ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » عکس » به مناسبت شهادت امام زین العابدین(ع)
به مناسبت شهادت امام زین العابدین(ع)
حزب الله
#1 ارسال شده : 1390 آذر پنجشنبه, 17 17:20:29(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/13(UTC)
ارسالها: 101
امتیازات: 188

تشکرها: 1 بار
9 تشکر دریافتی در 8 ارسال

امام زين العابدين عليه السلام در مجلس يزيد

در روز جمعه اى در شام نماز جمعه است. ناچار خود يزيد بايد شركت كند، و شايد امامت نماز را هم خود او به عهده داشت؛ اين را الآن يقين ندارم. (در نماز جمعه خطيب بايد اول دو خطابه كه بسيار مفيد و ارزنده است بخواند، بعد نماز شروع  مى شود.

اصلًا اين دو خطابه به جاى دو ركعتى است كه از نماز ظهر در روز جمعه اسقاط و نماز جمعه تبديل به دو ركعت مى شود.) اول آن خطيبى كه به اصطلاح دستورى بود، رفت و هرچه قبلًا به او گفته بودند گفت؛ تجليل فراوان از يزيد و معاويه كرد، هر صفت خوبى در دنيا بود براى اينها ذكر كرد و بعد شروع كرد به سبّ كردن و دشنام دادن على عليه السلام و امام حسين به عنوان اينكه اينها- العياذباللَّه- از دين خدا خارج شدند، چنين كردند، چنان كردند. زين العابدين از پاى منبر نهيب زد: «ايُّهَا الْخَطيبُ! اشْتَرَيْتَ مَرْضاةَ الَمخْلوقِ بِسَخَطِ الْخالِق» تو براى رضاى يك مخلوق، سخط پروردگار را براى خودت خريدى.

بعد خطاب كرد به يزيد كه آيا به من اجازه مى دهى از اين چوبها بالا بروم؟ (نفرمود منبر. خيلى عجيب است! به قدرى اهل بيت پيغمبر مراقب و مواظب اين چيزها بودند! مثلًا در مجلس يزيد، نمى گويد: يا اميرالمؤمنين! يا ايّها الخليفة! يا حتى به كنيه هم نمى گويد: يا اباخالد! مى گويد: يا يزيد! هم زين العابدين و هم زينب. در اينجا هم نفرمود كه اجازه مى دهى من بروم روى اين منبر؟ يعنى اين كه منبر نيست؛ اين چوبهاى سه پله اى كه در اينجا هست كه چنين خطيبى مى رود بالاى آن و چنين سخنانى مى گويد، ما اين را منبر نمى دانيم. اين چهارتا چوب است.) اجازه مى دهى من بروم بالاى اين چوبها دو كلمه حرف بزنم؟ يزيد اجازه نداد. آنهايى كه اطراف بودند، از باب اينكه على بن حسين، حجازى است، اهل حجاز است و سخن مردم حجاز شيرين و لطيف است، براى اينكه به اصطلاح سخنرانى اش را ببينند، گفتند: اجازه بدهيد، مانعى ندارد. ولى يزيد امتناع كرد. پسرش آمد و به او گفت: پدرجان! اجازه بدهيد، ما مى خواهيم ببينيم اين جوان حجازى چگونه سخنرانى مى كند. گفت: من از اينها مى ترسم. اينقدر فشار آوردند تا مجبور شد؛ يعنى ديد ديگر بيش از اين، اظهار عجز و ترس است؛ اجازه داد.

