ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » بعثت رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم»
بعثت رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم»
ehsane20025
#1 ارسال شده : 1389 تير چهارشنبه, 16 13:50:42(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 165
امتیازات: 204

تشکرها: 14 بار
9 تشکر دریافتی در 9 ارسال
على (عليه السّلام) عصر و زمينه بعثت رسول اكرم را اينطور توصيف مى‏فرمايد:
أرسله على حين فترة من الرّسل و طول هجعة من الامم و انتفاض من المبرم و انتشار من الامور و تلظّ من الحروب و الدّنيا كاسفة النّور ظاهرة الغرور، على حين اصفرار من ورقها و إياس من ثمرها (1): خداوند او را در دوره‏اى مبعوث فرمود كه فترت و فاصله‏اى در آمدن پيامبران رخ داده بود؛ ملّتها در خوابى گران و طولانى فرو رفته بودند؛ كارها پراكنده، تنور جنگها داغ بود؛ جهان را تاريكى فرا گرفته و غرور و فريب در آن نمايان بود؛ برگ درخت بشريّت به سوى زردى گراييده، اميدى به ميوه اين درخت نمى‏رفت.
پيامبران معمولًا در مواقعى ظهور كرده‏اند كه بشريّت و لا اقل محيط اجتماعى ظهور آنها در يك پرتگاه خطرناكى قرار داشته و آنها سبب نجات و اصلاح اجتماع خود شده‏اند. قرآن كريم خطاب به مردم عصر رسول اكرم چنين مى‏فرمايد: وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَأنْقَذَكُمْ مِنْها (2): شما در پرتگاه سقوط در آتش بوديد كه خداوند (به وسيله رسول مكرّم) شما را از آن نجات داد.
مى‏گويند: «عند انتهاء الشّدّة تكون الفرج» شدّت كه به نهايت رسد فرج طلوع مى‏كند. اگر گفته‏اند «پايان شب سيه سفيدى است» و امثال اينها، همه حكايت مى‏كند از نوعى تجارب كه بشر در گردش عالم داشته است و همه حكايت مى‏كند از اينكه گردش عالم بر خلاف نظر مادّى مذهبان، گزاف و بيهوده نيست.

پاورقى:
1- نهج البلاغه، خطبه 87.
2- آل عمران/ 103.



منبع:
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏3، صفحه 355 و 356
ehsane20025
#2 ارسال شده : 1389 تير چهارشنبه, 16 14:00:25(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 165
امتیازات: 204

تشکرها: 14 بار
9 تشکر دریافتی در 9 ارسال
نظريات مختلف درباره «اليوم» در آیه شريفه: (اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا):
1. روز بعثت‏
گفتيم: بعضى گفته‏اند كه مقصود از «اليوم» «آن روز» است نه «امروز». مى‏گوييم روى چه قرينه‏اى؟
مى‏گويند: وقتى مى‏گويد «اليوم» و يك روزى را آنچنان توصيف مى‏كند كه در اين روز من اسلام را براى شما به عنوان يك دين پسنديدم، قاعدتاً اين روز بايد همان روز بعثت پيغمبر باشد. جواب داده‏اند كه شما اين سخن را به قرينه رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً مى‏گوييد. اين درست است در صورتى كه جملات قبلش نبود زيرا صحبت اين است كه من امروز دين را به پايان رساندم و نعمت را به حد اتمام رساندم، حال آنكه روز بعثت روز شروع اين نعمت بوده است. رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً نيز به اين عنوان است كه حالا كه اسلام كامل شد و نعمت اسلام تمام شد من اين را به عنوان آن اسلامى كه مى‏خواهم، براى شما پسنديدم. پس «اليوم» نمى‏تواند روز بعثت باشد.


منبع:
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏4، ص: 757
abbase1385
#3 ارسال شده : 1389 تير چهارشنبه, 16 14:07:43(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 357
امتیازات: 1,004

تشکرها: 2 بار
31 تشکر دریافتی در 25 ارسال
طراحى و مهندسى اجتماع‏
در اينكه انسان به طور مبهم و غريزى طالب كمال است و كوشش مى‏كند براى كمال بيشتر، جاى بحث نيست، ولى انسان در تشخيص كمال خودش خيلى اشتباه مى‏كند. فلسفه بعثت و رسالت همين است، يعنى پيغمبران چون جبر در كار نيست آمده‏اند، و الّا اگر جبر بود كه آمدن آنها لزومى نداشت و آنها آمده‏اند «ليقوم النّاس بالقسط» نه «ليقيموا النّاس بالقسط» و نه «ليقوم النّاس به خودى خودشان بالقسط».
«لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم النّاس بالقسط» «حديد/ 25». پيغمبران آمده‏اند تا اقامه قسط كنند و بشر هم هيچكاره است؟ يا آمدند كارى بكنند كه بشر مقيم بالقسط باشد يعنى بشر را هدايت و راهنمايى كنند كه خودش عامل بالقسط باشد؟


