ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناظرات و مباحثات آزاد » چند وقت پیش بود که ....
چند وقت پیش بود که ....
yuzarsif
#1 ارسال شده : 1392 آذر شنبه, 02 17:27:52(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/23(UTC)
ارسالها: 260
امتیازات: 72

تشکرها: 0 بار
6 تشکر دریافتی در 6 ارسال

با عرض سلام به دوستان بزرگوار:

چند وقت پیش بود که یکی از دوستان را دیدم گفتند که به انجمن سر نمی زنی، (خوب یوزر  بنده  «یوزارسیف» است) از باب شوخی گفتم که من توی زندان هستم نمی توانم به شما سر بزنم اما چه کنم امروز مرخصی گرفتم اومدم تا به دوستان سربزنم احوالی بپرسم و برگردم  چند وقت پیش جایی مطلبی دیدم و اون زندگی نامه و وصیت نامه شهید غلامعلی جندقی رجبی بود خواندش را مفید دانستم خودم خواندم و پیشنهاد می کنم که دوستان هم بخوانندبا تشکر یوزارسیف  

شهید غلامعلی رجبی

شهید غلامعلی جندقی (رجبی)

شهید غلامعلی جندقی معروف به رجبی در سال 1333 در محله خیابان آذربایجان تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد .

پدر وی حاج حسن که از اساتید برجسته اخلاق و عرفان زمان خود بود ، اهتمام ویژه ای در تربیت فرزندان خود ورزید .

غلامعلی بنابر راهنمایی ها و تربیت پدر بزرگوارش مداحی اهل بیت (ع) را از همان سنین نوجوانی آغاز نمود.

و به دلیل آشنایی با معارف قرآنی و اسلامی استعداد در حفظ شعر و سوز صدای وی توانست در این عرصه سریع رشد نماید

تا بدانجا که از سبک ها و اشعار وی مداحان برجسته بسیاری استفاده می نمودند که شعر معروف( قربون کبوترای حرمت / قربون این همه لطف وکرمت) از نمونه این اشعار است .

وی با انتخاب شغل معلمی راه پدر بزرگوارش را ادامه داد و در مدت عمر کوتاه خود توانست تاثیرات به سزایی بر اطرافیان خود به ویژه جوانان بگذارد .

تربیت نسل جوان در محیط مسجد و مدرسه ، شهید غلامعلی رجبی را از حضور در جبهه های حق علیه باطل باز نداشت

 سرانجام در سال 1367در سن سی و چهار سالگی در عملیات مرصاد توسط گروهک منافقین به شهادت رسید .


قسمتی از وصیتنامه شهید

 به خون خویش نویسم به روی سنگ مزارم                        که من به جرم محبت قتیل خنجر یارم

 "اینجانب غلامعلی جندقی وصیت می کنم که همة آشنایان،دوستان، پدر،مادر، برادرانم و خواهرانم همگی را شفاعت خواهم کرد.

 مرا در هیأتها فراموش نکنید! در مجلس ختم و غیره فقط و فقط روضه حضرت ابا عبدا...(علیه السلام) خوانده شود ... و شما را هم سفارش می کنم به عزاداری ها که بلا را دفع می کند و اشک بر حسین(علیه السلام) کلید پیروزی است.

بهترین هدیه برای من اشک چشم برای حسین(علیه السلام) است، اگر گاهی در هیأت ها یک قطره از اشک برای ارباب را به من هدیه کنید از همه چیز برایم بالاتر است، آنقدر که این یک قطره را به تمام بهشت نمی فروشم.

به امید دیدار در قیامت

غلامعلی جندقی (رجبی) – اندیمشک

۴/۵/۶۷


توصیه های شهید به مداحان اهل بیت(علیه السلام)

لازم به تذکر است افرادی که در این راه وارد می شوند باید توجه داشته باشند که آموزش، خود یک وسیله است  و اثر و تأثیر حقیقی را خلوص در این سیر تضمین می نماید...

و اگر در این مسیر گرفتار خود بینی گردد و یا این کار را وسیله امرار معاش قرار دهد اثر حقیقی آن کم خواهد شد و خواننده هرچه بیشتر در خواندن مردم را نبیند و صرفاً ائمه(علیهم السلام) را در مجلس حاضر و ناظر ببیند

و برای خود آنها شعر بخواند حالتش، حالش،تأثیر نفسش، صد در صد در شنونده اثر حقیقی می بخشد و اگر برای خوش آمد مردم و غیر خدا این رشته را ادامه دهد ضرر می کند و تأ ثیر کلام و نفس را از دست می دهد.

