 1 بار
5 تشکر دریافتی در 3 ارسال

با سلام قرآن در آداب مناظره می گوید : ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدين ؛ سوره نحل آیه 125

ترجمه : با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى‏] كه نيكوتر است مجادله نماى. در حقيقت، پروردگار تو به [حال‏] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به [حال‏] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است.

مریم
#20 ارسال شده : 1390 آذر ﺳﻪشنبه, 22 13:07:46(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/09(UTC)
ارسالها: 129
امتیازات: 263

تشکرها: 6 بار
7 تشکر دریافتی در 4 ارسال

مستانه نوشته است:

با سلام قرآن در آداب مناظره می گوید : ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدين ؛ سوره نحل آیه 125

ترجمه : با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى‏] كه نيكوتر است مجادله نماى. در حقيقت، پروردگار تو به [حال‏] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به [حال‏] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است.

استاد قرائتی در تفسیر نور  ذیل آیه ای که  مستانه خانوم جهت تکمیل کلام یاسین ارائه داده اند می گوید :

اين آيه براى همه مسئولين و مربيان و معلّمان و اساتيد و علما، دستور جامعى مى‏دهد كه بايد آنان براى موفقيّت خود با شيوه‏ هاى گوناگونى نسبت به مخاطبان گوناگون خود، مجهز باشند، چرا كه همه ‏ى مردم را نمى‏ توان با يك شيوه دعوت كرد، هر شخصى يك روح و ظرفيّتى دارد كه بايد با زبان خودش با او سخن گفت خواص را با حكمت و استدلال، و عوام را با موعظه نيكو، و مخالفان را با جدال نيكوتر ارشاد كنيم.

موعظه نيكو آن است كه واعظ به آنچه مى‏گويد عمل كند و جدال نيكو آن است كه در آن  توهين و تحريك غلط احساسات نباشد.

پيام‏ها

  • اوّلين وظيفه انبيا، دعوت است. «ادْعُ»
  • دعوت بايد جهت الهى داشته باشد. «إِلى‏ سَبِيلِ رَبِّكَ»
  •  دعوت، مراحل و مراتبى دارد. (حكمت، موعظه، جدال نيكو كه حكمت راه عقلى و موعظه راه عاطفى مى‏باشد.)
  • موعظه بايد حَسن باشد، ولى جدال بايد احسن باشد. «الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (هم محتوا نيكو باشد و هم شيوه و بيان)
  • بيان آثار و بركات خوبى‏ها و آفات و خطرات بدى‏ها از شيوه‏هاى دعوت است. «بِالْحِكْمَةِ» (حكمت يعنى آشنايى با مصالح و مفاسد امور از طريق علم و عقل)
  • شما ضامن وظيفه هستيد، نه ضامن نتيجه. «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»
  • حكمت و برهان هميشه نيكو است، ولى موعظه و جدال ممكن است با شيوه خوب يا شيوه‏ى بد باشد. (كلمه حسن و احسن براى حكمت آورده نشد)
  • اسلام به طرفداران خود هم غذاى فكرى مى‏دهد، «بِالْحِكْمَةِ» هم غذاى روح «الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» و به مخالفان برخورد منطقى دارد. «جادِلْهُمْ» ...
پرسا
#21 ارسال شده : 1390 آذر ﺳﻪشنبه, 22 14:44:04(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/07(UTC)
ارسالها: 69
امتیازات: 207
مکان: تهران

تشکرها: 8 بار
9 تشکر دریافتی در 7 ارسال

یاسین نوشته است:

 گرچه من هم جای شما بودم شاید بهم بر می خورد!  ولی چرا از این جهت که خودشو به شاگرد و  اشکال کننده را به معلم تشبیه کرده نگاه نکنیم!

چه خوب شد که بلاخره کسی پیدا شد حقی را بردارد و رفاقتی را بگذارد .

من از این دید هم اگر نگاه کنم باز داستان غریب است چون اگر استاد انتقادی داشت و در جوابش شاگردان ضرب المثل مگس بر کثافت را تعریف کنند واقعا توهین آمیز است کدام استادی از چنین تشبیهی ناراحت نمی شود .