ببينيد اين زين العابدين كه در آن وقت از يك طرف بيمار بود (منتها بعدها ديگر بيمارى نداشت، با ائمّه ديگر فرق نمى كرد) و از طرف ديگر اسير، و به قول معروفِ اهل منبر چهل منزل با آن غُل و زنجير تا شام آمده بود، وقتى بالاى منبر رفت چه كرد! چه ولوله اى ايجاد كرد! يزيد دست و پايش را گم كرد. گفت الآن مردم مى ريزند و مرا مى كشند. دست به حيله اى زد. ظهر بود، يكدفعه به مؤذّن گفت: اذان! وقت نماز دير مى شود. صداى مؤذّن بلند شد. زين العابدين خاموش شد. مؤذّن گفت: «اللَّهُ اكْبَرُ، اللَّهُ اكْبَرُ»، امام حكايت كرد: «اللَّهُ اكْبَرُ، اللَّهُ اكْبَرُ». مؤذّن گفت: «اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ، اشْهَدُ انْ لاالهَ الَّا اللَّهُ»، باز امام حكايت كرد، تا رسيد به شهادت به رسالت پيغمبر اكرم. تا به اينجا رسيد، زين العابدين فرياد زد: مؤذّن! سكوت كن. رو كرد به يزيد و فرمود: يزيد! اين كه اينجا اسمش برده مى شود و گواهى به رسالت او مى دهيد كيست؟ ايّهاالناس! ما را كه به اسارت آورده ايد كيستيم؟ پدر مرا كه شهيد كرديد كه بود؟ و اين كيست كه شما به رسالت او شهادت مى دهيد؟ تا آن وقت اصلًا مردم درست آگاه نبودند كه چه كرده اند.

آنوقت شما مى شنويد كه يزيد بعدها اهل بيت پيغمبر را از آن خرابه بيرون آورد و بعد دستور داد كه آنها را با احترام ببرند. نعمان بن بشير را كه آدم نرمتر و ملايمترى بود، ملازم قرار داد و گفت: حداكثر مهربانى را با اينها از شام تا مدينه بكن. اين براى چه بود؟ آيا يزيد نجيب شده بود؟ روحيه يزيد فرق كرد؟ ابداً. دنيا و محيط يزيد عوض شد. شما مى شنويد كه يزيد، بعد ديگر پسر زياد را لعنت مى كرد و مى گفت: تمام، گناه او بود. اصلًا منكر شد و گفت من چنين دستورى ندادم، ابن زياد از پيش خود چنين كارى كرد. چرا؟ چون زين العابدين و زينب اوضاع و احوال را برگرداندند.

 

*مجموعه آثاراستادشهيدمطهرى، ج 17، ص: 312 - ص: 313

فایلهای الصاق شده :
سیدالساجدین.JPG (168kb) تعداد دانلود 15 بار.

You cannot view/download attachments. Try register.
احمد
#2 ارسال شده : 1390 آذر پنجشنبه, 17 18:19:16(UTC)

رتبه: تازه وارد

تاریخ عضویت: 1390/09/08(UTC)
ارسالها: 9
امتیازات: 27

تشکرها: 1 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

سلام

منم شهادت امام چهارم حضرت زین العابدین را به همه انسانهای فهیم تسلیت می گم و به تبعیت از حزب الله یک مطلبی را خدمت دوستان عرضه می دارم:

پيك محبت

زين العابدين پيك محبت بود. ... راه مى رفت، هرجا بى كسى را مى ديد، هر جا غريبى را مى ديد، فقير و مستمندى را مى ديد، كسى را مى ديد كه ديگران به او توجه ندارند، به او محبت مى كرد، او را نوازش مى كرد و به خانه خودش مى آورد.

روزى يك عده جُذامى را ديد. (همه از جذامى فرار مى كنند، و آن كه فرار مى كند از سرايت بيماريش مى ترسد، ولى خوب اينها هم بنده خدا هستند.) از اينها دعوت كرد، اينها را به خانه خود آورد و در خانه خود از اينها پرستارى كرد. خانه زين العابدين خانه مسكينان و يتيمان و بيچارگان بود.

 

مجموعه آثاراستادشهيدمطهرى، ج 18، ص: 32

فایلهای الصاق شده :
احیاگر عاشورا 1.jpg (84kb) تعداد دانلود 13 بار.

You cannot view/download attachments. Try register.
سیاوش
#3 ارسال شده : 1390 آذر شنبه, 19 11:08:05(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/20(UTC)
ارسالها: 227
امتیازات: 684

تشکرها: 9 بار
19 تشکر دریافتی در 18 ارسال

با سلام و عرض تسلیت به مناسب شهادت جانسوز حضرت سجاد (امام زین العابدین) علیه السلام ؛ شهید مطهری در باره چگونه زنده نگهداشتن یاد و خاطره حادثه کربلا توسط امام سجاد علیه السلام می گوید:

