ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناظرات و مباحثات آزاد » حضرت سلیمان
حضرت سلیمان
محمدی
#1 ارسال شده : 1391 مرداد ﺳﻪشنبه, 24 13:17:51(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1391/01/23(UTC)
ارسالها: 68
امتیازات: 210
Man

تشکرها: 1 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال

به مناسبت روز ولادت حضرت سلیمان (ع):

{در قرآن آمده است که:} وقتی سلیمان به وادی مورچگان رسید حَتّی إِذا أَتَوْا عَلی وادِ اَلنَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا اَلنَّمْلُ اُدْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ 1 سلیمان با جنودش دارند حرکت می کنند. این مورچه حس می کند، به مورچگان فرمان می دهد که: ای مورچگان! در لانه های خودتان پنهان بشوید که سلیمان و کسانش شعورشان نمی رسد، شما را پایمال می کنند. ولی سلیمان که خدای متعال به او منطق الطیر و منطق غیر طیر داده بود، این را درک می کند و با آن مورچه مکالمه می کند. علم امروز ثابت کرده که مورچه ها با شاخکهای خودشان موجهایی می فرستند و تحویل می گیرند و ما فی الضمیر خودشان را به یکدیگر حالی می کنند.

1- نمل/ 18

*مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 603 

****************************************************************


در كتاب « عدّة الداعي» روايت شده است: خداوند به حضرت « سليمان(ع)» سلطنت بر انسان و جنّ را داده بود، و جنّيان براي او فرشي از ابريشم بافته بودند كه دو فرسخ در دو فرسخ بود و در اطراف منبر سليمان (ع) ششصد هزار كرسي زده بودند و بر آن ها پيغمبران و علما مي نشستند و پشتِ آن ها آدميان و پشت سر ايشان جنّيان قرار مي گرفتند و مرغان با پرهاي خود بر سر آنها سايه مي انداختند. باد صبا آن بساط را برمي داشت و راه يك ماهه را در يك روز طيّ مي كرد. خداوند باد را مأمور كرده بود كه هر صدائي را به گوش او برساند، روزي باد، بساط سلطنتي سليمان(ع) را در هوا حركت مي داد، يك نفر دهقان، آن دستگاه را ديد و گفت: خداوند به پسر داود(ع) مُلك عظيمي داده است. باد سخن او را به گوش آن حضرت رسانيد. حضرت سليمان در همان جا فرود آمد و به جانب دهقان رفت و فرمود: نزد تو آمدم تا آنچه را كه بر آن قدرت نداري، آرزو نكني. سپس فرمود: يك تسبيح كه خداوند آن را قبول كند، بهتر از تمام چيزهايي است كه خداوند به پسر داود(ع) داده است، زيرا ثواب تسبيح باقي مي ماند و اين ملك فاني مي شود. بلي، همين سليمان(ع) يك روز پشت بام قصرش، به عصا تكيه داده و ملك خود را تماشا مي نمود، ناگاه ملك الموت رسيد و به او مهلت نداد كه پائين آيد و در همان حال، جانش را گرفت. مدّت ها بدن مُرده او تكيه بر عصا داده و ايستاده بود و مردم خيال مي كردند او زنده است و جرئت نداشتند به او نزديك شوند. تا اينكه موريانه عصاي او را جويد و بدن بيجان سليمان(ع) برزمين افتاد اين است آخر پادشاهي سليمان. پس عاقل بايد در فكر عيش ابدي و باقي باشد كه تنها راه رسيدن به آن، ايمان و عمل صالح است.
(قيامت و قرآن- صفحه ي 246)

*معاد و قيامت داستانهاي شهيد: داستان اخلاقي 6168 الي 70

****************************************************************
باران و دعاي مورچه
حضرت سليمان(ع) و اصحابش براي طلب باران از شهر خارج شدند. در بين راه سليمان مورچه اي را ديد كه به پشت خوابيده و دست و پايش را به طرف آسمان بلند كرده و مي گويد: خدايا ما از مخلوقات تو هستيم و نيازمند به رزق تو مي باشيم پس ما را به گناه ديگران هلاك مفرما.
سليمان(ع) به اصحاب فرمود: باز گرديد كه به دعاي ديگري بر ما باران خواهد باريد.

آيت الله احمدي ميانجي - نرم افزار حکایات

 

*************************************************************************

 گريز از چنگ مرگ!
روايت شده: روزي عزرائيل به مجلس حضرت سليمان عليه السلام وارد شد، و در آن مجلس همواره به يكي از اطرافيان سليمان عليه السلام نگاه م يكرد، پس از مدتي عزرائيل از آن مجلس بيرون رفت. آن شخص به سليمان عليه السلام گفت: ( اين شخص كه بود)؟ سليمان عليه السلام فرمود: او عزرائيل بود. او گفت: به گونه اي به من مي نگريست، كه گويا در طلب من بود ( تا مرا قبض روح كند). سليمان گفت: اكنون چه مي خواهي؟ او كه وحشت زده و دستپاچه شده بود، به سليمان عليه السلام عرض كرد: براي خلاصي من از دست عزرائيل، به باد فرمان بده مرا به هندوستان ببرد. حضرت سليمان به باد فرمان داد او را سريع به نقطه اي از هندوستان برد. در جلسه ي بعد، وقتي كه سليمان با عزرائيل ملاقات كرد، به او فرمود: چرا به يكي از همنشينان من، نگاه پياپي مي كردي؟ عزرائيل در جواب گفت: من از طرف خدا مأمور بودم، در ساعتي نزديك به آن ساعت، جان او را در هندوستان، قبض كنم، او را در اينجا ديدم و تعجّب كردم، به هندوستان رفتم و در آنجا او را يافتم و جانش را گرفتم.

*عالم برزخ در چند قدمي ما-اشتهاردي

 


محمدی تصاویر زیر را ارسال کرده است:
23452601418513811113602161821131342177132.jpg (24kb) تعداد دانلود 1 بار.

You cannot view/download attachments. Try register.
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناظرات و مباحثات آزاد » حضرت سلیمان
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/084 ثانیه ایجاد شد.