ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » قیام مختار و امام سجاد ع
قیام مختار و امام سجاد ع
دل آرام
#1 ارسال شده : 1389 بهمن شنبه, 16 18:17:20(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال
سوال زیر را یکی از دوستان من به ایمیلم ارسال کرده. از آنجا که احساس کردم سوال خوب به روزی است گفتم در انجمن مطرح کنم تا از نظر دوستان هم در این مورد بهره مند بشویم.

با سلام
یک سوال
باتوجه به پخش سریال مختار سوالی درذهن من ایجاد شد که میخواستم با شما درمیان بگذارم
با توجه به شهادت امام حسین و اسارت اهل بیتشان و این همه بلایی که سرشان آمد و سپس قیام توابین و اوضاع جنگ و خونریزی و
موج خونخواهی مردم در عراق و عربستان و سپس قیام مختار و اینکه در این خونخواهی این همه شیعه به زندان افتادند و شهید شدند و تمام این مسائل که خود بهتر از من میدانید
چرا هیچ خبری از امام سجاد نیست شیعیان میجنگند شهید میشوندبه زندان می افتند و امام سجاد با کمال خونسردی میگوید من مایل نیستم خون کسی ریخته شود ولی
دوست دارم آن قوم به سزای عملشان برسند
مگر میشود پدر کسی را شهید کنند آنهم با آن وضع و همه قیام کنند و خود شخص فقط نظاره گر باشد؟
اگر کار توابین و مختار و خونخواهی مردم درست است چرا امام سجاد رهبری را بعهده نمیگیرد و اگر نادرست است چرا امام جلوی این افراد را نمیگیرد؟

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


1 کاربر از دل آرام برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
بمب افکن در تاریخ 1389/12/01(UTC)
نواندیش
#2 ارسال شده : 1389 بهمن شنبه, 16 18:46:12(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/17(UTC)
ارسالها: 121
امتیازات: 384
مکان: اینجا

تشکرها: 1 بار
5 تشکر دریافتی در 4 ارسال

سلام

مختار هر چه داشت رو کرد، توابین هر چه در توان داشتند انجام دادند .

آخرش چه شد ؟ مروانیان ( بنی امیه ) بر سر قدرت باقی ماندند. همه این افراد شهید شدند و اتفاق خاصی نیافتاد فقط همان شد که امام می خواست کشته شدن قاتلان کربلا نه چیز بیشتری !

msh
#3 ارسال شده : 1389 بهمن شنبه, 16 21:11:39(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/19(UTC)
ارسالها: 210
امتیازات: 400

تشکرها: 3 بار
7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
سلام
یک پایان نامه دیدم در مورد این موضوع ، دانشگاه امام صادق علیه السلام نوشته بودند.

اما یک نکته من بگم که امامان معصوم نسبت به مختار نگاه مثبتی داشته اند. البته روایاتی هم داریم که مختار را طرد می کردند مثلا اینکه هدایای مختار را رد می کردند. اما می گن سند این روایات معتبر نیست.

وقتی مختار، سر بریده ابن‌زیاد و عمر سعد را به نزد امام سجاد(علیه‌السلام) فرستاد، حضرت به سجده افتادند و در سجده شکر، خدا را این‌گونه سپاس گفتند:

الحمدلله الذی ادرک لی ثاری من اعدائی وجزی الله المختار خیراً.

حمد و سپاس و ستایش خدای را که انتقامم را از دشمنانم گرفت و خدا به مختار، پاداش و جزای خیر عنایت فرماید.

اما سوال باقی می ماند که حالا که امام معصوم قیام و حرکت مختار را تایید می کند چرا خودش همراهی نمی کند ؟ و ثلا در جنگ شرکت نمی کند ؟
البته می توان این نکته را در نظر گرفت در اینکه نیت مختار درست بوده اختلاف هست و معلوم نیست که نیت صادقانه ای داشته اند و در صورت اکتساب قدرت به ائمه می سپردند اگر چه اینچنین شد و مختار حاکم بر کوفه شد و از امام سجاد در کوفه خبری نبود
.
1 کاربر از msh برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
بمب افکن در تاریخ 1389/12/01(UTC)
دل آرام
#4 ارسال شده : 1389 بهمن یکشنبه, 17 20:53:54(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال

امام سجاد علیه السلام در کربلا بیمار شد تا عذری برای عدم شرکت در میدان جنگ داشته باشد و امر شیعه را ادامه بدهد. خلیفه خداوند بر زمین باشد و زمینه را برای ظهور امام باقر وامام صادق و گستره معرفتی این دو امام بزرگوار فراهم کند.