دعا و گريه امام‏
براى على بن الحسين فرصتى نظير فرصت امام اباعبد اللَّه پدر بزرگوارش پيدا نشد، همچنان كه فرصتى نظير فرصتى كه براى امام صادق پديد آمد پيدا نشد، اما براى كسى كه مى ‏خواهد خدمتگزار اسلام باشد همه مواقع فرصت است ولى شكل فرصتها فرق مى‏ كند. ببينيد امام زين العابدين به صورت دعا چه افتخارى براى دنياى شيعه درست كرده؟! و در عين حال در همان لباس دعا امام كار خودش را مى‏ كرد.
بعضى خيال كرده ‏اند امام زين العابدين چون در مدتى كه حضرت بعد از پدر بزرگوارشان حيات داشتند قيام به سيف نكردند، پس گذاشتند قضايا فراموش شود. ابداً [چنين نيست‏]، از هر بهانه ‏اى استفاده مى‏ كرد كه اثر قيام پدر بزرگوارش را زنده نگه دارد. آن گريه‏ ها كه گريه مى‏ كرد و يادآورى مى‏ نمود براى چه بود؟ آيا تنها يك حالتى بود مثل حالت آدمى كه فقط دلش مى‏ سوزد و بى‏ هدف گريه مى ‏كند؟! يا مى‏ خواست اين حادثه را زنده نگه دارد و مردم يادشان نرود كه چرا امام حسين قيام‏ كرد و چه كسانى او را كشتند؟ اين بود كه گاهى امام گريه مى‏ كرد، گريه‏ هاى زيادى.

منبع : مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏18، ص: 34

فایلهای الصاق شده :
emam sajjad1.jpg (136kb) تعداد دانلود 11 بار.

You cannot view/download attachments. Try register.
1 کاربر از سیاوش برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
دفتر دل در تاریخ 1390/09/19(UTC)
دفتر دل
#4 ارسال شده : 1390 آذر شنبه, 19 15:30:41(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/12/02(UTC)
ارسالها: 341
امتیازات: 301

تشکرها: 46 بار
11 تشکر دریافتی در 9 ارسال

ممنون از تصاویر و مطالب خوب دوستان

نسرین
#5 ارسال شده : 1390 آذر چهارشنبه, 30 13:41:08(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1390/08/02(UTC)
ارسالها: 61
امتیازات: 189

تشکرها: 20 بار
16 تشکر دریافتی در 12 ارسال

شهادت زین العابدین تسلیت باد

اگر یادتان بود باران گرفت ***دعایی به حال بیابان کنید
sedmomen
#6 ارسال شده : 1390 دی پنجشنبه, 01 08:41:09(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/02(UTC)
ارسالها: 565
امتیازات: 1,640
Woman
مکان: ایران

تشکرها: 1 بار
47 تشکر دریافتی در 33 ارسال

سلام

دیروز (30 آذر ماه 1390 برابر 25 محرم الحرام) مصادف با شهادت سرور کائنات حضرت امام زین العابدین، امام سجاد علیه السلام بود و بنده همه میخواستم به مناسب شهادت امام سجاد علیه السلام مطلبی رو در انجمن بزارم ولی متاسفانه اینترنت قطع بود و من هر چی سعی کردم تا مطلبی رو که به مناسبت شهادت امام زین العابدین آماده کرده بودم روی انجمن بزارم؛ نشد. بنابراین امروز این مطلب رو میزارم و شهادت امام سجاد علیه السلام رو به همه شیعیان علی الخصوص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیت عرض می کنم.