منبع:
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏13، صفحه 811 و 812
abbase1385
#4 ارسال شده : 1389 تير چهارشنبه, 16 14:10:30(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 357
امتیازات: 1,004

تشکرها: 2 بار
31 تشکر دریافتی در 25 ارسال
بعثت انبيا براى اين است كه بشر را به سرچشمه خيرات و بركات و نعمات آشنا كنند، «ديده‏اى به او بدهند سبب سوراخ كن». انبيا آمده‏اند كه بشر را از سبب متوجه مسبِّب الاسباب كنند، انبيا آمده‏اند كه به بشر بفهمانند: «الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين» يعنى تمام سپاسها و ستايشها اختصاص دارد به ذات اقدس الهى كه پروردگار تمام جهانهاست.


منبع:
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏14، ص: 231
آزاده
#5 ارسال شده : 1390 تير پنجشنبه, 02 18:02:36(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/09(UTC)
ارسالها: 38
امتیازات: 107

تشکرها: 1 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال
رفقا سلام پیشاپیش مبعث پیامبر اکرم رو تبریک عرض می کنم معنی این حدیث شریف رو کی میدونه ؛ انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق اگه ممکنه برام توضیحش بدید
محمد
#6 ارسال شده : 1390 تير دوشنبه, 06 16:16:25(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/28(UTC)
ارسالها: 66
امتیازات: 43-
Man
مکان: قم

تشکرها: 36 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال
سلام به آزاده و بقیه دوستان
به توضیحی از شهید مطهری برخوردم که به نکته جالبی اشاره می کنند و می گویند:
... گاهى اين جمله را غلط ترجمه مى‏كنند، مى‏گويند پيغمبر فرمود كه من مبعوث شدم كه اخلاق نيك را تكميل كنم. اين ترجمه رسايى نيست؛ پيغمبر بيشتر از اين گفت.
اگر پيغمبر گفته باشد من مبعوث شدم كه اخلاق نيك را تكميل كنم، چيز تازه‏اى نيست. هر صاحب مكتبى هر نوع اخلاقى آورده باشد، عقيده‏اش اين است كه اخلاق نيك همين است كه من مى‏گويم. آن اخلاقى كه اساساً دستور تَدَنّى و پستى مى‏دهد هم معتقد است كه اخلاق نيك همين است. آن ديگرى مثل نيچه هم كه اساساً مى‏گويد بشر بايد تكيه‏اش به زور باشد، گناهى بالاتر از ضعف نيست، به ضعيف ترحم نكنيد و زير بالش را نگيريد، مى‏گويد اخلاق نيك همين است كه من مى‏گويم. پيغمبر نه تنها فرمود اخلاق نيك، بلكه نيكى را هم در مكتب خود تفسير كرد: من تنها نمى‏گويم نيك (نيك را همه مى‏گويند، اين كه چيز تازه‏اى نيست) بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَكارِمَ الْاخْلاقِ من مبعوث شدم كه اخلاقى را تكميل كنم كه در آن روح مكرمت هست؛ يعنى اخلاق بزرگوارى، اخلاق آقايى اما نه آقايى به معناى آن سيادتى كه بر ديگرى مسلط بشوم، بلكه آقايى‏اى كه روح من آقا باشد و از پستى، دنائت، دروغ، غيبت، از تمام صفات رذيله احتراز داشته باشد، خودش را برتر و بالاتر از اينها بداند..(1)



(1)مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏23، ص: 629
شیدا
#7 ارسال شده : 1390 تير چهارشنبه, 08 12:53:50(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 164
امتیازات: 205
Woman
مکان: تهران

تشکرها: 29 بار
20 تشکر دریافتی در 18 ارسال
با سلام من توی یکی از سایت ها در شرح این مطلب به این نوشته برخوردم که شاید جالب باشه

اینکه وجود مبارک حضرت فرمودند من مبعوث شده ام برای تکمیل مکارم اخلاق و من متمم هستم، ناظر بر این مطلب هست که انبیای قبل، در این راستا حرکت می‌کردند و یکی از اهداف رسالت انبیای قبل هم ایجاد مکارم اخلاق بوده است با بیان این مقدمه می‌گوییم؛ «اخلاق» اگر به معنای موعظه و نصیحت باشد به منزله قرص مسکن است و قرص مسکن درد را ساکت می‌کند نه درمان انسان برای ساخته شدن نیاز به جراحی دارد و جراحی یعنی غده‌های سرطانی رذایل را باید از درون انسان وجین کرد، جراحی به این معنا فقط از راه درست شدن اعتقادات محقق می‌شود تا اعتقاد درست نشود، اخلاق درست نمی‌شود پس درست شدن اخلاق؛ یعنی درست شدن توحید و انسان تا نفهمد سر سفره چه کسی نشسته است اخلاق او درست نمی شود.

