ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » گنجینه مطهر » شهید مطهری از منظر دیگران » استاد مطهری به روایت خویشاوندان
استاد مطهری به روایت خویشاوندان
دفتر دل
#1 ارسال شده : 1391 خرداد یکشنبه, 28 13:49:06(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/12/02(UTC)
ارسالها: 341
امتیازات: 301

تشکرها: 46 بار
11 تشکر دریافتی در 9 ارسال

ویژگی‏های شهید مطهری رحمه‏الله از زبان همسرشان

همسر استاد مطهری، با تعابیر گوناگونی از ایشان یاد می‏کند و از جمله می‏گوید:

«در مدت 26 سالی که با ایشان زندگی کردم، همیشه با یک حالت تواضع و آرامش با من رفتار می‏کردند؛ با صدای متین و چهره خندان، به طوری که من با ارادت و عشق خاصی کار می‏کردم و علاقه شدید ایشان به من و محبت‏هایی که می‏کردند، مرا در انجام کارهای منزل رغبت و شوق عجیبی می‏بخشید. بسیار مهربان و با گذشت بودند و به آسایش من و بچه‏ها اهمیت می‏دادند. اگر من از مسائل مادی دنیا حرف می‏زدم وشکایت می‏کردم، با صدای آرامی این شعر را برایم می‏خواندند:

اگر لذت ترک لذت بدانی          دگر لذتِ نفْس، لذت ندانی

ایشان معنویتی از خود باقی گذاشتند و رفتند و عجیب تیزبین و دوراندیش بودند. تقوای عجیبی داشتند. در مدت 26 سال زندگی که با ایشان داشتم، در 24 ساعت شبانه روز، حتی نیم ساعت بی‏وضو نبودند. همیشه می‏گفتند: با وضو باشید؛ وضوی دائمی خوب است. مناجات‏های شبانه و نمازهای شب ایشان، حالت عجیبی داشت. استاد اهل معاشرتِ هدف‏دار و اسلامی بودند و معمولاً با افراد صالح و هم‏فکر خود می‏جوشیدند و مأنوس بودند».

احترام به پدر و مادر 

یکی از ویژگی‏های استاد مطهری رحمه‏الله احترام شگفت‏انگیز ایشان به پدر و مادرشان بوده است که همه آشنایان با آن فرزانه، به این ویژگی ارزشمند تصریح دارند. یکی از فرزندان استاد می‏گویند: «هرگاه به فریمان (زادگاه استاد) سفر می‏کردیم، پدرم تأکید خاصی داشتند که ابتدا به منزل پدرو مادرشان بروند. پس از آن، اقوامی را که برای دیدن ایشان و خانواده به منزل آقای حاج شیخ می‏آمدند، می‏پذیرفتند. در موقع روبه‏رو شدن با پدر و مادر، دست آنان را می‏بوسیدند و به ما نیز توصیه می‏کردند که دست ایشان را ببوسیم. خاطرم می‏آید که زمانی پدرم می‏گفتند: گه گاه که به اسرار وجودی خود و کارهایم می‏اندیشم، احساس می‏کنم یکی از مسائلی که باعث خیر و برکت در زندگی‏ام شده و همواره عنایت و لطف الهی را شامل حال من کرده، احترام و نیکی فراوانی بوده است که به والدین خود کرده‏ام، به ویژه در دوران پیری و هنگام بیماری. علاوه بر توجه معنوی و عاطفی (با وجود فقر مالی و مشکلات مادی در زندگی‏ام) تا آن‏جا که توانایی‏ام اجازه می‏داد، از نظر هزینه و مخارج زندگی به آنان کمک و مساعدت کرده‏ام».

دعا کنید شهید شوم 

یکی از فرزندان شهید مطهری می‏گوید: از یکی از روحانیان که مدتی افتخار شاگردی استاد مطهری را داشته، شنیدم که: وقتی در ایام طلبگی در قم بودم، شنیدم که یکی از آقایان نهج البلاغه را درس می‏دهند. تدریس این کتاب در آن زمان، چندان مرسوم نبود. پس از اندکی تحقیق، متوجه شدم که مدرس این کتاب، شخصی به نام آقای مطهری است. من ایشان را نمی‏شناختم. به اتفاق یکی از دوستان در درس ایشان شرکت کردم. شهید مطهری در اولین جلسه‏ای که ما در کلاس حاضر شدیم، توصیه زیادی برای نماز شب کردند و متذکر شدند که یکدیگر را در نماز شب دعا کنیم. بعد گفتند: «من از شما می‏خواهم که دعایی که در حق من می‏کنید، این باشد که من با شهادت از دنیا بروم».