چه خوب است انسان مداح اهل بیت(علیهم السلام) باشد و نه تنها زبان، بلکه روحش، دل و جان و وجود و تارو پودش مداح اهل بیت(علیهم السلام) باشد.


غلامعلی این گونه بود

- هم مداحی می کرد و هم زیارت عاشورا می خواند و تا نیمه های شب ظرف ها را می شست . برایش فرق نمی کرد هدف نوکری بود، در عین حالی که از نظر مالی گرفتار بود حاضر نبود برای خواندنش وجهی بگیرد می گفت: یک بیت از اشعارم را به عالمی نمی فروشم.

- همیشه اول، شعرهایش را می داد دیگران بخوانند، اگر احساس می کرد کسی ضعیف تر است می گفت اول او بخواند بعد از من او گل نمی کند.

- یک بار در جبهه یکی از رزمندگان آمد و گفت اشعاری دارم که شما بخوانید خیلی گل می کند و خواهش کرد آنها را در مجلس بخوانم وقتی اشعارش را به من داد دیدم اشعار خودم است ولی به او نگفتم که تو ذوقش بخورد.

- روز آخری که برای آخرین بار به جبهه رفت دختر سه ساله اش روی زانوایش بود و او را نوازش می کرد. از او پرسیدند تکلیف این بچه کوچک چه می شود. گفت: این دختر که از سه سالة ابی عبدا... (علیه السلام) عزیزتر نیست.

- به او گفتند دیگر کفگیر شهادت به ته دیگ رسیده است (چون جنگ تمام شده بود و امام (ره) قطع نامه 598 را پذیرفته بودند)؛ در جواب گفته بود ته دیگ غذا لذیذتر است.

- اولین شهید گردان مسلم در عملیات مرصاد بود وقتی که تیر به قلبش نشست سه مرتبه نام بی بی دو عالم حضرت زهرا (سلام ا... علیها)را به زبان آورد(یا زهرا). ولی آنگونه یا زهرا می گفت که گویی تمام دشت و کوه با او هم صدا بودند.

- عاقبت به آرزویش رسید آرزویی که در سجده های سحر ماه رمضان در آن ابو حمزة با شور و حال از خدا طلب می کرد.

- در مشهد از حرم بیرون آمد با وجد و شعفی وصف ناشدنی به او گفتم ماه محرم نزدیک است در مسجد جامع ما را به فیض برسان گفت: تا محرم مرغ از قفس پریده است!

- آقای انصاریان:در خواب غلامعلی را دیدم،گفت:رشته نوری از آستان و ناحیه مقدسه مولی الکونین ابا عبدا...(علیه السلام)  وجود من و قبرم را روشن کرده است درجاتش عالیست، حق متعالی گرداند!


شهید غلامعلی رجبی از لسان حاج منصور ارضی

آشنایی با اولیاء خدا توفیقی است که از طرف حضرتش ممکن است برای هر کس مقدر شود،لذا اهل بیت(علیهم السلام) همانطور که ما را در محافل خود راه داده اند با دوستان خود نیز آشنا کرده اند.یکی از آن هایی که ما توفیق مجالست و مؤانست با آن بزرگوار را داشتیم شهید غلامعلی جندقی معروف به رجبی بود.
 
یادم هست در سال 1355به همراه مرحوم چمنی به مشهد الرضا مشرف شده بودیم که در آن سفر ایشان تا صبح در حرم می خواند و ما هم گریه می کردیم.

در همان سفر به من فرمودند:هیئتی هست به نام حسین مظلوم یا دیوانگان حسینی که خیلی از گریه کن های امام حسین0علیه السلام)در آنجا جمعند و در یکی از حسینیه های مشهد جا گرفته اندبرویم و استفاده کنیم و واقعاً قبل از انقلاب کمتر هیئتی به این شور و ناله و نوا پیدا می شد.

آن موقع شعری در مورد حضرت زینب(علیها سلام)که از سروده های استاد عزیزم حاج آقا آرام بود حفظ کرده بودم وقتی به هیئت دیوانگان حسینی رفتیم آن را خواندم و مجلس عجیبی هم شد،از جمله کسانی که در آنجا بود شهید غلامعلی بود که در آن موقع سنی هم نداشت.