ابنها بماند

اما

آیا نقد بخشی از افکار یک اندیشور سیاه نماییست ؟

پرسا

 

shahab
#22 ارسال شده : 1390 آذر ﺳﻪشنبه, 22 16:50:14(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 120
امتیازات: 237

تشکرها: 0 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

پرسا نوشته است:

 

چه خوب شد که بلاخره کسی پیدا شد حقی را بردارد و رفاقتی را بگذارد .

من از این دید هم اگر نگاه کنم ...

پرسا

پرسا جون به دل نگیر کمند آدمائی که مثل ما حقی رو بردارن و رفاقتی بذارن

دیدو ولش کن شما نقدتو بچسب مگس و زنبور چه معنا داره اینجا مگه کلاس اخلاقه

حالا بگذریم که بنده خدا گفته اشاره به صفت خوب و بد توی آدماداشته حق نداشته درس اخلاق گفته برای ما

نسرین
#23 ارسال شده : 1390 آذر چهارشنبه, 23 09:13:14(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/02(UTC)
ارسالها: 61
امتیازات: 189

تشکرها: 20 بار
16 تشکر دریافتی در 12 ارسال

یاسین نوشته است:

فکر می کنید لازمه این گونه تند صحبت کنیم؟!

در احوالات نبی مکرم اسلام آمده است  ؛«طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ احْكَمَ مَراهِمَهُ وَ احْمى‏ مَواسِمَهُ.» شهید مطهری در توضیح این مطلب می فرماید :  آيا پيغمبر با مردم با نرمش رفتار مى‏كرد يا با خشونت؟ با ملاطفت و مهربانى عمل مى‏كرد يا با خشونت و اعمال زور؟ على مى‏گويد: هر دو، ولى جاى هر كدام را مى‏شناخت. هم مرهم داشت هم ميسم. اين تعبير خود اميرالمؤمنين است: در يك دستش مرهم بود و در دست ديگرش ميسم. وقتى مى‏خواهند زخمى را با يك دوا نرم نرم معالجه كنند، روى آن مرهم مى‏گذارند. ميسم يعنى آلت جرّاحى، آلت داغ كردن. در يك دست مرهم داشت، در دست ديگر ميسم. آنجا كه با مرهم مى‏شد معالجه كند معالجه مى‏كرد ولى جاهايى كه مرهم كارگر نبود، ديگر سكوت نمى‏كرد كه بسيار خوب، حال كه مرهم مان كارگر نيست پس بگذاريم به حال خودش باشد. اگر يك عضو فاسد را ديگر با مرهم نمى‏شود معالجه كرد، بايد داغش كرد و با اين وسيله معالجه نمود، با جرّاحى بايد قطعش كرد، بريد و دور انداخت. پس در جايى اعمال زور، درجاى ديگر نرمش و ملاطفت. هر كدام را در جاى خودش به كار مى ‏برد. پس اصل قدرت يك مطلب است، اصل اعمال زور مطلب ديگر. در اسلام اين اصل هست 

« منبع : مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏16، ص: 84»

لذا گاهی اوقات که " نرود میخ آهنین در سنگ " اینگونه برخورد لازم است .

 

اگر یادتان بود باران گرفت ***دعایی به حال بیابان کنید
1 کاربر از نسرین برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
یاسین در تاریخ 1390/09/23(UTC)
یاسین
#24 ارسال شده : 1390 آذر چهارشنبه, 23 13:26:31(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/28(UTC)
ارسالها: 87
امتیازات: 9-
مکان: قم

تشکرها: 17 بار
6 تشکر دریافتی در 5 ارسال

نسرین نوشته است:

 در احوالات نبی مکرم اسلام آمده است  ؛«طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ احْكَمَ مَراهِمَهُ وَ احْمى‏ مَواسِمَهُ.» شهید مطهری در توضیح این مطلب می فرماید :  آيا پيغمبر با مردم با نرمش رفتار مى‏كرد يا با خشونت؟ با ملاطفت و مهربانى عمل مى‏كرد يا با خشونت و اعمال زور؟ على مى‏گويد: هر دو، ولى جاى هر كدام را مى‏شناخت. ....