رعایت حقوق خانواده

چه بسا افرادی که اشتغالات علمی وسیاسی دارند، از رسیدگی به حقوق خانواده باز بمانند، اما بررسی ها نشان می‏دهد که استاد مطهری، با وجود گرفتاری‏های تحقیقاتی، علمی و مبارزاتی، نه تنها از رعایت حقوق خانواده‏شان بازنمانده و غفلت نکرده، بلکه در جامه عمل پوشیدن به آن، سخت تلاش می‏کرده است. همسر استاد می‏گویند: در خانه... به مسائل خانوادگی نیز بسیار اهمیت می‏دادند ورسیدگی می‏کردند.... رابطه ایشان با من بسیار دوستانه و محبت‏آمیز بود و همان‏طور که خودشان در کتاب نظام حقوق زن در اسلام گفته‏اند، به تمام وظایف یک مرد مسلمان در قبال همسرش عمل می‏کردند. رفتار ایشان با فرزندان نیز بسیار دوستانه بود و همیشه سعی می‏کردند که فرزندان، به میل خودشان یک موضوعی را بپذیرند و هیچ‏گاه اجبار در کار نبود. در مورد فرایض دینی دقیق بودند و بچه‏ها را به انجام آن‏ها تشویق می‏کردند. به امور تحصیلی فرزندان نیز کاملاً رسیدگی می‏کردند و آن‏ها را تشویق به خواندن کتاب و انجام امور اجتماعی می‏کردند».

خاطره‏ای از آثار تهجد شهید مطهری

یکی از ویژگی‏های مهم استاد مطهری، پای‏بندی ایشان به نماز شب و تهجد بوده است که در سفر و حضر آن را به جای می‏آوردند. یکی از فرزندان استاد مطهری در این باره خاطره‏ای راچنین نقل می‏کنند: من در ایام تحصیلی‏ام در دبیرستان که نیمه شب برای درس خواندن بیدار می‏شدم، تمام شب‏ها صدای زیبای پدرم را هنگام نماز خواندن می‏شنیدم. فضای ملکوتی کتاب‏خانه ایشان که تنها با نور سبز [لامپ نئون با طرح] اللّه‏ منور بود، حال و هوای خاصی داشت. یکی از مأموران نیروی انتظامی رژیم پهلوی که مسؤولیت حفاظت از منزل یکی از مهره‏های رژیم طاغوت را به عهده داشت، شبی در صدد برمی‏آید که بداند چرا در ساعتی معین، چراغ اتاق پدرم که مُشرف بر کوچه است، روشن می‏شود. از این رو، دقیقا اوضاع را زیر نظر می‏گیرد و پشت پنجره، صدای مناجات و عبادت ایشان را می‏شنود. چندین شب متوالی نیز این عمل را تکرار می‏کند و بی‏نهایت تحت تأثیر قرار می‏گیرد و در او تحول روحی بزرگی پدید می‏آید.

احترام به همسر

همسر شهید مطهری در اشاره به محبت و احترام شهید مطهری به خودشان، خاطره‏ای را به این صورت بیان می‏کنند: یادم هست یک‏بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم که بعد از چند روز با یکی از دوستانم به تهران برگشتم. نزدیکی‏های سحر بود که به خانه رسیدم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه بچه‏ها خواب‏اند، ولی آقا بیدار است. چای حاضر کرده بودند، میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر من بودند. دوستم از دیدن این منظره بسیار تعجب کرد و گفت: همه روحانیان این قدر خوب‏اند؟ بعد از سلام و علیک، وقتی آقا دیدند بچه‏ها هنوز خواب‏اند، با تأثّر به من گفتند: «می‏ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید».

روش تربیتی و آموزشی استاد مطهری

درباره چگونگی برخورد شهید مطهری در مسائل آموزشی و تربیتی فرزندانشان، مطالبی بسیاری از طرف همسر و فرزندان ایشان بیان شده است. از جمله یکی از فرزندان ایشان می‏گوید: «پدرم همان‏طور که در کارهای روزمره به طور منطقی و عادلانه رفتار می‏کردند، در خانه نیز همین‏طور بودند. ایشان در کارهایی که ما ملزم به اجرای آن بودیم، هیچ‏گاه مسأله اجبار و زور را در میان نمی‏کشیدند. درباره یک مسأله به ما آگاهی می‏دادند و فواید و احتمالاً مضرّات آن را بیان می‏کردند، آن‏گاه ما را در انتخاب انجام یا عدم انجام آن کار آزاد می‏گذاشتند و چه کسی بود که در مقابل آن الطاف پدرانه سر تعظیم فرود نیاورد و بدین ترتیب، آن‏چه را ایشان ما را ملزم به اجرای آن می‏دانستند، ما به مرحله عمل در می‏آوریم. از نظر درس نسبت به من این‏طور بودند که اگر من اشکالی از درس‏هایم داشتم، ایشان من را راهنمایی می‏کردند و هرگاه کارنامه درس خود را به ایشان نشان می‏دادم، پدرم مرا تشویق به بهتر شدن آن می‏کردند. البته هرچقدر که نمره‏هایم خوب بود، ایشان کافی نمی‏دانستند. پدرم نسبت به مطالعه ما حساس بودند و می‏گفتند که با مطالعه صحیح، انسان می‏تواند آینده روشنی داشته باشدو بدون مطالعه، هم‏چون درخت بی‏ثمر است. پدرم علاقه داشتند که یکی از سه فرزند پسرشان لباس روحانی بپوشند و در حوزه‏های دینی فعالیت کنند».

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » گنجینه مطهر » شهید مطهری از منظر دیگران » استاد مطهری به روایت خویشاوندان
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/047 ثانیه ایجاد شد.