حال بکاء ایشان و اطرافیانشان سبب اشنایی ما شد و تا سال 1367 که به مشهد الرضا مشرف می شدیم از ایشان فیض می بردیم که بعد از آن رفتند و  به شهادت رسیدند.

خیلی ها در مورد شعر صحبت کرده اند اما به نظر بنده شاعری که برای هل بیت شعر می سراید خود باید جزیی از آن شعری که سورده است باشد.یعنی به آن چه نوشته رسیده و اهل آن باشد و ما می بینیم که غلامعیل به آن رسیده و اهل آن بود.او در انتقال حال واقعا استاد بود و بدون اشک و سوز و آه هرگز نمی خواند و شعر هم نمی گفت.

«این برای شعرا بسیار مهم است که بسوزند و بگریند و بسرایند.»

غلامعلی اگر می گفت قربون کبوترای حرمت منظورش فق این نبود که فدای کبوتر های ظاهری حرم بشود بلکه او فدایی تمام کسانی بود که به سوی امام رضا پرواز می کردند حالا یا به واسطه تقوی،زیارت و یا حتی با شهادت.لذا او فدایی نوکران اهل بیت بود تا اینکه فدایی خدا شد.

حرکات و شکنات غلامعلی دم از حسین می زد و فقط این نبود که با زبان مردم را جذب این دستگاه کند یعنی هیچ گاه لباس نوکری را از تن بیرون نمی آرود.وقت گریه اشک می ریخت.وقت خواندن می خواند و هیچ ابایی از ظرف شستن و دیگر کارهایی که باید در هیئت انجام شود نداشت.

یکی از محاسن اخلای این بزرگوار این بود که وقتی به او تهمت می زند و یا و یا سخن ناروایی می شنید در حد اعلا صبور بود.

اگر زیاد جبهه نمی رفت می دانست که باید با معلمی سنگر فرهنگی جامعه را گرم نگه دارد و با فعالیتهای مختلفی که داشت،با تهاجم فرهنگی به نحو شایسته ای  مبارزه می کرد.تا جایی که از دیر امدن او به هیئت در دهه اول محرم  پدر  بزرگوارش حاج حسن آقای رجبی ناراحت می شوند.

بعدا متوجه می شوند که وقتی به طرف هیئت می آمده از داخل خیمه ای که کودکان برای  محل،برای عزاداری آماده کرده بودند می شنوند که ای کاش غلامعلی می آمد و برای ما می خواند.بعد از شنیدن این جمله هرشب اول به خیمه انها می رفته و برای کودکان و نوجوانان نوحه سرایی می کده است و بعد به هیئت خودشان می آمده است.

یعنی برایشان فرق نمی کرد که مستمعین و اهل هیئت نوجوان باشند یا یکسری هیئتی قدیمی.او می گشت و محل  رضای حضرت رضای حضرت زهرا را پیدا می کرد و در آنجا به انجام وظیفه مشغول می شد.

در ان زمان ایشان به همراهی مرحوم قاسم ملکی شعر گفتن به زبان ساده را رسم کردند،که خیلی ها نسبت به این کار ایراد گرفتند و انتقاد وارد کردند،اما این اشعار اوج صفا و صمیمیت آنها را با اهل بیت نشان می داد و واقعاً این نوع شعر  جایگاه خود را در میان  خوانندگان جوان و رزمنده پیدا کرد.

از شاخصه های این بزرگوار این بود که اشعاری را که خود ایشان سروده بودند را اول به شخصی دیگر می داند  که او بخواند و بعد خود در هیئات می خواندند.

این شهید بزرگوار هیئت را مرکز مقابله  با تهاجم فرهنگی دشمن قرار داده بود و  و اگر کسی بخواه  خدمتی به دین حق و مکتب اهل بیت(علیهم السلام)بکند همین  یک حرف برای او کافیست.

از خصوصیات این شهید غلامعلی این بود که با دعای کمیبل مأنوس بود و  در اجابت خواسته های خود از لسان امیر المؤمنین موفق شده بود .لذا از اباد بودن شب و روزش به واسطه ذکر خدا  و اهل بیت به خدمتی متصل رسیده بود.

در خاتمه باید عرض کنم که  شهید غلامعلی رجبی  جزء عاشوراییان شده بود و با شهادتش این را به اثبات رساند و  واقعاً در بسیار ی از حالات مظهر ارباب بود و  در وسع خود در هر زمینه ای که بگوییم الگو و اسوه بود.امید واریم همه مانند این شهید ،دنیا و آخرت  خود را به واسطه  محبت اهل بیت  آباد گردانیم.