نصیحت و موعظه فقط چند روزی انسان را نگه می‌دارد و اگر توحید انسان درست شد و دانست که سر سفره کیست همه چیز درست می‌شود اینکه قرآن فرمود : « أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری » «آیا نمی‌دانید خدا شما را می‌بیند»، درک این معنا با اعتقاد و توحید درست می‌شود، اگر توحید، فکر، اعتقاد و تمام وجود شئونی انسان را فراگرفت آنگاه اخلاق درست می‌شود؛ آنگاه که انسان فهمید در محضر خداست، نمکدان را نمی‌شکند لذا اگر «توحید» درست نشود، اخلاق هم درست نمی‌شود و اگر فرمود، من برای اتمام مکارم اخلاق، مبعوث شده ام او عالی‌ترین مراتب توحید را به ارمغان آورده است، رسالت او رسالت توحیدی است.

پس تعبیر « مکارم اخلاق » ناظر به مراتب توحید است، یکی از مواردی که به اشتباه گفته می‌شود این است که، یک عمر می‌گوییم: گناه نکن، چون اگر گناه کردی خدا پس از مرگ عذابت می‌کند، یا می‌گوییم نماز بخوان تا هشتاد سال دیگر به بهشت بروی ! این تعابیر در فرهنگ ما کارایی ندارد؛ زیرا جوان امروز می‌گوید: من نقد الآن را رها کنم، به امید هشتاد سال دیگر؟ خوش‌بینانه‌ترین نظر این است که می‌گوید: الآن گناه می‌کنم و بعد توبه می‌کنم، قرآن پاسخ مناسبی به این امر داده است. در فرهنگ قرآن تعبیر « جَزاءً وِفاقاً » آمده است، در فرهنگ قرآن بین «جزا» و «عمل» فاصله ای نیست، بلکه بالاتر از آن، «جزاء» عین «عمل» است این تمثیل را برای شما عرض کنم اگر اینجا آتشی روشن است و بچه آتش را می‌بیند و به طرف آتش می‌رود شما به او می‌گویید دست به آتش نزن که هفته آینده دستت می‌سوزد ! یا به او می‌گویید که «دست زدن، همان و سوختن همان».

همه انبیا آمده‌اند بگویند این زرق و برق دنیا آتش است و «دست زدن همان و سوختن همان»، هدف این است که «گناه همان و جزا همان»، البته در قیامت این حقایق ظهور پیدا می‌کند چرا که قیامت «یوم الظهور» است و اثر گناه همین جاست و راهی برای درست شدن اخلاق نیست، مگر اینکه حقیقت اخلاق را در جان خود پیاده کنیم و اخلاق یعنی توحید.

منبع : سایت حوزه نیوز

محمد
#8 ارسال شده : 1390 تير چهارشنبه, 08 17:18:28(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/28(UTC)
ارسالها: 66
امتیازات: 43-
Man
مکان: قم

تشکرها: 36 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال
شیدا نوشته است:
...«اخلاق» اگر به معنای موعظه و نصیحت باشد به منزله قرص مسکن است...
انسان برای ساخته شدن نیاز به جراحی دارد...
تا اعتقاد درست نشود، اخلاق درست نمی‌شود پس درست شدن اخلاق؛ یعنی درست شدن توحید...

.. لذا اگر «توحید» درست نشود، اخلاق هم درست نمی‌شود ...
پس تعبیر « مکارم اخلاق » ناظر به مراتب توحید است،... راهی برای درست شدن اخلاق نیست، مگر اینکه حقیقت اخلاق را در جان خود پیاده کنیم و اخلاق یعنی توحید.