اگر قرار بود امام در این بازیها شرکت می کرد و جانش به خطر می افتاد حکمت بیمار شدن امام در کربلا چه بود ؟

نکته مهم اینکه ائمه وقتی به جهاد بر می خواستند که علم به پیروزی داشته باشند. امام حسن علیه السلام صلح می کند زیرا جنگ و خون ریزی بی فایده بود. امام حسین می جنگد زیرا در کشته شدنش اسلام برپا می ماند. امام صادق علیه السلام با وجود هزاران شاگرد قیام نمی کند زیرا جنگ را به صلاح نمی بینید و پیروزی را پیش بینی نمی کنند.

با وجود اغراض سیاسی در رهبران شیعه( مثل مختار) و قدرت گرفتن مروانیان و آل زبیر و وجود افرادی چون حجاج و حساسیت نسبت به امام شیعیان و احساس خطری که آل زبیر نسبت به ایشان داشت، جنگ بی فرجام می ماند.



یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


دل آرام
#5 ارسال شده : 1389 بهمن یکشنبه, 17 21:03:55(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال

صحبت از امام صادق علیه السلام شد، در کتاب سیری در سیره ائمه اطهار علیهم السلام شهید مطهری در این مورد می فرمایند :

جان مطلب همين جاست كه در همه اين كارها، از قيام و جهاد و امر به معروف و نهى از منكرها و از سكوت و تقيه‏ها، بايد به اثر و نتيجه آنها در آن موقع توجه كرد.
اينها امورى نيست كه به شكل يك امر تعبدى از قبيل وضو و غسل و نماز و روزه صورت بگيرد. اثر اين كارها در مواقع مختلف و زمانهاى مختلف و اوضاع و شرايط مختلف فرق مى‏كند. گاهى اثر قيام و جهاد براى اسلام نافعتر است و گاهى اثر سكوت و تقيه. گاهى شكل و صورت قيام فرق مى‏كند. همه اينها بستگى دارد به خصوصيت عصر و زمان و اوضاع و احوال روز، و يك تشخيص عميق در اين مورد ضرورت دارد؛ اشتباه تشخيص دادن زيانها به اسلام مى‏رساند.
امام صادق عليه السلام در عصر و زمانى واقع شد كه علاوه بر حوادث سياسى، يك سلسله حوادث اجتماعى و پيچيدگيها و ابهامهاى فكرى و روحى پيدا شده بود، لازمتر اين بود كه امام صادق جهاد خود را در اين جبهه آغاز كند. مقتضيات زمان امام صادق عليه السلام كه در نيمه اول قرن دوم مى‏زيست با زمان سيدالشهداء عليه السلام كه در حدود نيمه قرن اول بود خيلى فرق داشت.
در حدود نيمه قرن اول در داخل كشور اسلامى براى مردانى كه مى‏خواستند به اسلام خدمت كنند يك جبهه بيشتر وجود نداشت و آن جبهه مبارزه با دستگاه فاسد خلافت بود، ساير جبهه‏ها هنوز به وجود نيامده بود و يا اگر به وجود آمده بود اهميتى پيدا نكرده بود، حوادث عالم اسلام همه مربوط به دستگاه خلافت بود و مردم از لحاظ روحى و فكرى هنوز به بساطت و سادگى صدر اول زندگى مى‏كردند. اما بعدها و در زمانهاى بعد تدريجا به علل مختلف جبهه‏هاى ديگر به وجود آمد، جبهه‏هاى علمى و فكرى. يك نهضت علمى و فكرى و فرهنگى عظيم در ميان مسلمين آغاز شد. نحله‏ها و مذهبها در اصول دين و فروع دين پيدا شدند. به قول يكى از مورخين، مسلمانان در اين وقت از ميدان جنگ و لشكركشى متوجه فتح دروازه‏هاى علم و فرهنگ شدند.
علوم اسلامى در حال تدوين بود. در اين زمان يعنى در زمان امام صادق عليه السلام از يك طرف زد و خورد امويها و عباسيها فترتى به وجود آورد و مانع بيان حقايق را تاحدى از بين برد، و از طرف ديگر در ميان مسلمانان يك شور و هيجان براى فهميدن و تحقيق پيدا شد؛ لازم بود شخصى مثل امام صادق عليه السلام اين جبهه را رهبرى كند و بساط تعليم و ارشاد خود را بگستراند و به حل معضلات علمى در معارف و احكام و اخلاق بپردازد. در زمانهاى قبل همچو زمينه‏ها نبود، همچو استعداد و قابليت و شور و هيجانى در مردم نبود.
در تاريخ زندگى امام صادق عليه السلام يك جا مى‏بينيم زنادقه و دهريّينى از قبيل ابن ابى العوجا و ابوشاكر ديصانى و حتى ابن مقفع مى‏آيند و با آن حضرت محاجه مى‏كنند و جوابهاى كافى مى‏گيرند. احتجاجات بسيار مفصل و طولانى از آن حضرت در اين زمينه‏ها باقى است كه به راستى اعجاب‏آور است. توحيد مفضّل كه رساله‏اى است طولانى در اين زمينه، در اثر يك مباحثه بين مفضل از اصحاب آن حضرت و بين يك نفر دهرى مسلك و رجوع كردن مفضل به امام صادق عليه السلام پديد آمد.
در جاى ديگر مى‏بينيم كه اكابر معتزله از قبيل عمرو بن عبيد و واصل بن عطا كه مردمان مفكرى بودند مى‏آمدند و در مسائل الهى يا مسائل اجتماعى سؤال و جواب مى‏كردند و مى‏رفتند.