                                           

  خاطره از حاج منصور ارضی

 برگرفته از کتاب کبوتر حرم


* آمار شهدای مدرسه در زمانی که مدیر بودافزایش داشت

احاطه کاملی روی دانش آموزان داشتند . به بعضی از ما که شناخت بیشتری داشتند ماموریت می دادند تا روی دیگر دانش آموزان که از لحاظ درسی و اعتقادی ضعیف تر بودند با نظارت و راهنمایی خودشان کار کنیم و واقعا هم نتیجه می گرفتیم. مثلا آمار شهدای مدرسه در زمانی که ایشان مدیر بودند افزایش محسوسی داشت .


خاطره از سید فرهاد حسینی


*غذای هیئت باید توسط نوکر امام حسین و با روضه امام حسین (ع) پخته شود

راضی نبود غذای هیئت حاضری تهیه شود . می گفت :غذایی که در دیگ امام حسین توسط نوکر امام حسین و با روضه امام حسین (ع) پخته شود کجا، غذای حاضری که معلوم نیست چگونه پخته می شود کجا ! توجه ایشان به ریزترین مسائل نشان معرفت ایشان بود .

خاطره از خطیب ارجمند ، حاج مهدی توکلی


*هیئت جای کشتی گرفتن مداحان نیست بلکه محل ادب است

صفات برجسته و ویژه ای داشتند که نتیجه ی اخلاص ایشان بود . با وجودی که اهل ذوق واهل فن در ذکر مصیبت اهل بیت (ع) بود ولی در مجالس غالبا مستمع بود.

یادم می آید یکبار در منزل یکی از دوستان با اصرار صاحب خانه شروع به خواندن کرد اما چون مداح دیگری در آن مجلس جلوه کرده بود سعی کرد خودش جلوه نکند . به خاطر همین به چند بیت اکتفا و دعا کرد.

با وجودیکه با آمادگی کامل به آن مجلس آمده بود . بعد از جلسه صاحب خانه از آقا غلامعلی گلایه کرد که چرا بیشتر و بهتر از فلانی نخواندی ؟! ایشان گفتند: هیئت جای کشتی گرفتن مداحان نیست بلکه محل ادب است .


خاطره از مداح اهل بیت ؛ حاج محسن طاهری


*کس دیگری قسط ها را می دهد

نمی دانم پول ها را از کجا آورده بود. خودش می گفت :از چند جا وام گرفته ام . به من داد تا بدهم به بچه هایی که مشکل مالی داشتند .

وقتی به ایشان گفتم : اگر وام است پس دفترچه اقساط را هم بده؛ در جوابم خندید و گفت : ولش کن، کس دیگری قسط ها را می دهد . ایشان با وجودی که حقوق معلمی می گرفت ولی به همه کمک می کرد .

خاطره از حاج مصطفی خدایاری


* از امام رضا (ع) اذن شهادت را گرفتم

نمی دانستم به مشهد آمده . در صحن گوهرشاد او را دیدم . بعد از سلام و احوالپرسی گفت :از امام رضا (ع) انشاء الله اذن شهادت را گرفتم . به او گفتم: فعلا باهات کار داریم ، دعای عرفه امسال را باید تو بخوانی …

دو روز مانده به عرفه پیش من آمد و گفت :عملیاتی در پیش است .گفتم برنامه عرفه و محرم را چکار می کنی ؟ جواب داد : نمی خواهم از جهاد باز بمانم . احتمالا آخرین عملیات (مرصاد) است . انشاءالله تا محرم مرغ از قفس پریده .


خاطره از خطیب ارجمند ،حاج شیخ حسین انصاریان


*یا جای من است یا جای دوربین

زمین صبحگاه دوکوهه چند دقیقه ای بود با دعای کمیل آقا غلامعلی صفا می کرد . به آقا غلامعلی خبر دادند که حاج صادق آهنگران آمده تا برای ادامه ی دعا با ایشان همکاری کند . آقا غلامعلی قبول کرد . حاج صادق کنار آقا غلامعلی نشست .

دوربین های صدا و سیما مستقر و آماده ضبط شدند . آقا غلامعلی بلندگو را مقابل حاج صادق گذاشت و رفته رفته در میان جمع پنهان شد.حاج صادق بعد از چند دقیقه به دنبالش گشت ولی خبری از آقا غلامعلی نبود تا ادامه دعا را بخواند .بعد از مراسم از او پرسیدم : کجا رفتی ؟ با شوخی جواب داد : به دوربین ها بگو چرا آمدند؟! یا جای من است یا جای دوربین .