هشام و فرزدق‏

هشام بن عبد الملك با آنكه مقام ولايت عهدى داشت و آن روزگار- يعنى دهه اول قرن دوم هجرى- از اوقاتى بود كه حكومت اموى به اوج قدرت خود رسيده بود، هرچه خواست بعد از طواف كعبه خود را به «حجرالاسود» برساند و با دست خود آن را لمس كند ميسر نشد. مردم همه يك نوع جامه ساده كه جامه احرام بود پوشيده بودند، يك نوع سخن كه ذكر خدا بود به زبان داشتند، يك نوع عمل مى‏كردند، چنان در احساسات پاك خود غرق بودند كه نمى‏توانستند درباره شخصيت دنيايى هشام و مقام اجتماعى او بينديشند. افراد و اشخاصى كه او از شام با خود آورده بود تا حرمت و حشمت او را حفظ كنند، در مقابل ابّهت و عظمت معنوى عمل حج ناچيز به نظر مى‏رسيدند.
هشام هرچه كرد خود را به «حجرالاسود» برساند و طبق آداب حج آن را لمس كند، به علت كثرت و ازدحام مردم ميسر نشد. ناچار برگشت و در جاى بلندى برايش كرسى گذاشتند. او از بالاى آن كرسى به تماشاى جمعيت پرداخت. شاميانى كه همراهش آمده بودند دورش را گرفتند. آنها نيز به تماشاى منظره پرازدحام جمعيت پرداختند.
در اين ميان مردى ظاهر شد در سيماى پرهيزكاران. او نيز مانند همه يك جامه‏ ساده بيشتر به تن نداشت. آثار عبادت و بندگى خدا بر چهره‏اش نمودار بود. اول رفت و به دور كعبه طواف كرد. بعد با قيافه‏اى آرام و قدمهايى مطمئن به طرف حجرالاسود آمد. جمعيت با همه ازدحامى كه بود، همينكه او را ديدند فوراً كوچه دادند و او خود را به حجرالاسود نزديك ساخت. شاميان كه اين منظره را ديدند، و قبلا ديده بودند كه مقام ولايت عهد با آن اهميت و طمطراق موفق نشده بود كه خود را به حجرالاسود نزديك كند، چشمهاشان خيره شد و غرق در تعجب گشتند. يكى از آنها از خود هشام پرسيد: «اين شخص كيست؟» هشام با آنكه كاملا مى‏شناخت كه اين شخص على بن الحسين زين العابدين است، خود را به ناشناسى زد و گفت: «نمى‏شناسم.».
در اين هنگام چه كسى بود- از ترس هشام كه از شمشيرش خون مى‏چكيد- جرأت به خود داده او را معرفى كند؟! ولى در همين وقت همام بن غالب، معروف به «فرزدق»، شاعر زبردست و تواناى عرب، با آنكه به واسطه كار و شغل و هنر مخصوصش بيش از هركس ديگر مى‏بايست حرمت و حشمت هشام را حفظ كند، چنان وجدانش تحريك شد و احساساتش به جوش آمد كه فورا گفت: «لكن من او را مى‏شناسم» و به معرفى ساده قناعت نكرد، بر روى بلندى ايستاده قصيده‏اى غرّا- كه از شاهكارهاى ادبيات عرب است و فقط در مواقع حساس پر از هيجان كه روح شاعر مثل دريا موج بزند مى‏تواند چنان سخنى ابداع شود- بالبديهه سرود و انشاء كرد. در ضمن اشعارش چنين گفت: «اين شخص كسى است كه تمام سنگريزه‏هاى سرزمين بطحا او را مى‏شناسند، اين كعبه او را مى‏شناسد، زمين حرم و زمين خارج حرم او را مى‏شناسند. اين، فرزند بهترين بندگان خداست. اين است آن پرهيزكار پاك پاكيزه مشهور. اينكه تو مى‏گويى او را نمى‏شناسم، زيانى به او نمى‏رساند. اگر تو يك نفر فرضا نشناسى، عرب و عجم او را مى‏شناسند.» ... .

منبع: مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏18، ص: 268 و 269

فایلهای الصاق شده :
یا سید الساجدین.jpg (108kb) تعداد دانلود 1 بار.

You cannot view/download attachments. Try register.
مـن ز خــــــود هــیچ ندارم که بدان فــــخـــــر کنم.***هر چه دارم همه از آل محمد (صلی الله علیه و آله) دارم.
محمدی
#7 ارسال شده : 1391 آذر چهارشنبه, 08 09:28:42(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1391/01/23(UTC)
ارسالها: 68
امتیازات: 210
Man

تشکرها: 1 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال

ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام سجاد و ایام محرم فرصت خوبیست که اطلاعاتمان را نسبت به امامانمان افزایش دهیم تا چراغ هدایت خویش را در پیش روی خود روشن تر نماییم

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » عکس » به مناسبت شهادت امام زین العابدین(ع)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/075 ثانیه ایجاد شد.