نسرین عزیز احسنت که رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله را مورد توجه و الگو قرار داده اید و توجه دارید که پیامبر در آن محیط خشونت و غلظت و جهالت اعراب جاهلی چه خلق حسنی را به جهانیان عرضه کرد و هم او مورد خطاب الهی قرار گرفت که :

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ (آل عمران 159)

به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان ‏[ مردم‏] نرم(و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.

پس موافقی که ما ابتدا در مسیر "خلق حسن پیامبر" به خصوص در برخورد با دیگر مسلمانان که دستور "رحماء بینهم" (در ميان خود مهربانند) را داریم، اندکی پیش برویم تا معجزه آن را ببینیم بعد ببینیم کجا احتیاج به میخ و سنگ و ... است! اون هم نه برای خانمی مثل شما که مظهر رافت و رحمت هستید. 

تنهای تن ها
#25 ارسال شده : 1390 بهمن دوشنبه, 03 12:44:00(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/09/06(UTC)
ارسالها: 43
امتیازات: 132

تشکرها: 1 بار
4 تشکر دریافتی در 3 ارسال

از اینکه اینقدر اعضای انجمن، منظم و دارای فکری منسجم هستند ممنونم.

واقعا خیلی خوب فضای یک انجمن علمی رو درک می کنید خیلی عالی.

سوالی از روح و جسم و دوگانگی این دو شده بود، رسیدیم به تعریف و تمجید از ملاصدرا

و بعد رسیدیم به مقام زن در نظر ملاصدرا

بعد به چگونگی سخن گفتن و آدابش رسیدیم و حالا به احوال زنبور و تطابق آن با نحوه سخن گفتن و ...

خیلی ممنون از این همه انسجام

من جای مدیر بودم به اولین کسی که بحث را عوض کرد تذکر می دادم که بحث جدیدتون رو در تایپک جدیدی ارسال بفرمایید. و پاسخش را انتقال می دادم



درد بی عشقی، ز جانم برده طاقت، ور نه من


داشتم آرام، تا آرام جانی داشتم



حقیقت جو
#26 ارسال شده : 1391 شهریور چهارشنبه, 08 11:34:33(UTC)