خاطره از برادر حسین مومن


*غلامعلی نوربالا می زنه، بعید میدونم سالم برگرده

قرار بود آن شب حرکت کنیم به سمت اسلام آباد ونزدیک غروب بود که متوجه شدم آقا غلامعلی برای بچه های دسته، روضه حضرت رقیه می خواند.

آنقدر این روضه را با سوز می خواند که بچه های گردان دور او حلقه می زدند . به یکی از بچه ها گفتم : غلامعلی نوربالا می زنه، بعید میدونم سالم برگرده .بعد از اتمام ذکر مصیبت بچه ها روحیه عجیبی پیدا کرده بودند .

خاطره از قاسم کارگرفرمانده گردان حضرت مسلم(ع)


*تایید نوکریش درعیدقربان

شهیدغلامعلی ازرزمندهای قدیمی تیپ سیدالشهدا علیه السلام بود. قبل ازعملیات مقدماتی درمقر چنانه بانفس قدسی اش فضا را معطر می کرد.

این شهید عزیز هروقت جبهه به اونیاز داشت خودش رو می رسوند، قبل ازعملیات با صدای گرمش همه را آماده شهادت می کرد و شب عملیات پابه پای رزمندگان سلاح بردوش به مصاف دشمن می رفت.

شاید خیلی ها ادعای این رو دارند که اگر کربلا بودن امام حسین را یاری می کردند اما موقع امتحان میدون را خالی می کنند اما غلامعلی ازامتحان سربلند بیرون اومد.


قبل عملیات خیبربود شهیدرستگارفرمانده تیپ سیدالشهدا برای گردان های عازم عملیات سخن می گفت ،فضا خیلی حماسی شده بود و همه بچه ها منتظر بهانه بودند برای گریه کردن ، که یکدفعه شهیدغلامعلی پشت میکروفون قرارگرفت صدای گیرایی داشت قبل ازهمه خودش گریه می کرد و درچند دقیقه آن قدرفضا را عاشورایی کرد که همه برای حضور در عملیات ازهم سبقت می گرفتند .

شهیدغلامعلی درفواصل بین عملیات ها چون شغلش معلمی بود خودش رابه میدان تعلیم وتربیت می رسوند وخدا خیلی دوستش داشت .درعملیات مرصاد درایام عرفه وعید قربان وشهادت حضرت مسلم علیه السلام جلودار گردان حضرت مسلم ابن عقیل (ع) لشگر حضرت رسول(ص) درعملیات شد. وچه زیبا، تایید نوکریش درعیدقربان به دست اربابش امام حسین امضا شد.


خاطره ازجعفرطهماسبی


وقتي كليپ «ياد امام و شهدا» با صداي سعيد حداديان از تلويزيون پخش مي شود، هر دلسوخته اي را ياد رشادت هاي بچه هاي رزمنده مي اندازد. در آن شعر از رفيقي ياد مي شود كه نامش «غلامعلي» است.


ازسروده های شهیدغلامعلی رجبی (زبان حال حضرت سکینه بنت الحسین علیه السلام)

هر کی گوشش به سخن های منه
دیگه از تشنگی فریاد نزنه

هر چی یار داشته بابا فدا شده
بچه ها دیگه بابا تنها شده

بابای ما دیگه سقا نداره
رفته و برای ما آب بیاره

من از اون گوشه ی خیمه می دیدم
حرفاشو با قوم کافر شنیدم

می خواد از ماها خجالت نکشه
داره از دشمن و منت می کشه

نمی گم منت ذلت می کشه
بلکه منت هدایت می کشه

بچه ها دست بابا خونی شده
گمونم شش ماهه قربونی شده

عباشو طوری رواصغر کشیده
گمونم خیلی خجالت کشیده 

[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ ] [ سیدعلی اسلامی ] [ آرشیو نظرات ]

منبع :

http://salieslam.blogfa....%D8%B1%D8%AC%D8%A8%DB%8C

 

فایلهای الصاق شده :
با صدای شهید غلامعلی رجبی1.mp3 (609kb) تعداد دانلود 4 بار.

You cannot view/download attachments. Try register.
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناظرات و مباحثات آزاد » چند وقت پیش بود که ....
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 1/304 ثانیه ایجاد شد.