منبع : سایت حوزه نیوز



من نمی دونم گوینده چه کسی است اما برام سوال ایجاد شد که:
اخلاق به معنی موعظه و نصیحت باشه یعنی چه؟ چه کسی گفته اخلاق یعنی موعظه و نصیحت؟
چه کسی اخلاق را به معنی توحید ذکر کرده؟

یعنی هرکه خوش اخلاقه به این معنی است که خوب موعظه و نصیحت می کنه؟

یعنی ما مومن بد اخلاق و کافر بهرمند از برخی مکارم اخلاقی نداریم؟

چرا همه چیز را در یک مجال کوتاه، بدون دقت لازم و با بیان ناقص با هم قاطی می کنیم؟

آیا مطالعه ناکافی و بی دقتی در فهم و ارائه معارف ، بیان نارسا و... کمکی به ارائه معارف دینی می کنه؟

البته احتمال هم داره که سایت حوزه نیوز به وسیله فردی غیر متخصص مطالب گوینده را به شیوه نادرست خلاصه و خراب نموده باشه!!
aa_yy113
#9 ارسال شده : 1390 تير یکشنبه, 12 09:19:41(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/14(UTC)
ارسالها: 118
امتیازات: 354

تشکرها: 0 بار
11 تشکر دریافتی در 11 ارسال
ريشه تفاوت انسان و حيوان از نظر رهبرى

انسان با اينكه از نظر نيروها مجهّزترين موجودات است و اگر بنا بود با غريزه رهبرى شود مى‏بايست صد برابر حيوانات مجهّز به غرايز باشد، در عين حال از نظر غرايزى كه او را از داخل خود هدايت و رهبرى كنند، فقير ترين و ناتوان‏ترين موجود است؛ لهذا به رهبرى، مديريّت و هدايت از خارج نياز دارد. اين همان اصلى است كه مبنا و فلسفه بعثت‏ انبياء است، و هنگامى كه فلسفه بعثت‏ انبياء را مورد بحث قرار مى‏دهيم متّكى به اصل نياز بشر به راهنمايى و رهبرى هستيم؛ يعنى بشر موجودى است مجهّز به ذخاير و منابع قدرت بيشمار و در عين حال در ذات خود فوق العاده بى‏خبر و سرگردان و خود از ذخاير و منابع وجود خود ناآگاه، نه مى‏داند كه چه دارد و نه مى‏داند كه چگونه آنها را رهبرى كند و مورد بهره‏بردارى قرار دهد؛ لهذا نيازمند است كه رهبرى گردد، راه به او نشان داده شود و نيروهايش سامان يابد و سازمان پيدا كند؛ بايد او را آزاد كرد و به حركت آورد.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى / ج‏3/ 322
دل آرام
#10 ارسال شده : 1391 خرداد شنبه, 27 20:46:23(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال

محمد نوشته است:
من نمی دونم گوینده چه کسی است اما برام سوال ایجاد شد که:
اخلاق به معنی موعظه و نصیحت باشه یعنی چه؟ چه کسی گفته اخلاق یعنی موعظه و نصیحت؟
چه کسی اخلاق را به معنی توحید ذکر کرده؟

یعنی هرکه خوش اخلاقه به این معنی است که خوب موعظه و نصیحت می کنه؟

یعنی ما مومن بد اخلاق و کافر بهرمند از برخی مکارم اخلاقی نداریم؟

چرا همه چیز را در یک مجال کوتاه، بدون دقت لازم و با بیان ناقص با هم قاطی می کنیم؟

آیا مطالعه ناکافی و بی دقتی در فهم و ارائه معارف ، بیان نارسا و... کمکی به ارائه معارف دینی می کنه؟

البته احتمال هم داره که سایت حوزه نیوز به وسیله فردی غیر متخصص مطالب گوینده را به شیوه نادرست خلاصه و خراب نموده باشه!!

این مطالب شاید ناکافی باشه اما بی دقت نیست.

بیان دیگری از همان حرف است که شهید مطهری می فرماید که پایه اخلاق جز دین نیست.


یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


پایتخت
#11 ارسال شده : 1391 خرداد یکشنبه, 28 18:05:41(UTC)

رتبه: عضو

تاریخ عضویت: 1388/11/23(UTC)
ارسالها: 16
امتیازات: 48
Man

تشکرها: 1 بار
1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

این مطلب زیبا را در این لینک بخوانید.

http://www.farsnews.com/...xt.php?nn=13910327001253

shahsavan
#12 ارسال شده : 1396 بهمن پنجشنبه, 26 12:05:41(UTC)

رتبه: تازه وارد

تاریخ عضویت: 1396/11/26(UTC)
ارسالها: 1
امتیازات: 3

تشکرها: 0 بار
0 تشکر دریافتی در 0 ارسال

معنی این حدیث را کسی نگفت  انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق

 

طراحی سایت

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » تاریخ و سیره اهل بیت (ع) » بعثت رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم»
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/107 ثانیه ایجاد شد.