رتبه: تازه وارد

تاریخ عضویت: 1391/06/08(UTC)
ارسالها: 1
امتیازات: 6

تشکرها: 0 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
در همین رابطه، یکی از همین سایت ها با عنوان؛ «حقیقت زن درفلسفه ملاصدرا» مطلبی را به جناب ملاصدرا نسبت داده است که این نقد و ادعا را ثابت می کند. بنا بر نوشته این سایت، ملاصدرا زنان را جزء گروه حیوانات می داند! و سپس می نویسد: «آیا کسانی که در این مسائل ساده به خطا می روند لیاقت اظهار نظر در کیهان و حقیقت خلقت را دارند؟»
نویسنده آنگاه برای اثبات ادعای خود، نقل قول ناقصی از ملاصدرا می آورد: «ملاصدرا در اسفار در مورد زن نظر تکریمانه ای ندارد و ملاهادی سبزواری هم در تعلیقه خود بر اسفار آن نظر را تأکید می کند. آنچنان که می گوید: «و منها تولد الحیوانات المختلفه... بعضها للاکل... و بعضها للرکوب و الزینه... و بعضها للحمل... و بعضها للتجمل و الراحه... و بعضها للنکاح... و بعضها للملابس و البیت و الاثاث» «اسفار اربعه7: 136 مکتبه مصطفوی»
اما پیش از اینکه به تعلیقه حاج ملاهادی پرداخته شود خوب است کلام جناب ملاصدرا فهم شود. ایشان در یکی از فصول اسفار به عنوان «الفصل فی عنایته تعالی فی خلق الأرض و ما علیها لینتفع بها النسان » به بیان نعمت های خداوند برای انسان در روی زمین می پردازد و نعمات گوناگون را برمی شمرد. پس مطلب اول گفته های ایشان در بیان نعمت های الهی است. آنگاه در بیان این نعمت ها در بخشی با عنوان «و منها تولد الحیوانات المختلفه» به نعمت جانداران و حیوانات اطراف اشاره می کند و برای هر کدام از آیات قرآنی شاهدی می آورد: و بَث فِیهـا مِنْ کل دَابـه بعضهـا للأکل «و الانْعامَ خَلَقَها لَکمْ فِیها دِفْ ءُ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکلُونَ» (نحل:5) )و بعضها للرکوب و الزینـه «وَ الْـخَیْلَ وَ الْـبِغالَ وَ الْـحَمِیـرَ لِتَـرْکبُـوها وَ زِیـنَه»(نحـل:8) و بعضهـا للحمـل «وَ تَحْمِـلُ أَثْقالَکـم اِلى بَلَد لَـم تَکونُـوا بالِغِیهِ إِلا بِـشِق الْأَنْفُسِ إِن رَبکـمْ لَرَوُف رَحِیمُ»(نحل:7) و بعضها للتجمل و الراحه «وَ لَکمْ فِیها جَمالُ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِیـنَ تَسْرَحُـون»(نحل:6)و بعضـهـا للنکـاح «وَ اللهُ جَـعَلَ لَکمْ مِـنْ أَنْفُسِکـمْ أَزْواجاً »(نحل:72)و بعضها للملابس و البیت و الأثاث «وَ جَعَلَ لَکمْ مِـن جُلُودِ الانْعامِ بُیُوتاً تَسْتَخِفونَها یَوْمَ ظَعْنِکمْ وَ یَوْمَ إِقامَتِکم وَ مِن أَصوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشعارِها أَثاثـاً وَ مَتاعـاً إِلى حِیـنٍ»(نحـل:80). (الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه 7: 137)
چنانچه مشاهده می شود بسیاری از مطالب ملاصدرا توسط ناقد محترم حذف شده است، اما شاهد بحث این فقره است که ملاصدرا می فرماید: «بعضها للنکاح و الله جعل لکم م ن أنفسکم أزواجاً» چنانچه مشخص است ملاصدرا برای شاهد سخن خود از آیه 62 سوره نحل استفاده می کند. با دقت در این آیه مطالبی روشن می شود:
اول: خداوند می فرماید از خودتان زوجی را قرار دادیم اگر از این آیه، تحقیر زن بر بیاید پس به نظر به نوعی، تحقیر مرد هم است. چون از نفس مرد، زن را خلق کرده است.
دوم: اگر مورد اول را چشم پوشی کنیم. ضمیر «کم» در این آیه گرچه مذکر است، اما دلالت بر جنس مرد نمی کند و مرجعش انسان است. این گونه تعابیر در قرآن بسیار است. به عنوان نمونه در آیه «کتب علیکم الصیام» هیچ کس نمی گوید وجوب روزه مخصوص مردان است! پس معنای آیه می شود خداوند برای شما انسان ها از خودتان زوجی را قرار داد.
سوم: زوج یک امر نسبی و اضافی است یعنی تا دو نفر نباشند، زوج معنا نمی دهد. از این رو در آیه اصلاً بحث ذکور و اناث مطرح نیست و همین که ملاصدرا از این آیه برای مطلب خود استفاده کرده است متوجه می شویم نظر ملاصدرا درباره زن را از این فقره عبارت او نمی توان فهمید.
پس با توجه به قرینه کلام، ملاصدرا می خواهد بفرماید خداوند در میان نعمت هایی که برای انسان قرار داده و برای او نفع دارد خلق حیوانات است. در میان این حیوانات انسان هم به عنوان «حیوان ناطق» وجود دارد که هم برای مرد و هم برای زن یکی از نعمات این است که جنس مخالف را خداوند برای او قرار داده تا سبب ابقای نسل و اطفای شهوت باشد.
با توجه به آنچه بیان شد به نظر برداشت ملاهادی از کلام ملاصدرا صحیح به نظر نمی رسد و چنین اشتباهاتی در هر علم و در میان علما فراوان است.
1 کاربر از حقیقت جو برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
ali در تاریخ 1391/06/08(UTC)
ratin
#27 ارسال شده : 1396 تير ﺳﻪشنبه, 20 09:29:20(UTC)

رتبه: تازه وارد

تاریخ عضویت: 1396/04/20(UTC)
ارسالها: 1
امتیازات: 3

تشکرها: 0 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال

سلام ممنون ازتون بابت ارائه مطالب مفید و کاربردی و اشتراک گذاری آن ها در سایت خوبتون

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » زن در اسلام و ادیان دیگر » نظر ملاصدرا درباره زن
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/639 ثانیه ایجاد شد.