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


دل آرام
#6 ارسال شده : 1389 بهمن ﺳﻪشنبه, 19 19:23:45(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال
جالب است بدانید شهید مطهری مانند بسیاری از مورخان معتقد است که مختار موسس فرقه کیسانیه است.

در کتاب سیری در سیره ائمه اطهار علیهم السلام می فرمایند:
اولين بارى كه مى‏بينيم اثر اعتقاد مهدويت در تاريخ اسلام ظهور مى‏كند، در جريان انتقام مختار از قتله امام حسين عليه السلام است. جاى ترديد نيست كه مختار مرد بسيار سياستمدارى بوده و روشش هم بيش از آنكه روش يك مرد دينى و مذهبى باشد روش يك مرد سياسى بوده است. البته نمى‏خواهم بگويم مختار آدم بدى بوده يا آدم خوبى بوده است، كار به آن جهت ندارم.
مختار مى‏دانست كه ولو اينكه موضوع، موضوع انتقام گرفتن از قتله سيدالشهداء است و اين زمينه، زمينه بسيار عالى‏اى است، اما مردم تحت رهبرى او حاضر به اين كار نيستند. شايد (بنا بر روايتى) با حضرت امام زين العابدين هم تماس گرفت و ايشان قبول نكردند. مسأله مهدى موعود را كه پيغمبر اكرم خبر داده بود مطرح كرد به نام محمد بن حنفيّه پسر اميرالمؤمنين و برادر سيدالشهداء، چون اسمش محمد بود، زيرا در روايات نبوى آمده است: «اسْمُهُ اسْمى» نام او نام من است. گفت: ايّها الناس! من نايب مهدى زمانم، آن مهدى‏اى كه پيغمبر خبر داده است .
مختار مدتى به نام نيابت از مهدى زمان، بازى سياسى خودش را انجام داد. حال آيا محمد بن حنفيّه واقعاً خودش هم قبول مى‏كرد كه من مهدى موعود هستم؟ بعضى مى‏گويند قبول مى‏كرد براى اينكه بتوانند انتقام را بكشند، ولى اين البته ثابت نيست. در اينكه مختار محمد بن حنفيّه را به عنوان مهدى موعود معرفى مى‏كرد شكى نيست، و بعدها از همين جا مذهب «كيسانيّه» پديد آمد. محمد بن حنفيّه هم كه مُرد گفتند مهدى موعود كه نمى‏ميرد مگر اينكه زمين را پر از عدل و داد كند، پس محمد بن حنفيّه نمرده است، در كوه رَضوى‏ غايب شده است.

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


1 کاربر از دل آرام برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
بمب افکن در تاریخ 1389/12/01(UTC)
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » قیام مختار و امام سجاد ع
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/070 ثانیه ایجاد شد.